آقا اجازه! خسته ام از اين همه فريب،
از هاي و هوي مردم اين شهر نا نجيب.
آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
ديوارهاي سنگي از کوچه بي نصيب.
آقا اجازه! باز به من طعنه مي زنند
عاشق نديده هاي پر از نفرت رقيب.
«شيرين»ي وجود مرا «تلخ» مي کنند
«فرهاد»هاي کينه پرست پر از فريب!
آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!
باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 23:22 موضوع شعر | لینک ثابت
آقا اجازه!
آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران
آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!
قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»
من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار و باز بباران از آسمان
- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!
«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
يا زير دستهاي نجيب تو در امان!
آقا اجازه!............................
.......................................!
باشد! صبور مي شوم اما تو لااقل
دستي براي من بده از دورها تکان...
التماس دعا نظر یادتون نره
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 16:37 موضوع شعر | لینک ثابت
آدينه موعود
آدينه (1)
مرا از شرمساري ها رها کن
زدست بي قراري ها رها کن
بيا يک صبح آدينه دلم را
از اين چشم انتظاري ها رها کن.
آدينه (2)
ز ابر آه من آيينه پر شد
دلم از غربتي ديرينه پر شد
ز بس ماندم در اين چشم انتظاري
تمام عمرم از آدينه پر شد.
آدينه (3)
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
آدينه (4)
خدايا!، زنده کن شوق دعا را
شبي سرشار کن از خويش ما را
ببين! چشم انتظاران بهاريم
پر از آدينه کن تقويم ها را
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در شنبه نهم اردیبهشت 1385 ساعت 15:48 موضوع شعر | لینک ثابت
شب هاي بي ستاره
آتش گرفته است لباسي که بر تن است
هر لحظه از حرارت داغي که با من است
بر من بتاب ! بر من دل خسته اي غزل !
شب هاي بي ستاره من با تو روشن است
اي عشق هاي پاک و مقدس ، کجا شديد؟
اين قرن، قرن مردم آلوده دامن است
ديگر به جاي روز، شبي مي وزد سياه
ديگر به جاي قلب به هر سينه آهن است
افسوس مي خورم که چرا حرف هايمان
چون ميوه هاي کال درختي سترون است
بر پاره هاي دفتر من يک نفر نوشت
اين شعر ها نهايت اندوه يک زن است
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 ساعت 22:22 موضوع شعر | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم امام رضا (ع) - موبایل و ........................
عععععععععععععععععععععععععععید مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک باااااااااد
24 پیام کوتاه برای عید فطر
پیامک های عید فطری
مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج سید مهدی میرداماد
کانون
آهنگ جديد و بسیار زيباي سامي يوسف با نام You Came To Me
کتاب الکترونیک حضرت علی - جاوا
آفتاب سرخ محراب
درباره وبلاگ

پيغام مدير : اسلام عليک يا اباصالح المهدي
سلام به کاربران عزيز و گرامي ، ورود شما را به اين وبلاگ خوش آمد عرض مي كنم . اميدوارم مطالب اين سايت مورد استفاده ي شما قرار گيرد . نقطه نظرات خود را براي بهبود وبلاگ مطرح نماييد.
صلوات يادتون نره ما را هم از دعاي خيرتون محروم نسازيد.
متشکرم 09138812773
همین وبلاگ را میتوانید از آدرس زیر باز کنید.
www.golekhoshbo.tk
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
شب قدر
مقاله
آيه
حديث
شعر
متن ادبي
بانک صوتي
کمي خودماني
نامه منتظران
معرفي کتاب
محاسن صلوات
القاب حضرت مهدی
زیارتنامه امام مهدی
تصاویر مهدوی
دانلود برنامه
موبایل
موسیقی
مهدویت
مناسبت های ویژه(همراه صوت)
سخنرانی حضرت مهدی(ع)
آموزش تصویری احکام و رساله
آموزش متحرک قرآن مجید
دانلود فیلم و سریال
دانلود مداحی(تصویری)
ماه شعبان
امام زمان(ع)یا مهدی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY