نتیجه محبت به امام زمان(عج)

برای انتظار حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، باید پیمانه مودت خویش را از نور موالات و دوستی خاندان پاکیها (معصومان علیهم السلام) سرشار کرد.
«و ان تملا ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.»(1)
زیرا در سایهسار فرهنگ «موالات» پاکان و پاکیها همه مفاسد دنیوی ما در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اصلاح میگردد:
«بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا.» (2)
واژه «موالات» دارای دو مفهوم است. این دو معنا، مانند دو رکن همراه با هم، معنابخش ماده «موالات»اند. واژگان «دوستی» و «پیروی» با هم، «موالات» را در ذهنها به تفسیر تصویر میکشند.
«موالات» به حکم باب «مفاعله»، امری است متقابل، یعنی ما شیعیان، خاندان اهلبیت را دوست میداریم و از آنان اطاعت میکنیم، و آنان نیز ما را دوست داشته و توسلات و تقاضاهای ما را اجابت کرده و ما را شفاعت میکنند.
سید ابن طاووس (رحمة الله) میگوید: سحرگاهی، در سرداب مقدس حضرت در سامره، نوای آن عزیز را شنیدم که مینالید و میفرمود: «اللهم! ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا، و بقیة طینتنا؛ پروردگارا! شیعیان ما، از پرتو انوار ما خلق شدند و از زیاده گل ما سرشته گردیدند. (3)
ابو ربیع شامی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از عمر و بن اسحاق، حدیثی نقل شده که:دخل علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرای صفرة فی وجهه. قال: ما هذه الصفرة؟ فذکر وجعا به . فقال له علی علیه السلام، انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم، فتدعون فنؤمن. قال عمرو: «قد عرفت ما قلت، و لکن کیف ندعو فتؤمن؟» فقال: «انا سواء علینا البادی و الحاضر.» فقال ابو عبدالله علیه السلام: «صدق عمرو .»(4)
فردی به حضور امیر مؤمنان رسید و حضرت، در صورت او، زردی مشاهده کرد. فرمود:
این زردی چیست؟ گفت که دردی دارد. حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد میشویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض میگردیم، و برای شما دعا میکنیم، پس شما هم دعا میکنید و ما آمین میگوییم.»
عمر و گوید: گفتم: «آنچه فرمودی، فهمیدم، اما چگونه بر دعای ما آمین میگویید؟
فرمود: «برای ما، مسافت دور و نزدیک فرقی ندارد.» امام صادق علیه السلام فرموند: «عمرو، راست گفت.»
به خوبی مشاهده میشود که موالات، دو طرفی است و از روایات استنباط میشود که آن امام عزیز، با محبت خروشان خود، به شعیان خود نظر دارد. مگر نه آن است که یوسف گمشده، «رحمت موصوله» (5) و مهر بی کران و رحمت پیوسته الهی است .
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«خداوند، رحمت کند بندهای که ما را نزد مردم محبوب کند و ما را در معرض دشمنی و کینهتوزی آنان قرار ندهد. همانا، به خدا سوگند، اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت میکردند، به سبب آن، عزیزتر میشدند و هیچ کس نمیتوانست بر آنان وصلهای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمهای را میشنود، پس ده کلمه از پیش خود بر آن میافزاید.» (6)
آری پیمانه مودت و دوستی را باید از نور موالات محمد و آل محمد، سرشار و سرریز کرده که اجر زحمات رسول و پاداش رسالت آن سترگ است همچنان که در آیه چنین آمده است: «لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی»(7)؛ برای رسالتم هیچ اجر و مزدی از شما نمیخواهم مگر دوستی اهل بیتم و در آیه دیگر چنین آمده که: «و ما اسالکم من اجر فهو لکم»(8)؛ سود و ثمره این محبت و علاقه، به خود ما باز میگردد و ما را به پاکان و پاکیها وصل میکند و به اوج و رفعت میکشاند و اینگونه است که «فائز» میشویم: «فاز الفائزون» بولایتکم (9) در سایه ولایت پاکان است که رستگاران، به رستگاری دست یافتهاند و از «ذلت خوض و فرو رفتن» به «عزت فوز و سر بر کشیدن» نائل گشتهاند . در آیهای دیگر میخوانیم:
«ما اسالکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» (10)؛ فقط، از کسانی که بخواهند راه را بیابند و حرکت کنند، رسول، مزد رسالت را میخواهد. در دعای ندبه نیز آمده است:
«فکانوا هم السبیل الیک و المسلک الی رضوانک» (11)؛ همانا تنها، این خاندان راه به سوی خدا هستند و طریقه کسب رضوان اویند.
در سه آیه یاد شده سخن از آن است که اجر و پاداش رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله:
الف) مودت امت
ب) آن اجر، برای خودتان است
ج) آن اجر، فقط از آن کسی است که خواسته باشد راه یابد.
این عاطفه سرشار است که میتواند به گامهای ما، توان دهد و آن را در «سبیل» و راه خدا همراه با ثبات و استواری، به حرکت و جریان بیندازد، و با این محبت به حجت خدا است که با تمام وجود، نجوا میکنیم:
«السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (12)؛ تو ای حجت خدا! - تنها راه هستی و من، سرشار از عشق تو هستم و با تو آغاز میکنم و با تو ادامه میدهم و تنها، تو، شفیع و همراه من، در آغاز و در ادامه هستی. (13)
راستی، کبوتر دل من، در کدامین آسمان باید پرواز کند و در کدامین آستان باید آشیانه گزیند؟ جز آسمان پاکیها که راه نجات و سعادت و رشد مرا به همراه دارد و آستان پاکان، که پناهی مهربان و دل سوز، راهی هست؟
تو، آگاه به تمامی راه هستی و آزاد از تمامی جاذبهها؛ تو، خلق را برای خدا میخواهی و در جهت او به حرکت میداری و آنان را به قلههای «قرب» و «رضوان» رهنمون میسازی. (14)
پینوشتها:
1- فرازی از دعای زیارت آل یس .
2- فرازی از زیارت جامعه كبیره .
3- الصحیفة المبارکة المهدیه، ص 291 (نقل از مهر بیکران)
4- بصائر الدرجات، جزء 5، ب 16، (نقل از مهر بیکران)
5- فرازی از زیارت جامعه کبیره .
6- الروضة من الکافی، ص 229، ح 293 (نقل از مکیال، ج 2، ص 221 .)
7- شوری، 23 .
8- سبا، 47 .
9- فرازی از زیارت جامعه کبیره .
10- فرقان: 57 .
11- فرازی از دعای ندبه .
12- فرازی از دعای صاحب الامر .
13- فمعکم معکم لامع غیرکم (فرازی از زیارت جامعه کبیره)
14- اریدکم لله (نهج البلاغه، خ 136) .
برگرفته از مجله انتظار، ش 5 (با دخل و تصرف)
منتظرامام زمان | 9:28 - پنجشنبه 30 آبان1387
اهمیت شناخت امام عصرمان

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:
«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.»
در این دعا از خداوند میخواهیم که «حجت» خودش را به ما معرفی کند و بیان میکنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.
در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.
همه اینها نشان از آن دارد که مسئله معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»
یعنی، چه دولت حق، زود ظاهر شود و یا دیر، برای تو مساوی خواهد بود و زیانی نکردهای؛ زیرا، زیان، برای کسی است که امامش را نشناخته است .
«اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یضرک، تقدم هذا الامر او تاخر.» (2)
«کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، مانند مردم جاهلیت مرده است و هر کس بمیرد و امامش را شناخته باشد، تقدم و تاخر این «امر» (حکومت مهدی آل محمد) او را زیان ندهد. اگر کسی بمیرد و امام خود را شناخته باشد، مانند کسی است که در خیمه امام قائم همراه او باشد.»(3)
این دسته روایات، به خوبی، گزارش از آن دارند که شیعه، همواره «جریان پیوسته انتظار» بوده است.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا امام عسکری (علیه السلام) همه، از «انتظار» سخن راندهاند و فرهنگسازی فرمودهاند و نشان از کوهسار حکومت مهدی آل محمد دادهاند، و مشتاقان حکومت مهدی را بشارت و نوید دادهاند که با شناخت و معرفت از امام و خط امامت معصومان علیهم السلام در خیمه امام قائم در آمدهاند، هر چند که قبل از خروج و قیام آن حضرت، به چنگ مرگ در آیند و فرصت تشرف به محضر آن عصاره هستی را درنیابند.
خدایا توفیق درك و معرفت امام زمانمان را به عطا بفرما .
پینوشتها:
1- ینابیع المودة قندوزی، باب 29، ص 137، چاپ حیدریه، نجف/ اصول کافی، کتاب الحجة، باب من مات و لیس له امام، ح 3 .
2- اصول کافی، ج 2، ص 97، باب انه من عرف امامه لم یضره تقدم هذا الامر او تاخر، ح 1 .
3- همان، ص 198، ح 5 .
منتظرامام زمان | 9:28 - پنجشنبه 30 آبان1387
|
|
|
Yas Group |
اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدن
به دلم افتاده بود ،صدا زدي آقا منو
دل تنهام آوردم ،با يه دنيا دل خوشي
كمتر از آهو كه نيستم ،ميشه ضامنم بشي
اومدم همسايه هاي پا پرت رو دون بدم
دلم رو دست بگيرم ، تا بهت نشون بدم
روبروي گنبدت سجده كنم ،سلام بدم
خسته نيستم اگه من از راه دوري اومدم
بگم آفتابي و عاشقم،درست مثل جنوب
با همون لهجه دريايي كه مي دوني تو خوب
روبروت بي اختيار زانو بزنم
ميون گريه بگم ، غريب و دربه در منم
تو رو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني
مي دونم كه دست رد باز به سينم نمي زني
مي دونم شفاعتت بي منت ، زبون زد
به همين اميد دلم به مشهد تو اومده
تو كه اسمت با غمه ، نقاره هات روي رواست
همه صحن طلات رد پاي فرشته هاست
دست خالي هيچ كسي از در خونت نمي ره
يا رضا رضا مي گم تا قلبم آروم بگيره
يا رضا رضا مي گم تا قلبم آروم بگيره
منتظرامام زمان | 13:21 - دوشنبه 27 آبان1387

نرم افزار بر روی کلیه گوشی های موبایل قابل اجراست.
دانلود - با حجم 3.32 مگابایت
پسورد : www.ir-tci.org
دکلمه - سالار زینب حسین جان... [لینک دانلود]
منتظرامام زمان | 9:16 - پنجشنبه 23 آبان1387
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/taheri039(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (سید مهدی میرداماد) - دریا دریا دل رئوفت دریایی، رویا رویا هوای صحنت رویایی [128 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/mirdamad016(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - بهشت برا اهل تقوی، بهشت من مشهد تو [93 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj026(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - شهنشه جهان امیر انس و جان ، ای تجلای خدای لا مکان [67 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj025(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - قدح به سر کنید شب را سحر کنید، غم دنیا را از سر به در کنید [73 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj024(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - گرفته خواب از چشمهای مستم ستارهها راو میشمرم ، می خوام ببینم کجای عشقم پیالهها رو میشمرم [110 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi139(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - آسمون هفتمو دیده کبوتر آزاد تو ، دست آسمون گره خورده به پنجره پولاده تو [109 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi138(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی - نه اینکه مرا از گل زیادهی تو، که آفرید مرا از غبار جاده تو [84 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi137(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم و بستم رشته پرواز خود را با هزاران زائر دیگر به قفل پنجره پولاد آقا هرچه محڼ/a> [132 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi136(www.BGH.ir).mp3
میلاد امام رضا(ع) (سعید حدادیان) - گرچه از وادی کربلا به دورم ، روز میلاد رضا غرق سرورم [99 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/hadadian032(www.BGH.ir).mp3
اي به اميد کسان خفته ز خود ياد آريد -:- تشنه کامان حقيقت ز احد ياد آريد [218 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/botgar(www.BGH.ir).mp3
منتظرامام زمان | 16:29 - جمعه 17 آبان1387
سورهای كه خلاصهی قرآن است
شناختنامه قرآن 14
سوره ی مبارکه ی هود
هود یازدهمین سورهی قرآن است كه در مكه نازل شده و حاوی معارف مختلف اصولی دین و اخلاق کریمه انسانی و احکام شرعی کلی مربوط به عبادات و معاملات و سیاسات و ولایات است.
توصیف عرش، کرسی، لوح ، قلم، سماء، ارض، ملائکه ، جن، شیاطین، گیاهان، حیوانات، انسانها و نیز بیان ماجرای ابتداء خلقت و بازگشت آن، فانی شدن عالم و رجوع الیالله سبحانه از موضوعات این سوره است.
روز بعث و مقدمات آن یعنی عالم قبر، برزخ ، قیام از قبر، حشر ، جمع، سوال، حساب ، وزن، شهادت شاهدان، قضای الهی و در نهایت بهشت و جهنم و درجات و درکات آن دو و رابطه بین خلقت انسان و عمل او و بین عمل و نتیجه آن که سعادت یا شقاوت ، نعمت یا نقمت و درجه یا درکه سقوط است و در نهایت وعده و وعید و انذار و تبشیر با موعظه و حکمت و جدال احسن میباشد. 1
اهمیت سوره هود
با توجه به مطالب ذکر شده در محتوای سوره روشن میشود «سوره هود خلاصه قرآن کریم است»
محور اصلی سوره هود
آیات این سوره تمامی معارف متعدد ذکر شده را با همه تفاصیل آنها به یک اصل واحد برمیگرداند که همان اصل توحید است. توحید به این معنا که او ربّ همه موجودات عالم است و جز او ربّی نیست. او پرورش دهنده همگان بوده و هرکس هر چه دارد از آنِ اوست . تسلیم از تمامی جهات در مقابل او واجب و لازم است چرا که او مالک و مدبر و ربّ است.سوره با انذار و تبشیر سنت الهی در مورد بندگان آغاز میشود . اخبار امتهای پیشین و قصه اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعیب و موسی -علیهم السلام- و آنچه آنها را وادار به گردنکشی و سرپیچی از دعوت الهی و فساد در زمین و اسراف نمود، توصیف می کند. آنچه پروردگار به مومنان و کفار وعده داده و در خلال این امور معارف الهی مربوط به توحید و معاد و نبوت را بیان میکند.
نکته مهم
سوره هود بیان میکند كه تمام معارف الهی در هنگام تحلیل به توحید باز میگردد پس روشن میگردد محور قرآن کریم توحید است. 2
حسین رحیمی
منتظرامام زمان | 14:53 - جمعه 17 آبان1387
منتظرامام زمان | 9:18 - پنجشنبه 9 آبان1387
| |||||||||||||||||||
|
|
سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد
| حقیقت ایمان چیست؟ | Play | Download | |
| خلوت با خدا | Play | Download | |
| دل نورانی بهترین تصمیم گیر | Play | Download | |
| دلهای سیاه | Play | Download | |
| سوز تو کارها بکند | Play | Download | |
| سوز دل | Play | Download |
| باید دل از محبت دنیا جدا کنی | Play | Download | |
| دوباره ساز دل سر می دهد آهنگ تنهایی | Play | Download | |
| دلخسته روی زانوی غم سرگرفته ام | Play | Download | |
| دم آخر توی بستر اشک غربتم روانه | Play | Download | |
| رنگ خون شد دلم شعله بر حاصلم | Play | Download | |
| هستم در انتظار تو، مادر کجایی؟ | Play | Download | |
| غریب مادر | Play | Download |
| کنزالحقایق | Play | Download | |
| امشب از روضه های تو زارم | Play | Download | |
| ای مدینه بنگر در سوز و در گدازم | Play | Download | |
| غم رو دلم میشینه | Play | Download | |
| شب مرغ را اسیر کمند می کنی | Play | Download | |
| گرچه آخر به لبانم | Play | Download | |
| از غریبی امان ای دل | Play | Download |
چه کار کنیم که ایمان در ما ثابت شود ؟ ( سخنرانی حجة الاسلام ریاضت )
| روضه | Play | Download |
| روضه 1 | Play | Download | |
| روضه 2 | Play | Download |
| روضه 1 | Play | Download | |
| روضه 2 | Play | Download | |
| روضه 3 | Play | Download | |
| روضه 4 | Play | Download | |
| روضه 5 | Play | Download | |
| روضه 6 | Play | Download |
| روضه 1 | Play | Download | |
| روضه 2 | Play | Download | |
| روضه 3 | Play | Download |
| روضه 1 | Play | Download | |
| روضه 2 | Play | Download | |
| روضه 3 | Play | Download |
| روضه | Play | Download |
| نوحه 1 | Play | Download | |
| نوحه 2 | Play | Download | |
| نوحه 3 | Play | Download | |
| نوحه 4 | Play | Download | |
| نوحه 5 | Play | Download | |
| نوحه 6 | Play | Download |
| نوحه | Play | Download |
| نوحه | Play | Download |
| نوحه | Play | Download |
| نوحه | Play | Download |
منتظرامام زمان | 10:17 - پنجشنبه 2 آبان1387
زیارتنامه امام صادق (ع)
اي آقايان من اي فرزندان رسول خدا بنده شما و کنيززاده خوار و ناتوان در مقابل
علو و مرتبه شما و معترف به حق شما آمده ام نزد شما در حال پناهندگي به قصد حرم
مقدس شما و نزديکي به مقام شامخ شما متوسل به سوي خداي تعالي به وسيله شما آيا
داخل شوم اي مولايم آيا داخل شوم اي دوستان خدا آيا درآيم اي فرشتگان خدا که در
گرد و اطراف اين حرميد و مقيم اين زيارتگاه
خدا بزرگتر است بسيار و حمد براي خداست فراوان و منزه است خدا صبح و شام و
حمد از آن خداست يکتا بي نياز بزرگوار يگانه با تفضل پر منت احسان بخش پر مهر
که منت نهاد به بخشش خود و آسان نمود زيارت آقايان مرا به احسانش و مگردانيد
مرا از زيارتشان ممنوع بلکه بخشش نمود و احسان کرد
درود بر شما امامان هدايت درود بر شما اهل تقوي درود بر شما اي حجت هاي اهل
دنيا درود بر شما اي عدالت گستران در ميان مردم درود بر شما اي اهل صفا درود بر
شما خاندان رسول خدا درود بر شما اهل نجوي گواهم که شما تبليغ کرديد و نصيحت
نموديد صبر کرديد درباره خدا و تکذيب شديد و با شما بدرفتاري شد و گذشت
مي کرديد و گواهم که شما از امامان راهبر و راه يافته ايد و فرمان بردن شما واجب
است و گفتار شما راست است و شما به حق دعوت کرديد پس گوش ندادند و فرمان
داديد پس اطاعت نکردند و شما ستون هاي دين و پايه هاي زمين هستيد و هميشه زير
نظر خدا بوديد درمي آورد شما را از پشت هاي هر پدر پاک و و نقل مي کرد شما را از
رحمهاي پاکيزه چرکين نکرد شما را دوران جاهليت عميق و دچار فتنه و هوس نشديد
پاکيد و پاک است بنياد شما منت نهاد بر وجود شما بر ما جزابخش روز جزا و
نهاده شما را در خانه هايي که خدا اجازه داده فرازي گيرند و نامش در آنها برده
شود و صلوات ما بر شما رحمت براي ما و کفاره گناهانمان ساخته زيرا شما را خدا
به سود ما انتخاب کرده و پاکيزه گردانيد آفرينش ما را بدانچه منت نهاده بر ما
از پيروي دوستي شما و ما در پيشگاه خدا از نامبردگان به دانش شما معترفيم به
تصديق به شما و اين مقام کسي است که اسراف نموده و خطا کرده و مستمند شده و
اقرار دارد بر آنچه جنايت کرده و بدين مقام خود اميد اخلاص دارد و نجات دهد او
را بوسيله شما و نجات دهد هلاکان را از نابودي باشيد براي من شفيع که من به شما
رو آوردم هنگاميکه روگردانيدند از شما اهل دنيا و آيات خدا را مسخره گرفتند و
بزرگي به آنها ورزيدند اي کسيکه او برپاست و سهو و خطا ندارد و هميشگي است
بازي گري ندارد و محيط بر هر چيز است منت براي توست به توفيقي که دادي به من و
شناخت عقيده ايکه پشت کردند بدان بندگانت و از ناداني به آن و سبک شمردند
حقش و ميل به سوي ديگري کردند مي باشد منت از تو به من با مردميکه امتيازشان
دادي بدانچه مخصوص کردي مرا بدان سپاس خداي را چونکه من هستم نزد تو در مقام
خود ياد شده و نوشته شده محرومم نکن از آنچه اميدوارم و نوميدم مساز درباره آنچه
خواستم به احترام حضرت محمد و خاندان پاکش و رحمت خدا بر محمد و آل محمد
درود بر شما اي امامان رهبر و رحمت خدا و برکات او وداع کنم با شما و به خدا
مي سپارم و به شما سلام دهم ايمان داريم به خدا و به رسول و به آنچه شما آورديد و
رهنمايي کرديد به آن خدايا بنويس ما را از گواهان
منتظرامام زمان | 10:11 - پنجشنبه 2 آبان1387
دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی

بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اكتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعكاس مىیابد، اشعههایى از انوار الهى است كه از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهرهمند ساخته است. اگر غیر از این بود، مىبایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، كاربردى آن هم در همه زمینهها، بدون كمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیتهاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
جستجوى مفصل این نكته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را كه به علم پزشكى امام صادق علیه السلام اشاره دارد. نقل به مضمون مىكنیم.
روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى كنار خلیفه نشسته بود. او كتابهایى كه در موضوع «علم طب» نگاشته شده بود را براى خلیفه مىخواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشهى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مىبارید. مدتى گذشت. هنگامى كه طبیب از خواندن كتابها فارغ شد، نگاهاش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاهاش را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سكوت را شكست:
- این مرد كیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوختههاى علمى من بهرهمند گردد؟
- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این كه چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
- نه!
- طبیب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
- چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار دارى؟
- گرمى را با سردى معالجه مىكنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان مىكنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به كار مىبندم و نتیجه كار را به خداوند وامىگذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
طبیب هندى براى این كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسید:
- مگر طب غیر از اینها است كه گفتى؟!
- امام فرمود:
- گمان مىكنى من مثل تو اینها را از كتابهاى طبى آموختهام؟!
- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموختهام. اكنون بگو كدام یك از من و تو در علم طب داناتریم؟
- كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالمترم.
- پس لطفا به سوالهایم پاسخ گویید.
- بپرسید.
- چرا سر آدمى یك پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟
- نمىدانم.
- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
- نمىدانم.
- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
- نمىدانم.
- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا چشمهاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟
- نمىدانم.
- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا سوراخهاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
- نمىدانم.
- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت بالاى دهان آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا دندانهاى جلو، تیز و دندانهاى آسیاب، پهن و دندانهاى انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا كف دست و پا، مو ندارد؟
- نمىدانم.
- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
- نمىدانم.
- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
- نمىدانم.
- چرا قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرك است؟
- نمىدانم.
- چرا كلیهها مانند لوبیا خلق شدهاند؟
- نمىدانم.
- چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
- نمىدانم.
- چرا میان كف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
- نمىدانم.
- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ این سوالها آگاهام.
طبیب كه چارهاى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
- پاسخها را بگویید تا بهرهمند گردم.
آنگاه امام به ترتیب به یكایك سوالهاى مطرح شده، چنین پاسخ گفتند:
- به این جهت سر از قطعات مختلف تشكیل شده و شكافهایى برایش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشمها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشمها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى كند. چون زیادى نور، چشم را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مىسازد.
- چشمها به شكل لوزى آفریده شده تا داروهایى كه با سرمه استعمال مىشود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى از آن به وسیله اشك خارج شود.
- به این جهت بینى را میان دو چشم قرار داده است كه بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مىكند تا نور به طور اعتدال به چشمها برسد.
- سوراخهاى بینى را در پایین آن آفریده تا چركهاى انباشته شده در مغز از این سوراخها بیرون شده و بوهاى معطر كه به وسیله هوا متصاعد مىگردد، از آن، بالا رود.
- لب و سبیل را به این جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگیرى كند. و نیز مانع آلوده شدن خوراكىها گردد.
- دندانهاى جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.
- دندانهاى آسیاب را پهن خلق كرده تا غذا به وسیله آنها كوبیده و نرم گردند. دندانهاى انیاب را درازتر آفریده تا میان دندانهاى آسیاب و دندانهاى پیشین، چون ستونى استوار باشند.
- كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماییم.
- براى مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.
- به مو و ناخنهاى تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.
- قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است تا هنگام آویختگى، نوك باریكش وارد ریه شده و از نسیم آن خنك گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.
- ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهاى آن دو (هنگام باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.
- كلیهها مانند لوبیا ساخته شدهاند، براى این كه «منى» از كلیهها قطره قطره به سمت مثانه مىچكد. اگر كلیهها كروى و یا به شكل چهارگوش بودند، قطرات منى كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به یكدیگر برخورد كرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب التذاذ نمىشدند.
- این كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است كه انسان رو به جلو حركت مىكند. سنگینى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمىشود.
- این كه كف پاها را گود و قوسىمانند، خلق كرده به این جهت است كه تمام كف پاها با زمین تماس پیدا نكند. زیرا اگر تمام كف پاها به زمین تماس پیدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مىبینند.
طبیب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مىداد، با تعجب پرسید:
- اینها را از كجا مىدانى؟!
- از پدرانم فراگرفتهام؛ پدرانم از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آموختهاند؛ رسول خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال فرا گرفته است.
طبیب هندى كه چنین شخصیت علمى را در عمرش ندیده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سیماى امام بود، چنین لب به سخن گشود:
- تصدیق مىكنم و شهادت مىدهم كه جز خداى یگانه، خدایى نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالمتر از تو ندیدهام.(1)
پىنوشت:
1- طب الصادق، تحقیق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمى بین شیعه و سنى، ص 98، به نقل از طبالصادق، محمدعلى خلیلى، ص 64.
منبع:
ماهنامه كوثر، ش 40 ، میثم سنگچاركى
منتظرامام زمان | 10:8 - پنجشنبه 2 آبان1387
خودم به سویت می آمدم

پیشنهاد حكومت به امام صادق علیه السلام
وقتی که ابو العباس سفاح و خانوادهاش، پنهانى بر ابو سلمه خلاد كوفى وارد شدند، تصمیم ایشان مبنی بر ایجاد حکومت را مخفى داشت و خواست آن را در بین فرزندان على و فرزندان عباس به مشورت گذارد تا آنان هر كسى را كه خود مایل هستند اختیار كنند. اما بعدا با خود اندیشید كه من از آن بیم دارم كه نظر آنان با یكدیگر هماهنگ نباشد، لذا تصمیم گرفتخلافت را به فرزندان على (ع) از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) واگذار كند. پس به سه تن از آنان به نامهاى جعفر بن محمد بن على بن حسین و عمر بن على بن حسین و عبد الله بن حسن بن حسن نامه نوشت. ابتدا پیك به سوى جعفر بن محمد رفت و او را خبر داد كه نامهاى از ابو سلمه با او است.
امام (ع) گفت: مرا با ابو سلمه چه كار؟ او پیرو كس دیگرى است.
فرستاده گفت: نامه را بخوان و عقیده خود را درباره آن بگو.
جعفر بن محمد (ع) به خدمتگزارش گفت: چراغ را نزدیك آر. خدمتكار چراغ را پیش آورد و امام (ع) نامه ابو سلمه را بر آن نهاد و نامه آتش گرفت.
فرستاده گفت: آیا آن را پاسخ نمىگویى؟
امام فرمود: پاسخ مرا دیدى.
فرستاده از خانه امام صادق (ع) بیرون آمد و به نزد عبد الله بن حسن مثنى رفت. عبد الله نامه او را پذیرفت و به سوى جعفر بن محمد روانه گشت.
امام به او فرمود: چه كارى روى داده كه نزد من آمدى؟ اگر مىگفتى من خود به سویت مىآمدم.
عبد الله گفت: امر مهمى است كه گفتن آن ساده نیست.
فرمود: چیست؟
گفت: این نامه ابو سلمه است مرا به كارى بزرگ فراخوانده و مىپندارد من سزاوارترین مردم به آنم و مىدانید كه پیروان ما از خراسان به نزد ابو سلمه آمدهاند.
امام صادق (ع) پرسید: اینان از چه هنگام پیروان تو شدهاند؟ آیا تو ابو مسلم را به خراسان فرستادهاى و او را به پوشیدن جامه سیاه دستور دادهاى؟آیا یكى از آنان را به اسم و نسب مىشناسى؟ چگونه ایشان پیروان تواند در حالى كه تو آنها را نمىشناسى و آنها هم تو را نمىشناسند؟
عبد الله گفت: این پاسخ از شما چندان محكم نیست.
آنگاه امام صادق (ع) فرمود: خداوند به نیكى مىداند كه من بر خود واجب كردهام كه از نصیحت هیچ مسلمانى فروگذار نكنم. پس چگونه مىتوانم در حق تو كوتاهى كنم. پس در رؤیاهاى باطل فرو مرو. این حكومت فردا به نفع این جماعت تمام مىشود. و همین نامه كه براى تو آمده براى من نیز فرستاده شده است.
پس از این گفتوگو، عبد الله كه از سخن امام (ع) چندان قانع نشده بود، خانه او را ترك كرد.
عمر بن على بن حسین نیز نامه را رد كرد و گفت: من نویسنده آن را نمىشناسم تا پاسخش گویم.
اما این سخن امام به عبد الله كه اگر مىگفتى من خود به نزدت مىآمدم، دلیل بر بزرگوارى اخلاقى و محافظت او بر حق رحم است. در حالى كه عبد الله اسباب مزاحمت و رنجش امام را فراهم كرد.
منبع: كتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین، ترجمه: على حجتى كرمانى
منتظرامام زمان | 10:6 - پنجشنبه 2 آبان1387
نامه ها، رساله ها، کتاب ها

آثار علمى امام صادق عليه السلام
1 - نامه امام به نجاشى والى اهواز كه به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد.
نجاشى نويسنده کتاب رجال مي گويد كه وى به جز اين رساله، نوشته ديگرى از امام صادق (ع) نديده است و اين تنها اثرى است كه به دست امام صادق (ع) تدوين شده و باقى آثار از جمله چيزهايى است كه توسط راويان آن حضرت جمع آورى شده است.
2 - رسالهاى از آن حضرت كه صدوق در كتاب خصال آن را ذكر كرده.
سندش را از اعمش به امام صادق رسانيده است. اين نامه حاوى احكام اسلامى از قبيل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زكات، زكات مال و زكات فطره و روزه و حج و جهاد و ازدواج و طلاق، صلوات بر پيامبر (ص) و دوستى اولياى خدا و ابراز بيزاري از دشمنان خدا و نيكى به پدر و مادر و حكم حج و احكام فرزندان و كردار بندگان و جبر و اختيار و حكم كودكان و عصمت پيامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منكر و معناى ايمان و عذاب قبر و تكبير در عيد فطر و قربان و احكام زنى كه وضع حمل كرده و احكام خوردنيها و نوشيدنيها و صيد ماهى و قربانى و گناهان كبيره و مسايلى از اين قبيل، مىباشد.
3 - كتابى در توحيد كه به خاطر نام روايتگر آن توحيد مفضل نام دارد.
اين كتاب در رد کساني که اعتقاد به خدا ندارند و اثبات وجود خداوند جزو بهترين كتابها به شمار مىرود و تمام آن در ضمن کتاب بحارالانوار موجود است. همچنين اين كتاب به صورت جداگانه به چاپ رسيده است.
4 - كتاب اهليلجة،
اين كتاب هم به وسيله مفضل بن عمر روايتشده و در ضمن بحارالانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است كه سياق و شيوه كتابهاى توحيد (مفضل) و اهليلجة بر صحت آنها دلالت دارد.
سيد على بن طاوس در كشف المحجة لثمرة المهجه در آنجا كه فرزندش را سفارش مىكند، گويد: به كتاب مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر كه درباره آثار و پديدههايى است كه خداوند آفريده است. و نيز كتاب اهليلجة را بخوان كه كتاب بس پرارزشى است.
5 - كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق (ع) است.
اين كتاب همراه با كتاب جامع الاخبار چاپ شده است. علامه مجلسى گفته است: در اين كتاب مطالبى آمده كه خواننده خردمند و مطلع را با ترديد مواجه مىكند. اسلوب اين كتاب شبيه ديگر سخنان و آثار ائمه (ع) نيست. شيخ حر عاملي گويد: از جمله كتابهايى كه بر ما ثابت است كه قابل اعتماد نيست و از آنها نقل نكرديم كتاب مصباح الشريعة منسوب به امام صادق (ع) است. زيرا سند آن ثابتشده نيست.
اما ابن طاوس بر اين كتاب اعتماد داشته است. زيرا مىگويد: از جمله كتابهايى كه بايد با مسافر همراه باشد اين كتاب است.كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة از امام صادق (ع) بايد با مسافر باشد. اين كتاب درباره سلوك به سوى خداوند و توجه به او و دستيابى به اسرارى كه در آن نهفته است، بس لطيف و گرانقدر است.
6 - رساله آن حضرت خطاب به يارانش.
كلينى اين رساله را در آغاز روضة كافى از اسماعيل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل كرده است: امام صادق (ع) اين رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به يكديگر درس دهند و در آن نظر كنند و آن را فراموش نكنند و بدان عمل كنند. اصحاب نيز اين رساله را در جايگاه عبادت خود در خانههاشان گذارده بودند و چون از كار فراغ مىيافتند آن را مىخواندند.
كلينى در همان كتاب از اسماعيل بن مخلد سراج نقل كرده كه گفت: اين نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گرديد، آغاز اين نامه چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، از پروردگارتان عافيت طلب كنيد». آنگاه تمام نامه را ذكر كرده است. همچنين قسمتى از آغاز اين نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پيروان و يارانش، ذكر شده است.
7 - رساله امام به پيروان شيوه راى و قياس.
8 - رساله آن حضرت درباره غنايم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول اين قسمت و تا بخش شانزدهم از اين رساله، نقل شده است.
9 - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب.
10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول.
11 - رسالهاى كه برخى از شيعيان آن را نثر الدرر ناميدهاند.
12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بيت و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق.
13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معيشت و كسب و كار بندگان و وجوه اخراج اموال.
امام (ع) اين نامه را در پاسخ كسى كه از وى درباره جهات معيشتبندگان كه در آنها كسب و كار و معامله بين يكديگر انجام مىدهند و نيز وجوه نفقات و خرج و مخارج زندگي پرسيده بود، نوشت.
14 - رساله آن حضرت در جواب بر صوفيه كه آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مىكردند.
15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و تركيب او.
16 - كلمات قصار آن حضرت. ما برگزيدهاى از اين سخنان را كه در تحف العقول نقل شده، در بخش حكم و آداب آن حضرت ذكر خواهيم كرد. در اين باره، كتابهاى ديگرى از امام صادق (ع) موجود است كه اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه كه از وى روايتشده، گرد آوردهاند.
آنچه گفته شد مربوط به كتابهايى بود كه تا كنون تدوين گرديده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخههاى گوناگون علمى همچون كلام و توحيد و ساير اصول دين و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حكمت و موعظه و آداب و غيره نقل كردند، آن چنان فراوان و بسيار است كه نمىتوان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها بايد به كتابهاى حديثى كه متكفل جمعآورى سخنان آن حضرت شدهاند، رجوع كرد.
منبع: كتاب سيره معصومان، نويسنده: سيد محسن امين ترجمه: على حجتى كرمانى
منتظرامام زمان | 10:5 - پنجشنبه 2 آبان1387
هدیه + یك جایزه

معرفی كتاب
كتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق» همچنان كه از نامش پیداست به معرفی ششمین امام با پردازش داستانگونهی گوشههایی از زندگی آن برزگ نشسته است. جناب آقای عبدالله صالحی، نویسندهی كتاب در مقدمه میگوید: این مختصر ذرّهاى است، از قطره اقیانوس بىكران فضائل و مناقب و كرامات آن امام والامقام و معصوم، كه برگزیده و گلچینى است از دهها كتاب معتبر، در جهتهاى گوناگون و مختلف عقیدتى، سیاسى، عبادى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، اخلاقى، تربیتى و... خواهد بود.
این كتاب كوچك، بسان دریچهای است كه چشمان خوانندهاش را به افقهای بلند و روشن حیات آن امام میافكند.
سرآغاز كتاب، مقدمهی نویسنده بوده و محتوای آن با بیان مختصری از ماجرای ولادت آن امام آغاز میشود.
كتاب سیر خود را با بیان داستانهایی از زندگی آن حضرت از كودكی تا پایان عمر آن شمع طریق افروز پی میگیرد و حسن ختام خویش را به چهل گوهر از جواهرالكلام آن دردانهی پیامبر قرار داده و خود را به آن میآراید.
این مجموعه حدیث، خود گنجینهی ارزشمندی است كه خواننده را، اگر لَختی نمكِ دقت و فكر بدان افزاید، به آستان آن نور رهنمون خواهد شد و بیابان زندگیاش را به بستان پر گل سعادت بدل خواهد كرد.
امید است در این روزها، من و تو، خوانندهی عزیز، اجازهای دهیم تا این كتاب مهمان دست و چشممان شود.
باشد كه توفیق رفیق گردد و سعادت نصیب.
---> دانلود كتاب
منتظرامام زمان | 10:4 - پنجشنبه 2 آبان1387
امام صادق گفت به همهی شما بگویم كه:...

امام صادق به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف میشنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا میخوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجدههای طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلیاللهعلیهوآله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناختهاند و چیزی را به شما سپردهاند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییعشان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته میشود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد میگردم و گفته میشود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته میشود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟
به خدا سوگند، حدیث كرد مرا پدرم كه مردی در میان قبیلهای از شیعیان علی (علیهالسلام) شمرده میشود كه وارستهترین، امانتدارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امینترین و صادقترین ماست.
1- زید شحام
صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیهالسلام
منتظرامام زمان | 10:3 - پنجشنبه 2 آبان1387
نقشهي 25 گنج بزرگ دنيا
امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.
با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.
بسم الله:
امام صادق عليهالسلام فرمودند:
1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.
2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگيري (مثبت و سازنده) يافتم.
3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلياللهعليهوآله) يافتم.
4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.
5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.
برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست
6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.
7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.
8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.
9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.
10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.
11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.
12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.
13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.
14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.
15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.
16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.
17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .
18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.
19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.
20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.
21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.
22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.
قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را
23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.
24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.
25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.
مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.
منتظرامام زمان | 10:2 - پنجشنبه 2 آبان1387



























