تبليغاتX

يا ابا صالح المهدي

نتیجه محبت به امام زمان(عج)

نتیجه محبت به امام زمان(عج)

امام زمان علیه السلام

برای انتظار حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، باید پیمانه‏ مودت خویش را از نور موالات و دوستی خاندان پاکی‏ها (معصومان علیهم السلام) سرشار کرد.

«و ان تملا ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.»(1)

زیرا در سایه‌سار فرهنگ «موالات‏» پاکان و پاکی‏ها همه‏ مفاسد دنیوی ما در حوزه‏های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اصلاح می‏گردد:

«بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا.» (2)

واژه‏ «موالات‏» دارای ‏دو مفهوم است. این دو معنا، مانند دو رکن همراه با هم، معنابخش ماده‏ «موالات‏»‌اند. واژگان «دوستی‏» و «پیروی‏» با هم، «موالات‏» را در ذهن‏ها به تفسیر تصویر می‏کشند.

«موالات‏» به حکم باب «مفاعله‏»، امری است متقابل، یعنی ما شیعیان، خاندان اهل‏بیت را دوست می‏داریم و از آنان اطاعت می‏کنیم، و آنان نیز ما را دوست داشته و توسلات و تقاضاهای ما را اجابت کرده و ما را شفاعت می‏کنند.

سید ابن طاووس (رحمة الله) می‏گوید: سحرگاهی، در سرداب مقدس حضرت در سامره، نوای آن عزیز را شنیدم که می‏نالید و می‏فرمود: «اللهم! ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا، و بقیة طینتنا؛ پروردگارا! شیعیان ما، از پرتو انوار ما خلق شدند و از زیاده‏ گل ما سرشته گردیدند. (3)

ابو ربیع شامی می‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از عمر و بن اسحاق، حدیثی نقل شده که:

دخل علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرای صفرة فی وجهه. قال: ما هذه الصفرة؟ فذکر وجعا به . فقال له علی علیه السلام، انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم، فتدعون فنؤمن. قال عمرو: «قد عرفت ما قلت، و لکن کیف ندعو فتؤمن؟» فقال: «انا سواء علینا البادی و الحاضر.» فقال ابو عبدالله علیه السلام: «صدق عمرو .»(4)

فردی به حضور امیر مؤمنان رسید و حضرت، در صورت او، زردی مشاهده کرد. فرمود:

این زردی چیست؟ گفت که دردی دارد. حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد می‏شویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض می‏گردیم، و برای شما دعا می‏کنیم، پس شما هم دعا می‏کنید و ما آمین می‏گوییم.»

عمر و گوید: گفتم: «آنچه فرمودی، فهمیدم، اما چگونه بر دعای ما آمین می‏گویید؟

فرمود: «برای ما، مسافت دور و نزدیک فرقی ندارد.» امام صادق علیه السلام فرموند: «عمرو، راست گفت.»

به خوبی مشاهده می‏شود که موالات، دو طرفی است و از روایات استنباط می‌شود که آن امام عزیز، با محبت ‏خروشان خود، به شعیان خود نظر دارد. مگر نه آن است که یوسف گمشده، «رحمت موصوله‏» (5) و مهر بی کران و رحمت پیوسته‏ الهی است .

امام زمان علیه السلام

امام صادق علیه السلام می‏فرمایند:

«خداوند، رحمت کند بنده‏ای که ما را نزد مردم محبوب کند و ما را در معرض دشمنی و کینه‌توزی آنان قرار ندهد. همانا، به خدا سوگند، اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می‏کردند، به سبب آن، عزیزتر می‏شدند و هیچ کس نمی‏توانست‏ بر آنان وصله‏ای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه‏ای را می‏شنود، پس ده کلمه از پیش خود بر آن می‏افزاید.» (6)

آری پیمانه‏ مودت و دوستی را باید از نور موالات محمد و آل محمد، سرشار و سرریز کرده که اجر زحمات رسول و پاداش رسالت آن سترگ است همچنان که در آیه چنین آمده است: «لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی‏»(7)؛ برای رسالتم هیچ اجر و مزدی از شما نمی‏خواهم مگر دوستی اهل بیتم و در آیه دیگر چنین آمده که: «و ما اسالکم من اجر فهو لکم‏»(8)؛ سود و ثمره‏ این محبت و علاقه، به خود ما باز می‏گردد و ما را به پاکان و پاکی‏ها وصل می‏کند و به اوج و رفعت می‏کشاند و اینگونه است که «فائز» می‏شویم: «فاز الفائزون‏» بولایتکم (9) در سایه‏ ولایت پاکان است که رستگاران، به رستگاری دست ‏یافته‏اند و از «ذلت ‏خوض و فرو رفتن‏» به «عزت فوز و سر بر کشیدن‏» نائل گشته‏اند . در آیه‏ای دیگر می‏خوانیم:

«ما اسالکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» (10)؛ فقط، از کسانی که بخواهند راه را بیابند و حرکت کنند، رسول، مزد رسالت را می‏خواهد. در دعای ندبه نیز آمده است:

«فکانوا هم السبیل الیک و المسلک الی رضوانک» (11)؛ همانا تنها، این خاندان راه به سوی خدا هستند و طریقه‏ کسب رضوان اویند.

در سه آیه یاد شده سخن از آن است که اجر و پاداش رسالت ‏حضرت محمد صلی الله علیه و آله:

الف) مودت امت

ب) آن اجر، برای خودتان است

ج) آن اجر، فقط از آن کسی است که خواسته باشد راه یابد.

این عاطفه‏ سرشار است که می‏تواند به گام‏های ما، توان دهد و آن را در «سبیل‏» و راه خدا همراه با ثبات و استواری، به حرکت و جریان بیندازد، و با این محبت ‏به حجت‏ خدا است که با تمام وجود، نجوا می‏کنیم:

«السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک‏» (12)؛ تو ای حجت ‏خدا! - تنها راه هستی و من، سرشار از عشق تو هستم و با تو آغاز می‏کنم و با تو ادامه می‏دهم و تنها، تو، شفیع و همراه من، در آغاز و در ادامه هستی. (13)

راستی، کبوتر دل من، در کدامین آسمان باید پرواز کند و در کدامین آستان باید آشیانه گزیند؟ جز آسمان پاکی‏ها که راه نجات و سعادت و رشد مرا به همراه دارد و آستان پاکان، که پناهی مهربان و دل سوز، راهی هست؟

تو، آگاه به تمامی راه هستی و آزاد از تمامی جاذبه‏ها؛ تو، خلق را برای خدا می‏خواهی و در جهت او به حرکت می‏داری و آنان را به قله‏های «قرب‏» و «رضوان‏» رهنمون می‏سازی. (14)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- فرازی از دعای زیارت آل یس .

2- فرازی از زیارت جامعه كبیره .

3- الصحیفة المبارکة المهدیه، ص 291 (نقل از مهر بیکران)

4- بصائر الدرجات، جزء 5، ب 16، (نقل از مهر بیکران)

5- فرازی از زیارت جامعه کبیره .

6- الروضة من الکافی، ص 229، ح 293 (نقل از مکیال، ج 2، ص 221 .)

7- شوری، 23 .

8- سبا، 47 .

9- فرازی از زیارت جامعه کبیره .

10- فرقان: 57 .

11- فرازی از دعای ندبه .

12- فرازی از دعای صاحب الامر .

13- فمعکم معکم لامع غیرکم (فرازی از زیارت جامعه‏ کبیره)

14- اریدکم لله (نهج البلاغه، خ 136) .

برگرفته از مجله انتظار، ش 5 (با دخل و تصرف)


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 9:28 موضوع مهدویت | لینک ثابت


اهمیت شناخت امام عصرمان

اهمیت شناخت امام عصرمان

امام زمان عليه السلام

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:  

«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.‏»

در این دعا از خداوند می‏خواهیم که «حجت‏» خودش را به ما معرفی کند و بیان می‏کنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.

در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.

همه‏ اینها نشان از آن دارد که مسئله‏ معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)

زراره از امام صادق علیه السلام نقل می‏کند که آن حضرت فرمودند:

«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»

کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، مانند مردم جاهلیت مرده است و هر کس بمیرد و امامش را شناخته باشد، تقدم و تاخر این «امر» (حکومت مهدی آل محمد) او را زیان ندهد. اگر کسی بمیرد و امام خود را شناخته باشد، مانند کسی است که در خیمه‏ امام قائم همراه او باشد.

یعنی، چه دولت ‏حق، زود ظاهر شود و یا دیر، برای تو مساوی خواهد بود و زیانی نکرده‏ای؛ زیرا، زیان، برای کسی است که امامش را نشناخته است .

«اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یضرک، تقدم هذا الامر او تاخر.» (2)

«کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، مانند مردم جاهلیت مرده است و هر کس بمیرد و امامش را شناخته باشد، تقدم و تاخر این «امر» (حکومت مهدی آل محمد) او را زیان ندهد. اگر کسی بمیرد و امام خود را شناخته باشد، مانند کسی است که در خیمه‏ امام قائم همراه او باشد.»(3)

این دسته روایات، به خوبی، گزارش از آن دارند که شیعه، همواره «جریان پیوسته‏ انتظار» بوده است.

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا امام عسکری (علیه السلام) همه، از «انتظار» سخن رانده‏اند و فرهنگ‌سازی فرموده‏اند و نشان از کوهسار حکومت مهدی آل محمد داده‏اند، و مشتاقان حکومت مهدی را بشارت و نوید داده‏اند که با شناخت و معرفت از امام و خط امامت معصومان علیهم السلام در خیمه‏ امام قائم در آمده‏اند، هر چند که قبل از خروج و قیام آن حضرت، به چنگ مرگ در آیند و فرصت تشرف به محضر آن عصاره‏ هستی را درنیابند.

خدایا توفیق درك و معرفت امام زمانمان را به عطا بفرما .

 

پی‌نوشت‌ها:

1- ینابیع المودة قندوزی، باب 29، ص 137، چاپ حیدریه، نجف/ اصول کافی، کتاب الحجة، باب من مات و لیس له امام، ح 3 .

2- اصول کافی، ج 2، ص 97، باب انه من عرف امامه لم یضره تقدم هذا الامر او تاخر، ح 1 .

3- همان، ص 198، ح 5 .

 


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 9:28 موضوع مهدویت | لینک ثابت


لحظه عاشق شدن

 

Yas Group

Yas Group

 

] دریافت فایل [

 

اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدن

به دلم افتاده بود ،‌صدا زدي آقا منو

دل تنهام آوردم ،‌با يه دنيا دل خوشي

كمتر از آهو كه نيستم ،‌ميشه ضامنم بشي

اومدم همسايه هاي پا پرت رو دون بدم

دلم رو دست بگيرم ، تا بهت نشون بدم

روبروي گنبدت سجده كنم ،‌سلام بدم

خسته نيستم اگه من از راه دوري اومدم

بگم آفتابي و عاشقم،‌درست مثل جنوب

با همون لهجه دريايي كه مي دوني تو خوب

روبروت بي اختيار زانو بزنم

ميون گريه بگم ، غريب و دربه در منم

تو رو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني

مي دونم كه دست رد باز به سينم نمي زني

مي دونم شفاعتت بي منت ، زبون زد

به همين اميد دلم به مشهد تو اومده

تو كه اسمت با غمه ، نقاره هات روي رواست

همه صحن طلات رد پاي فرشته هاست

دست خالي هيچ كسي از در خونت نمي ره

يا رضا رضا مي گم تا قلبم آروم بگيره

يا رضا رضا مي گم تا قلبم آروم بگيره


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 13:21 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


مشکات و دکلمه

نرم افزار مشکات همراه یکی از کاملترین قرآن های موجود برای گوشی های موبایل است . این نرم افزار در عین سادگی مجوعه بسیار کاملی برای کاربرانی است که به قرآن در گوشی های خود احتیاج دارند.


Meshkat Hamrah Java - www.Ir-Tci.org


 نرم افزار بر روی کلیه گوشی های موبایل قابل اجراست.
 دانلود - با حجم 3.32 مگابایت
 پسورد : www.ir-tci.org

دکلمه - سالار زینب حسین جان... [لینک دانلود]


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 9:16 موضوع موبایل | لینک ثابت


میلاد امام رضا(ع)مبارک باد

میلاد امام رضا(ع) (محمدرضا طاهری) - شب بی‌قراریه همه جا بهاریه ، شب شور و غم از تو سینه‌ها فراریه [145 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/taheri039(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (سید مهدی میرداماد) - دریا دریا دل رئوفت دریایی، رویا رویا هوای صحنت رویایی [128 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/mirdamad016(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - بهشت برا اهل تقوی، بهشت من مشهد تو [93 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj026(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - شهنشه جهان امیر انس و جان ، ای تجلای خدای لا مکان [67 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj025(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (حسن خلج) - قدح به سر کنید شب را سحر کنید، غم دنیا را از سر به در کنید [73 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj024(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - گرفته خواب از چشمهای مستم ستاره‌ها راو می‌شمرم ، می خوام ببینم کجای عشقم پیاله‌ها رو می‌شمرم [110 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi139(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - آسمون هفتمو دیده کبوتر آزاد تو ، دست آسمون گره خورده به پنجره پولاده تو [109 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi138(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی - نه اینکه مرا از گل زیاده‌ی تو، که آفرید مرا از غبار جاده تو [84 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi137(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (محمود کریمی) - و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم و بستم رشته پرواز خود را با هزاران زائر دیگر به قفل پنجره پولاد آقا هرچه محڼ/a> [132 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi136(www.BGH.ir).mp3

میلاد امام رضا(ع) (سعید حدادیان) - گرچه از وادی کربلا به دورم ، روز میلاد رضا غرق سرورم [99 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/hadadian032(www.BGH.ir).mp3

اي به اميد کسان خفته ز خود ياد آريد -:- تشنه کامان حقيقت ز احد ياد آريد [218 کلیک]
لینک مستقیم: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/botgar(www.BGH.ir).mp3


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 16:29 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


سوره‌ای كه خلاصه‌ی قرآن است

سوره‌ای كه خلاصه‌ی قرآن است

قرآن

شناخت‌نامه قرآن 14

 سوره ی مبارکه ی هود 

هود یازدهمین سوره‌ی قرآن است كه در مكه نازل شده و حاوی معارف مختلف اصولی دین و اخلاق کریمه انسانی و احکام شرعی کلی مربوط به عبادات و معاملات و سیاسات و ولایات است.

توصیف عرش، کرسی، لوح ، قلم، سماء، ارض، ملائکه ، جن، شیاطین، گیاهان، حیوانات، انسانها و نیز بیان ماجرای ابتداء خلقت و بازگشت آن، فانی شدن عالم و رجوع الی‌الله سبحانه از موضوعات این سوره است.

روز بعث و مقدمات آن یعنی عالم قبر، برزخ ، قیام از قبر، حشر ، جمع، سوال، حساب ، وزن، شهادت شاهدان، قضای الهی و در نهایت بهشت و جهنم و درجات و درکات آن دو و رابطه بین خلقت انسان و عمل او و بین عمل و نتیجه آن که سعادت یا شقاوت ، نعمت یا نقمت و درجه یا درکه سقوط است و در نهایت وعده و وعید و انذار و تبشیر با موعظه و حکمت و جدال احسن می‌باشد. 1

 

اهمیت سوره هود

با توجه به مطالب ذکر شده در محتوای سوره روشن می‌شود «سوره هود خلاصه قرآن کریم است»

 

محور اصلی سوره هود

آیات این سوره تمامی معارف متعدد ذکر شده را با همه تفاصیل آنها به یک اصل واحد برمی‌گرداند که همان اصل توحید است. توحید به این معنا که او ربّ همه موجودات عالم است و جز او ربّی نیست. او پرورش دهنده همگان بوده و هرکس هر چه دارد از آنِ اوست . تسلیم از تمامی جهات در مقابل او واجب و لازم است چرا که او مالک و مدبر و ربّ است.سوره با انذار و تبشیر سنت الهی در مورد بندگان آغاز می‌شود . اخبار امتهای پیشین و قصه اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعیب و موسی -علیهم السلام- و آنچه آنها را وادار به گردنکشی و سرپیچی از دعوت الهی و فساد در زمین و اسراف نمود، توصیف می کند. آنچه پروردگار به مومنان و کفار وعده داده و در خلال این امور معارف الهی مربوط به توحید و معاد و نبوت را بیان می‌کند.

 

نکته مهم

سوره هود بیان می‌کند كه  تمام  معارف الهی در هنگام تحلیل به توحید باز می‌گردد پس روشن می‌گردد محور قرآن کریم توحید است. 2

حسین رحیمی


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 14:53 موضوع آموزش متحرک قرآن مجید | لینک ثابت


» میلاد حضرت معصومه (س)

 میلاد حضرت معصومه (س) راتبریک میگم


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه نهم آبان 1387 ساعت 9:18 موضوع | لینک ثابت


ویژه نامه شهادت امام صادق (ع)...........امام خوبم دوستت دارم

   شهادت امام صادق علیه السلام
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
 شهادت امام صادق علیه السلام 
  

سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد

حقیقت ایمان چیست؟ Play Download
خلوت با خدا Play Download
دل نورانی بهترین تصمیم گیر Play Download
دلهای سیاه Play Download
سوز تو کارها بکند Play Download
سوز دل Play Download

محمدرضا طاهری
باید دل از محبت دنیا جدا کنی Play Download
دوباره ساز دل سر می دهد آهنگ تنهایی Play Download
دلخسته روی زانوی غم سرگرفته ام Play Download
دم آخر توی بستر اشک غربتم روانه Play Download
رنگ خون شد دلم شعله بر حاصلم Play Download
هستم در انتظار تو، مادر کجایی؟ Play Download
غریب مادر Play Download

محمود کریمی
کنزالحقایق Play Download
امشب از روضه های تو زارم Play Download
ای مدینه بنگر در سوز و در گدازم Play Download
غم رو دلم میشینه Play Download
شب مرغ را اسیر کمند می کنی Play Download
گرچه آخر به لبانم Play Download
از غریبی امان ای دل Play Download

چه کار کنیم که ایمان در ما ثابت شود ؟ ( سخنرانی حجة الاسلام ریاضت )

سخنرانی ( قسمت اول ) Play Download
سخنرانی ( قسمت دوم ) Play Download
سخنرانی ( قسمت سوم ) Play Download
سخنرانی ( قسمت چهارم ) Play Download

 

روضه

 

حاج منصور ارضی

روضه Play Download

 

 

حاج سعید حدادیان
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download

 

 

حاج محمد طاهری
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download
روضه 4 Play Download
روضه 5 Play Download
روضه 6 Play Download

 

 

حاج محمود کریمی
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download

 

 

حاج حسن خلج
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download

 

 

متفرقه
روضه Play Download

 

 

 

 

نوحه

 

 

حاج محمد طاهری

نوحه 1 Play Download
نوحه 2 Play Download
نوحه 3 Play Download
نوحه 4 Play Download
نوحه 5 Play Download
نوحه 6 Play Download

 

 

 

حاج محمود کریمی
نوحه Play Download

 

 

 

حاج احمد نیکبختیان
نوحه Play Download

 

 

 

حاج بختیاری
نوحه Play Download

 

 

 

متفرقه
نوحه Play Download


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:17 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


زیارتنامه امام صادق (ع)

زیارتنامه امام صادق (ع)

اي آقايان من اي فرزندان رسول خدا بنده شما و کنيززاده خوار و ناتوان در مقابل
علو و مرتبه شما و معترف به حق شما آمده ام نزد شما در حال پناهندگي به قصد حرم
مقدس شما و نزديکي به مقام شامخ شما متوسل به سوي خداي تعالي به وسيله شما آيا
داخل شوم اي مولايم آيا داخل شوم اي دوستان خدا آيا درآيم اي فرشتگان خدا که در
گرد و اطراف اين حرميد و مقيم اين زيارتگاه
خدا بزرگتر است بسيار و حمد براي خداست فراوان و منزه است خدا صبح و شام و
حمد از آن خداست يکتا بي نياز بزرگوار يگانه با تفضل پر منت احسان بخش پر مهر
که منت نهاد به بخشش خود و آسان نمود زيارت آقايان مرا به احسانش و مگردانيد
مرا از زيارتشان ممنوع بلکه بخشش نمود و احسان کرد
درود بر شما امامان هدايت درود بر شما اهل تقوي درود بر شما اي حجت هاي اهل
دنيا درود بر شما اي عدالت گستران در ميان مردم درود بر شما اي اهل صفا درود بر
شما خاندان رسول خدا درود بر شما اهل نجوي گواهم که شما تبليغ کرديد و نصيحت
نموديد صبر کرديد درباره خدا و تکذيب شديد و با شما بدرفتاري شد و گذشت
مي کرديد و گواهم که شما از امامان راهبر و راه يافته ايد و فرمان بردن شما واجب
است و گفتار شما راست است و شما به حق دعوت کرديد پس گوش ندادند و فرمان
داديد پس اطاعت نکردند و شما ستون هاي دين و پايه هاي زمين هستيد و هميشه زير
نظر خدا بوديد درمي آورد شما را از پشت هاي هر پدر پاک و و نقل مي کرد شما را از
رحمهاي پاکيزه چرکين نکرد شما را دوران جاهليت عميق و دچار فتنه و هوس نشديد
پاکيد و پاک است بنياد شما منت نهاد بر وجود شما بر ما جزابخش روز جزا و
نهاده شما را در خانه هايي که خدا اجازه داده فرازي گيرند و نامش در آنها برده
شود و صلوات ما بر شما رحمت براي ما و کفاره گناهانمان ساخته زيرا شما را خدا
به سود ما انتخاب کرده و پاکيزه گردانيد آفرينش ما را بدانچه منت نهاده بر ما
از پيروي دوستي شما و ما در پيشگاه خدا از نامبردگان به دانش شما معترفيم به
تصديق به شما و اين مقام کسي است که اسراف نموده و خطا کرده و مستمند شده و
اقرار دارد بر آنچه جنايت کرده و بدين مقام خود اميد اخلاص دارد و نجات دهد او
را بوسيله شما و نجات دهد هلاکان را از نابودي باشيد براي من شفيع که من به شما
رو آوردم هنگاميکه روگردانيدند از شما اهل دنيا و آيات خدا را مسخره گرفتند و
بزرگي به آنها ورزيدند اي کسيکه او برپاست و سهو و خطا ندارد و هميشگي است
بازي گري ندارد و محيط بر هر چيز است منت براي توست به توفيقي که دادي به من و
شناخت عقيده ايکه پشت کردند بدان بندگانت و از ناداني به آن و سبک شمردند
حقش و ميل به سوي ديگري کردند مي باشد منت از تو به من با مردميکه امتيازشان
دادي بدانچه مخصوص کردي مرا بدان سپاس خداي را چونکه من هستم نزد تو در مقام
خود ياد شده و نوشته شده محرومم نکن از آنچه اميدوارم و نوميدم مساز درباره آنچه
خواستم به احترام حضرت محمد و خاندان پاکش و رحمت خدا بر محمد و آل محمد
درود بر شما اي امامان رهبر و رحمت خدا و برکات او وداع کنم با شما و به خدا
مي سپارم و به شما سلام دهم ايمان داريم به خدا و به رسول و به آنچه شما آورديد و
رهنمايي کرديد به آن خدايا بنويس ما را از گواهان


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:11 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی

دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی

صلوات بر محمد و آل محمد

بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اكتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعكاس مى‏یابد، اشعه‏هایى از انوار الهى است كه از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم ‏چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهره‏مند ساخته است. اگر غیر از این بود، مى‏بایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، كاربردى آن هم در همه ‏زمینه‏ها، بدون كمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیت‏هاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.

جستجوى مفصل این نكته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را كه به علم پزشكى امام صادق علیه السلام اشاره‏ دارد. نقل به مضمون مى‏كنیم.

روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى ‏كنار خلیفه نشسته بود. او كتاب‎هایى كه در موضوع «علم طب‏» نگاشته شده بود را براى خلیفه مى‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.

امام صادق علیه السلام در گوشه‏ى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مى‏بارید. مدتى گذشت. هنگامى كه طبیب از خواندن كتاب‎ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول‏ تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سكوت را شكست:

- این مرد كیست؟

- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.

- آیا میل دارد از اندوخته‏هاى علمى من بهره‏مند گردد؟

- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این كه چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:

- نه!

- طبیب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:

- چرا؟

- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.

- چه چیز در اختیار دارى؟

- گرمى را با سردى معالجه مى‏كنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان مى‏كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به كار مى‏بندم و نتیجه كار را به خداوند وامى‏گذارم.

سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»

طبیب هندى براى این كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسید:

- مگر طب غیر از این‏ها است كه گفتى؟!

- امام فرمود:

- گمان مى‏كنى من مثل تو این‏ها را از كتاب‎هاى طبى آموخته‏ام؟!

- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.

- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموخته‏ام. اكنون ‏بگو كدام یك از من و تو در علم طب داناتریم؟

- كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.

- پس لطفا به سوال‎هایم پاسخ گویید.

- بپرسید.

- چرا سر آدمى یك پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟

- نمى‏دانم.

- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟

- نمى‏دانم.

- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟

- نمى‏دانم.

- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟

- نمى‏دانم.

- چرا چشم‎هاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟

- نمى‏دانم.

- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟

- نمى‏دانم.

- چرا سوراخ‎هاى بینى در زیر آن خلق شده است؟

- نمى‏دانم.

- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت ‏بالاى دهان آفریده شده است؟

- نمى‏دانم.

- چرا دندان‎هاى جلو، تیز و دندان‎هاى آسیاب، پهن و دندان‎هاى ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟

- نمى‏دانم.

- چرا كف دست و پا، مو ندارد؟

- نمى‏دانم.

- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟

- نمى‏دانم.

- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟

- نمى‏دانم.

- چرا قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است؟

- نمى‏دانم.

- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرك است؟

- نمى‏دانم.

- چرا كلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟

- نمى‏دانم.

- چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟

- نمى‏دانم.

- چرا میان كف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟

- نمى‏دانم.

- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ این ‏سوال‎ها آگاه‏ام.

طبیب كه چاره‏اى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:

- پاسخ‎ها را بگویید تا بهره‏مند گردم.

آن‏گاه امام به ترتیب به یكایك سوال‎هاى مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:

- به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشكیل شده و شكاف‎هایى برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.

- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى ‏براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.

- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم‏ها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى كند. چون زیادى نور، چشم‏ را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مى‏سازد.

- چشم‏ها به شكل لوزى آفریده شده تا داروهایى كه با سرمه ‏استعمال مى‏شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى از آن به وسیله اشك خارج شود.

- به این جهت ‏بینى را میان دو چشم قرار داده است كه بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏كند تا نور به طور اعتدال به ‏چشم‏ها برسد.

- سوراخ‎هاى بینى را در پایین آن آفریده تا چرك‏هاى انباشته شده‏ در مغز از این سوراخ‎ها بیرون شده و بوهاى معطر كه به وسیله هوا متصاعد مى‏گردد، از آن، بالا رود.

- لب و سبیل را به این جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگیرى كند. و نیز مانع آلوده شدن ‏خوراكى‏ها گردد.

- دندان‎هاى جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.

- دندان‎هاى آسیاب را پهن خلق كرده تا غذا به‏ وسیله آنها كوبیده و نرم گردند. دندان‎هاى انیاب را درازتر آفریده تا میان دندان‎هاى ‏آسیاب و دندان‎هاى پیشین، چون ستونى استوار باشند.

- كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به ‏وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماییم.

- براى مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.

- به مو و ناخن‏هاى تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.

- قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است تا هنگام آویختگى، نوك‏ باریكش وارد ریه شده و از نسیم آن خنك گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.

- ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهاى آن دو (هنگام ‏باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.

- كلیه‏ها مانند لوبیا ساخته شده‏اند، براى این كه «منى‏» از كلیه‏ها قطره قطره به سمت مثانه مى‏چكد. اگر كلیه‏ها كروى و یا به ‏شكل چهارگوش بودند، قطرات منى كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به یكدیگر برخورد كرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب‏ التذاذ نمى‏شدند.

- این كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است‏ كه انسان رو به جلو حركت مى‏كند. سنگینى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه‏ رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى‏شود.

- این كه كف پاها را گود و قوسى‏مانند، خلق كرده به این جهت است‏ كه تمام كف ‏پاها با زمین تماس پیدا نكند. زیرا اگر تمام كف پاها به زمین تماس پیدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى‏بینند.

طبیب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مى‏داد، با تعجب ‏پرسید:

- این‏ها را از كجا مى‏دانى؟!

- از پدرانم فراگرفته‏ام؛ پدرانم از رسول‏ خدا(صلی الله علیه و آله) آموخته‏اند؛ رسول ‏خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال فرا گرفته است.

طبیب هندى كه چنین شخصیت علمى را در عمرش ندیده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سیماى امام بود، چنین لب ‏به سخن گشود:

- تصدیق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه جز خداى یگانه، خدایى نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالم‏تر از تو ندیده‏ام.(1)

 

پى‏نوشت:

1- طب الصادق، تحقیق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمى بین شیعه و سنى، ص 98، به نقل از طب‏الصادق، محمدعلى خلیلى، ص 64.

 

منبع:

ماهنامه كوثر، ش 40 ، میثم سنگچاركى


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:8 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


خودم به سویت می آمدم

خودم به سویت می آمدم

امام

پیشنهاد حكومت به امام صادق علیه السلام

وقتی که ابو العباس سفاح و خانواده‏اش، پنهانى بر ابو سلمه خلاد كوفى وارد شدند، تصمیم ایشان مبنی بر ایجاد حکومت را مخفى داشت و خواست آن را در بین فرزندان على و فرزندان عباس به مشورت گذارد تا آنان هر كسى را كه خود مایل هستند اختیار كنند. اما بعدا با خود اندیشید كه من از آن بیم دارم كه نظر آنان با یكدیگر هماهنگ نباشد، لذا تصمیم گرفت‏خلافت را به فرزندان على (ع) از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) واگذار كند. پس به سه تن از آنان به نامهاى جعفر بن محمد بن على بن حسین و عمر بن على بن حسین و عبد الله بن حسن بن حسن نامه‏ نوشت. ابتدا پیك به سوى جعفر بن محمد رفت و او را خبر داد كه نامه‏اى از ابو سلمه با او است.

امام (ع) گفت: مرا با ابو سلمه چه كار؟ او پیرو كس دیگرى است.

فرستاده گفت: نامه را بخوان و عقیده خود را درباره آن بگو.

جعفر بن محمد (ع) به خدمتگزارش گفت: چراغ را نزدیك آر. خدمتكار چراغ را پیش آورد و امام (ع) نامه ابو سلمه را بر آن نهاد و نامه آتش گرفت.

فرستاده گفت: آیا آن را پاسخ نمى‏گویى؟

امام فرمود: پاسخ مرا دیدى.

فرستاده از خانه امام صادق (ع) بیرون آمد و به نزد عبد الله بن حسن مثنى رفت. عبد الله نامه او را پذیرفت و به سوى جعفر بن محمد روانه گشت.

امام به او فرمود: چه كارى روى داده كه نزد من آمدى؟ اگر مى‏گفتى من خود به سویت مى‏آمدم.

عبد الله گفت: امر مهمى است كه گفتن آن ساده نیست.

فرمود: چیست؟

گفت: این نامه ابو سلمه است مرا به كارى بزرگ فراخوانده و مى‏پندارد من سزاوارترین مردم به آنم و مى‏دانید كه پیروان ما از خراسان به نزد ابو سلمه آمده‏اند.

امام صادق (ع) پرسید: اینان از چه هنگام پیروان تو شده‏اند؟ آیا تو ابو مسلم را به خراسان فرستاده‏اى و او را به پوشیدن جامه سیاه دستور داده‏اى؟آیا یكى از آنان را به اسم و نسب مى‏شناسى؟ چگونه ایشان پیروان تواند در حالى كه تو آنها را نمى‏شناسى و آنها هم تو را نمى‏شناسند؟

عبد الله گفت: این پاسخ از شما چندان محكم نیست.

آنگاه امام صادق (ع) فرمود: خداوند به نیكى مى‏داند كه من بر خود واجب كرده‏ام كه از نصیحت هیچ مسلمانى فروگذار نكنم. پس چگونه مى‏توانم در حق تو كوتاهى كنم. پس در رؤیاهاى باطل فرو مرو. این حكومت فردا به نفع این جماعت تمام مى‏شود. و همین نامه كه براى تو آمده براى من نیز فرستاده شده است.

پس از این گفت‏وگو، عبد الله كه از سخن امام (ع) چندان قانع نشده بود، خانه او را ترك كرد.

عمر بن على بن حسین نیز نامه را رد كرد و گفت: من نویسنده آن را نمى‏شناسم تا پاسخش گویم.

موضعى كه امام (ع) در این مسئله اتخاذ كرد حاكى از عظمت ژرفنگرى آن حضرت در مقابل كوته‏نگرى عبد الله در فریفته شدن به این پیشنهاد و نپذیرفتن نصیحت امام صادق (ع) و ایراد اتهام به امام (ع) پس از شنیدن دلایل و براهین او است.

اما این سخن امام به عبد الله كه اگر مى‏گفتى من خود به نزدت مى‏آمدم، دلیل بر بزرگوارى اخلاقى و محافظت او بر حق رحم است. در حالى كه عبد الله اسباب مزاحمت و رنجش امام را فراهم كرد.


منبع: كتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین، ترجمه: على حجتى كرمانى


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:6 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


نامه ها، رساله ها، کتاب ها

نامه ها، رساله ها، کتاب ها

رسائل

آثار علمى امام صادق عليه السلام

1 - نامه امام به نجاشى والى اهواز كه به نام رساله عبد الله بن نجاشى شهرت دارد.

نجاشى نويسنده کتاب رجال مي گويد كه وى به جز اين رساله، نوشته ديگرى از امام صادق (ع) نديده است و اين تنها اثرى است كه به دست امام صادق (ع) تدوين شده و باقى آثار از جمله چيزهايى است كه توسط راويان آن حضرت جمع آورى شده است.

2 - رساله‏اى از آن حضرت كه صدوق در كتاب خصال آن را ذكر كرده.

سندش را از اعمش به امام صادق رسانيده است. اين نامه حاوى احكام اسلامى از قبيل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زكات، زكات مال و زكات فطره و روزه و حج و جهاد و ازدواج و طلاق، صلوات بر پيامبر (ص) و دوستى اولياى خدا و ابراز بيزاري از دشمنان خدا و نيكى به پدر و مادر و حكم حج و احكام فرزندان و كردار بندگان و جبر و اختيار و حكم كودكان و عصمت پيامبران و ائمه و مخلوق بودن قرآن و وجوب امر به معروف و نهى از منكر و معناى ايمان و عذاب قبر و تكبير در عيد فطر و قربان و احكام زنى كه وضع حمل كرده و احكام خوردنيها و نوشيدنيها و صيد ماهى و قربانى و گناهان كبيره و مسايلى از اين قبيل، مى‏باشد.

3 - كتابى در توحيد كه به خاطر نام روايتگر آن توحيد مفضل نام دارد.

اين كتاب در رد کساني که اعتقاد به خدا ندارند و اثبات وجود خداوند جزو بهترين كتابها به شمار مى‏رود و تمام آن در ضمن کتاب بحارالانوار موجود است. همچنين اين كتاب به صورت جداگانه به چاپ رسيده است.

4 - كتاب اهليلجة،

اين كتاب هم به وسيله مفضل بن عمر روايت‏شده و در ضمن بحارالانوار موجود است. در مقدمه بحار آمده است كه سياق و شيوه كتابهاى توحيد (مفضل) و اهليلجة بر صحت آنها دلالت دارد.

سيد على بن طاوس در كشف المحجة لثمرة المهجه در آنجا كه فرزندش را سفارش مى‏كند، گويد: به كتاب مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) آن را بر وى املا فرموده بنگر كه درباره آثار و پديده‏هايى است كه خداوند آفريده است. و نيز كتاب اهليلجة را بخوان كه كتاب بس پرارزشى است.

5 - كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة كه منسوب به امام صادق (ع) است.

اين كتاب همراه با كتاب جامع الاخبار چاپ شده است. علامه مجلسى گفته است: در اين كتاب مطالبى آمده كه خواننده خردمند و مطلع را با ترديد مواجه مى‏كند. اسلوب اين كتاب شبيه ديگر سخنان و آثار ائمه (ع) نيست. شيخ حر عاملي گويد: از جمله كتابهايى كه بر ما ثابت است كه قابل اعتماد نيست و از آنها نقل نكرديم كتاب مصباح الشريعة منسوب به امام صادق (ع) است. زيرا سند آن ثابت‏شده نيست.

اما ابن طاوس بر اين كتاب اعتماد داشته است. زيرا مى‏گويد: از جمله كتابهايى كه بايد با مسافر همراه باشد اين كتاب است.كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة از امام صادق (ع) بايد با مسافر باشد. اين كتاب درباره سلوك به سوى خداوند و توجه به او و دستيابى به اسرارى كه در آن نهفته است، بس لطيف و گرانقدر است.

6 - رساله آن حضرت خطاب به يارانش.

كلينى اين رساله را در آغاز روضة كافى از اسماعيل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل كرده است: امام صادق (ع) اين رساله را براى اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به يكديگر درس دهند و در آن نظر كنند و آن را فراموش نكنند و بدان عمل كنند. اصحاب نيز اين رساله را در جايگاه عبادت خود در خانه‏هاشان گذارده بودند و چون از كار فراغ مى‏يافتند آن را مى‏خواندند.

كلينى در همان كتاب از اسماعيل بن مخلد سراج نقل كرده كه گفت: اين نامه از طرف امام صادق (ع) خطاب به اصحابش ابلاغ گرديد، آغاز اين نامه چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، از پروردگارتان عافيت طلب كنيد». آنگاه تمام نامه را ذكر كرده است. همچنين قسمتى از آغاز اين نامه در تحف العقول تحت عنوان رساله امام به گروهى از پيروان و يارانش، ذكر شده است.

7 - رساله امام به پيروان شيوه راى و قياس.

8 - رساله آن حضرت درباره غنايم و وجوب خمس در آنها. در تحف العقول اين قسمت و تا بخش شانزدهم از اين رساله، نقل شده است.

9 - سفارش امام صادق (ع) به عبد الله بن جندب.

10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول.

11 - رساله‏اى كه برخى از شيعيان آن را نثر الدرر ناميده‏اند.

12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بيت و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق.

13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معيشت و كسب و كار بندگان و وجوه اخراج اموال.

امام (ع) اين نامه را در پاسخ كسى كه از وى درباره جهات معيشت‏بندگان كه در آنها كسب و كار و معامله بين يكديگر انجام مى‏دهند و نيز وجوه نفقات و خرج و مخارج زندگي پرسيده بود، نوشت.

14 - رساله آن حضرت در جواب بر صوفيه كه آن حضرت را از طلب رزق و روزى نهى مى‏كردند.

15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و تركيب او.

16 - كلمات قصار آن حضرت. ما برگزيده‏اى از اين سخنان را كه در تحف العقول نقل شده، در بخش حكم و آداب آن حضرت ذكر خواهيم كرد. در اين باره، كتابهاى ديگرى از امام صادق (ع) موجود است كه اصحاب آن حضرت بر اساس آنچه كه از وى روايت‏شده، گرد آورده‏اند.

آنچه گفته شد مربوط به كتابهايى بود كه تا كنون تدوين گرديده و به نامهاى خاصى شناخته شده است. وگرنه آنچه دانشمندان از آن حضرت در شاخه‏هاى گوناگون علمى همچون كلام و توحيد و ساير اصول دين و فقه و اصول فقه و طب و مناظره و حكمت و موعظه و آداب و غيره نقل كردند، آن چنان فراوان و بسيار است كه نمى‏توان آنها را برشمرد. و براى آگاهى از آنها بايد به كتابهاى حديثى كه متكفل جمع‏آورى سخنان آن حضرت شده‏اند، رجوع كرد.


منبع: كتاب سيره معصومان، نويسنده: سيد محسن امين ترجمه: على حجتى كرمانى


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:5 موضوع معرفي کتاب | لینک ثابت


هدیه + یك جایزه

هدیه + یك جایزه

كتاب

معرفی كتاب

كتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق» همچنان كه از نامش پیداست به معرفی ششمین امام با پردازش داستان‌گونه‌ی گوشه‌هایی از زندگی آن برزگ نشسته‌ است. جناب آقای عبدالله صالحی، نویسنده‌ی كتاب در مقدمه می‌گوید: این مختصر ذرّه‌اى است، از قطره اقیانوس بى‌كران فضائل و مناقب و كرامات آن امام والامقام و معصوم، كه برگزیده و گلچینى است از ده‌ها كتاب معتبر، در جهتهاى گوناگون و مختلف عقیدتى، سیاسى، عبادى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، اخلاقى، تربیتى و... خواهد بود.

این كتاب كوچك، بسان دریچه‌ای است كه چشمان خواننده‌اش را به افقهای بلند و روشن حیات آن امام می‌افكند.

سرآغاز كتاب، مقدمه‌ی نویسنده بوده و محتوای آن با بیان مختصری از ماجرای ولادت آن امام آغاز می‌شود.

كتاب سیر خود را با بیان داستانهایی از زندگی آن حضرت از كودكی تا پایان عمر آن شمع طریق افروز پی‌ می‌گیرد و حسن ختام خویش را به چهل گوهر از جواهرالكلام آن دردانه‌ی پیامبر قرار داده و خود را به آن می‌آراید.

این مجموعه حدیث، خود گنجینه‌ی ارزشمندی است كه خواننده را، اگر لَختی نمكِ دقت و فكر بدان افزاید،  به آستان آن نور رهنمون خواهد شد و بیابان زندگی‌اش را به بستان پر گل سعادت بدل خواهد كرد.

امید است در این روزها، من و تو، خواننده‌ی عزیز، اجازه‌ای دهیم تا این كتاب مهمان دست و چشممان شود.

باشد كه توفیق رفیق گردد و سعادت نصیب.

 

---> دانلود كتاب


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت


امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...

امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...

قاصدك

امام صادق  به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف می‏شنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا می‏خوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجده‏های طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناخته‏اند و چیزی را به شما سپرده‏اند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییع‌شان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته می‏شود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد می‏گردم و گفته می‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته می‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟

به خدا سوگند، حدیث كرد مرا پدرم كه مردی در میان قبیله‏ای از شیعیان علی (علیه‌السلام) شمرده می‏شود كه وارسته‏ترین، امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.

 


1- زید شحام

صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه‌السلام


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:3 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا

نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا

كليد

امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است.  پس آدرسهايش همه درست است.

با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.

بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.

 

برگ عيشي به گور خويش فرست        كس نيارد ز پس، تو پيش فرست

 

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

 

قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حريص جهانگرد را

 

23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.


مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 10:2 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت