تبليغاتX
يا ابا صالح المهدي
دلم هوای تو کرده هوای آمدنت یا مَهدی
يا ابا صالح المهدي

و شب قدر از هزار ماه بهتر است
و شب قدر از هزار ماه بهتر است



برای استفاده از این بخش از نرم افزار Internet Explorer استفاده نمایید.

 برنامه آينده :

 
شنبه 1 تیر 1387

جلسه هفتگی


دريافت صوت سخنراني هفته هاي قبل
 

 
   

 

کِلک آشتی

 

مجموعه ای بسیار زیبا از آوای روحبخش مناجات با محبوب بی مثال و معشوق دلنواز به بهانه شبهای قدر تقدیم به شما کاربران عزیز.

وصال 1

play

Download

وصال 2

play

Download

وصال 3

play

Download

وصال 4

play

Download

وصال 5

play

Download

وصال 6

play

Download

وصال 7

play

Download

وصال 8

play

Download

وصال 9

play

Download

وصال 10

play

Download

وصال 11

play

Download

وصال 12

play

Download

وصال 13

play

Download

وصال 14

play

Download

وصال 15

play

Download

وصال 16

play

Download

وصال 17

play

Download

وصال 18

play

Download

وصال 19

play

Download

وصال 20

play

Download

وصال 21

play

Download

وصال 22

play

Download

شهادت امام علی(ع) (محمود کریمی) - شب و دشت ستاره، از چشم مهتاب داره بارون می باره [257 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (محمود کریمی) - جامه ماتم شده بر تن ارض و سماء ناله می زنه روح الامین قد قتل المرتضی [173 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (سید مهدی میرداماد) - روضه دشتی، دلی دارم پر از غصه پر از غم، دلی دارم مثل بارون و شبنم [129 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (سید مهدی میرداماد) - دل ربا گفت علی، در همه جا گفت علی ، یک سر از روز عزل ذات خدا گفت علی [107 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (حسین سیب سرخی) - روضه دشتی ، دلی که بی تو نسوزد جهنمش بهتر [109 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (حسین سیب سرخی) - تیر محبت تو را منم نشانه یا علی، گرفته بر زیارتت دلم بهانه یا علی [83 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (حسین سیب سرخی) - باباجون نرو بمون کنارم، سرمو کف پاهات میزارم، بی تو من ابر بهاری می شم، جای اشک از دیده خون می بارم [104 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (حسین سیب سرخی) - شده کوفه شهر ماتم شده غرق قصه و غم، از دوتا چشمهای زینب می ریزه اشکهای نم نم [63 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (محمد رضا طاهری) - شب آخر با چشم تر منتظر نشسته حیدر کنار سفره افطار می خونه برای دختر [85 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (محمد رضا طاهری) - آروم آروم مرد مظلوم بابای زینب و کلثوم، آخرین اذان را می گه با صدای پاک و معصوم [82 کلیک]
شهادت امام علی(ع) (محمد رضا طاهری) - ای آسمان خون گریه کن، کوفه شده دار العزا، با یاری تیغ عجل، حیدر شده حاجت روا [87 کلیک]

التماس دعا

منتظرامام زمان | 17:50 - یکشنبه 31 شهریور1387


 
 

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ

 

 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام

 

آیة الله مظاهری
نصیحت بهلول به هارون الرشید Play Download

 

 

حجة الاسلام شیخ حسین انصاریان
ادب حر Play Download

 

 

حجة الاسلام هاشمی نژاد
فدای امام رضا من الان این حاجت را خواستم Play Download

 

 

حجة الاسلام مرتضی آقاتهرانی
راه کسب معرفت Play Download
سلام کردن Play Download

 

روضه

حاج منصور ارضی
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download

 

 

حاج سعید حدادیان
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download

 

 

حاج محمد طاهری
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download
روضه 4 Play Download
روضه 5 Play Download
روضه 6 Play Download
روضه 7 Play Download

 

 

حاج محمود كریمی
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download
روضه 4 Play Download
روضه 5 Play Download
روضه 6 Play Download
روضه 7 Play Download
روضه 8 Play Download

 

 

حاج حسن خلج
روضه 1 Play Download
روضه 2 Play Download
روضه 3 Play Download

 

 

حاج ابوالفضل بختیاری
روضه Play Download

 

 

نوحه

 

 

حاج محمد طاهری
آتش نشسته بر دل دخترت Play Download
آسمان خون گریه كن كوفه شده دار العزا Play Download
چشمها دوباره گریون، امشب می ری از این خونه Play Download
حیف مولا مردم عالم ترا نشناختن Play Download
خداحافظ غریب كوچه های كوفه Play Download
خسته و مضطری در دل بستری Play Download

 

 

حاج محمود كریمی
آسمون دلم تیره و تاره Play Download
امان دل ای دل ای دل Play Download
آمد ملاقات حضرت مولا حضرت زهرا پهلو شكسته Play Download
باز نظر كن به این دلی كه ناامیده Play Download
پس از عمری شكیبایی شده اكنون تماشایی دل این زهرایی Play Download
سكوت تلخ وقت دل بریدن Play Download
سینه ها پر از درد رو شونه ها تابوت Play Download
نفس آروم آروم كارم دیگه تموم Play Download
نیمه شب وقت خواب بیمار Play Download
یدالله، اسدالله، ولی الله Play Download

 

 

 

حاج احمد نیكبختیان
دور شمع پیكرت گردیده ام خاكسترت Play Download
شبها كه نان و خرما بر دوش خود كشیدم Play Download
منزل جبرئیل گرد بستر شده Play Download
می خروشد زمین بی قرار آسمان Play Download
نیمه شب تا سحر در كنار علی دل شكسته حسین Play Download

 

 

 

حاج حسین سیب سرخی
اسدالله شیر زمان Play Download
بابا جون نرو بمون كنارم Play Download
شنیدم ناله پرسوز مادر خود زهرا را Play Download

 

 

 

حاج حسن خلج

بزن به سینه بگو منم غلام علی Play Download

 

 

 

حاج ابوالفضل بختیاری

یتیمی دردیه درمون نداره Play Download

 

 

 

حاج عبدالرضا هلالی
اهل زمین محو جمال او شدن Play Download
بچه ها بیاین كنارم وقت رفتن رسیده Play Download
علی امیرالمومنین دگر شده نقش زمین Play Download

 

 

 

حاج روح الله بهمنی
از عشق تو دل دیونه پر می گیره Play Download
اونی كه عاشقترینه كعبه روی زمین Play Download
شعارم حیدر امیرالمومنین Play Download
شیر خدا حیدر منم Play Download
علی مولا یا علی علی Play Download
یه پهلوان غریب داره می ره به سفر Play Download

 

 

 

كربلایی محمدحسین حدادیان
الهی كه بمیرم بی بابایی چه سخت Play Download
توی عرش صدا زد نجف Play Download
ذكر یه یا علی حلال مشكلم Play Download
شب درد و غم بابا سر اومد Play Download
شمع بی پروانه ام Play Download

 

 

 

حاج قانع
تكیه كهی جز ید شاه لو كشف نمی شود Play Download

 

منتظرامام زمان | 17:41 - یکشنبه 31 شهریور1387


راز محبوبیت علی علیه السلام

مردم دوستی علی (علیه السلام) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ، کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی (علیه السلام) همان شهید بزرگوار است.

در میان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خیر و نیکی ستمی برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرار گیرد همه انسانها مورد تعظیم قرار گرفته اند.

اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید. این حقیقت مسلم را می یابید که در میان شخصیت های بزرگ، کمتر کسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) مورد علاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.

این محبت در دلها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.

چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.

حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پایین دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هر سو او را تهدید می کند نجات می دهد.

آری علی (علیه السلام) در گذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرار گرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.

آنان که با علی بن ابی طالب(علیه السلام) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیر خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.

وجدان پاک انسانها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.

اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند.

پسر ابوطالب شعله ای فروزان در دلها و حرارتی نیرو بخش در جانها و منطقی شفابخش درعقلهاست. او را سخنی است حکیمانه و اخلاقی است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمین، و زمین را آسمان نمی کند! تاریخ گواه صحت این مدعاست.

شخصیت علی (علیه السلام) از هر جهت برای مردم شگفت انگیز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب های ایشان پیوند یافته است. بسیارند کسانی که درباره این گوهر یکتا سخن گفته اند و شگفتی و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در یک نقطه تلاقی می کنند و بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند که علی(علیه السلام) نمونه والای فکر و بیان است.

او شخصیتی است که به نور وجدان روشن می شود. از همین جهت است که او سزاوار شگفتی و شایسته محبت عمیق است.

در میان مردم هستند کسانی که نشان پیامبری بر سینه اسرار آمیز علی (علیه السلام) می زنند. این مساله چندان تعجب آور نیست، زیرا یکی از بارزترین صفات علی (علیه السلام) این است که با مردان بزرگ جهان بشری در یک نقطه تلاقی می کند.

این مردان بزرگ نسبت به انسانها سمت پدری دارند، اما نه پدر جسمانی که به مساله زناشویی و تولید نسل مربوط می شود. بلکه پدری آنها نمونه ای از پیوند انسان به انسان و زندگی آنان به یکدیگر است.

بنابراین، پدری آنها وسیعتر وعمیقتر از پدری نسبی و معمولی است. این پدران انسانیت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ویژگی های قومی یا ملی محصور شوند. تاریخ کوشش کرده است که این کار را انجام دهد. اما آنها از هر قید و شرطی آزادند و تاریخ باید در این مورد کنار گذاشته شود.

از این جهت است که می بینید علی (علیه السلام) در جهان آن روز، همچون پدری روحانی است که بسیاری از مردم با همه اختلافاتی که داشتند خود را به او منسوب می کردند. آنها پناهگاهی می جستند که مظهر واقعی ارزشهای انسانی باشد. این پناهگاه کسی غیر از علی (علیه السلام) نبود. او پدر همه شهیدان است. فرزندان روحانی او با شهادت وی به خویشتن تسلیت گفتند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان بشری در برابر تاریکی های خود خواهی، از او روشنی می گیرد، همان خود خواهی هایی که زمامداران عصری علی (علیه السلام) و اکثر زمامداران تاریخ در آن سقوط کرده اند.

علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان ها و اندیشه ها را آنچنان به حرکت در آورد که در جریان خود دیگر به کمکی احتیاج پیدا نکرد و زمان و مکانی را در آن تاثیری نبود.

حق جویان و عدالت خواهان در میان مردم پناهگاهی جز علی(علیه السلام) نداشتند.

او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سر کسانی می گسترد که احساس می کردند بیداد گران عدالت را با ستم خود از بین می برند وعاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.

پیروان امام که در ظلمات تاریخ با نور هدایت او گام برمی داشتند چنان دلهایشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازی آنان در این راه به گونه ای است که در تاریخ نمونه آن را نتوان یافت.

 

منتظرامام زمان | 17:34 - یکشنبه 31 شهریور1387


او همچنان ناشناخته است

از آن زمان که کودکی نو پا بودم، به یاد دارم هر گاه که می خواستم برخیزم ، به من آموخته بودند «یا علی» بگویم ، هر گاه می خواستم باری را بلند نمایم «یا علی» می گفتم، ام ا«یا علی» چه بود ؟ و «علی» که بود ؟ نمی‌دانستم.

امروز هم که بزرگ شده و مطالعاتی در سیره و سرگذشت آن حضرت داشته‌ام ، باز هم باید اقرار کنم که چیزی نمی‌دانم و درک جلوه های شخصیت ابر مردی که ماوراء شخص وی، حتی برای اصحابش ناشناخته بود و هست؛ برای فردی چون من، ناممکن است مگر نمی از یمی.

مولوی بلخی با آن اندیشه عمیق و روح بلند درباره حضرت علی علیه السلام می‌گوید:

در شجاعت شیر ربانیستی                                         در مروت خود که داند کیستی؟

و ابوعلی سینا، متفکر و فیلسوف شرق نیز در مقام تشبیه او چنین می‌گوید:

[علی علیه السلام نسبت به اصحاب، مانند «معقول» بود نسبت به «محسوس»] و نیز می‌گوید: «علی علیه السلام در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود.»

به راستی کدام بُعد از ابعاد وجود علی علیه السلام را می توان بررسی کرد ؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار، گذشت، علم، آگاهی و معرفت ، زهد و تقوا و ... کدام یک؟

علی علیه السلام، شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد؛ حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر ، بی گذشت و دقیق النظر بود.

به راستی شناخت کامل از این دریای ناپیدا کرانه فضیلت ، تقوا و دانش، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله که معلم و مربی اوست و اولاد مطهرش که پرورش یافتگان مکتب او هستند؛ تنها ایشان هستند که مقام و رتبت او را، چنان که هست، در می یابند و دیگران را راهی به شناخت شخصیت والای او نیست.

امیرالمؤمنین دریایی است از خصایص عالی بشری و جامع صفات ممتاز یک انسان برتر، و به حقیقت انسانی کامل. ایشان در این صفات، تا آنجا پیش رفته که حتی دشمنانش نیز زبان به تمجید او گشوده‌اند.

آورده‌اند: روزی محقن بن ابی محقن که از حضرت علی علیه السلام روی برگردانده و به سوی معاویه رفته بود، برای شادمان ساختن معاویه گفت: « من از نزد بی زبان ترین مردم به نزد تو آمدم!» این چاپلوسی چنان مشمئز کننده و بی جا بود که معاویه گفت: " وای بر تو! علی بی زبان ترین افراد است؟! قریش پیش از علی از فصاحت آگاهی نداشت، علی به قریش درس فصاحت آموخت!"(1)

"طه حسین" نیز درباره امام چنین می گوید: " من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم." (2)

ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین و آنان که می‌خواستند اسلام را از مسیر اصلی‌اش منحرف ساخته، به وادی انحراف، امتیازات طبقاتی و سنن جاهلی بکشانند، حقیقتی است روشن.

حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمین، در حالی که "خار در چشم و استخوان در گلو" داشت، حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.

علی علیه السلام در آن گردبادهای اغراض و جهالت و در طوفان‌های کینه توزی از مطامع دنیوی، ناشناخته بود و سخنان آتشین و مواعظ از دل برخاسته اش در دل های قسوت گرفته و سنگین، کمتر اثری نداشت تا جایی که امام سر به بیابان می‌نهاد و درد دل را تنها با خواص اصحابش در میان می‌گذاشت یا در سکوت عمیق چاه درد تنهایی را باز می‌گفت.

علی علیه السلام که چشمه‌های حکمت و دانش از ستیغ کوهساران شخصیت والایش ریزان بود و قادر بود سعادت دو جهان را برای همگان به ارمغان آورد؛ او که به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر بود، او که از شمیم روح پرور وحی محمدی صلی الله علیه و آله بهره مند شده و از کودکی در آغوش پر مهر نبوت پرورش یافته بود؛ او که عادل ترین داوران و شجاع ترین دلاوران، امیرمؤمنان و پناهگاه ستم رسیدگان و دردمندان بود؛ همچنان ناشناخته ماند و جز تنی چند از یاران وفادارش، دیگران به ارزش وجودی او پی نبردند و یا نخواستند پی ببرند...

" به واقع علی(علیه السلام)، مظلوم تاریخ اسلام است. "

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سیری درنهج البلاغه ، مرتضی مطهری، ص 15.

2- همان ، ص 19.

منتظرامام زمان | 17:33 - یکشنبه 31 شهریور1387


على علیه السلام مثل الاعلای قرآن

گنجینه‏هاى گرانقدر تمدن و فرهنگ یك كشور در آثار باستانى، نوشتار علمى و پدیده‏هاى كهن آن به چشم مى‏خورد. و اندیشمندان فرهنگى جامعه از جمله یادگاران ماندگار یك مرز و بوم و یا آیین به شمار مى‏روند كه گاه ارزش یكى از آنان، برتر از تمامى آثار و بناهاى تاریخى محسوب مى‏شود. فرهنگنامه‏ها، دایرة المعارف‏ها، و یا كتابهاى مقدس و آسمانى مردم، آینه‏اى شفاف در معرفى چنین الگوهاى شایسته به دیگران بوده و بیانگر ویژگیهاى روحى، ارزشهاى معنوى و یا حماسه‏هاى كم نظیر و گاه بى‏نظیر هستند.

قرآن را كه مى‏گشاییم، دهها و حتى صدها آیه روشنگر و الگو بخش مى‏یابیم كه نشان از رادمردى جاودانه دارد، والا گوهرى كه افزون بر مقام عصمت كه ارزشی بس گرانبهاست فضایل كیمیاگون او در آینه آیات به خوبى بیان شده است و اكنون كه چهارده قرن از زمان حیات وى مى‏گذرد، گویى او، انسان امروز جامعه ماست و یكایك ویژگیهاى وى، به مثال آفتاب عالمتاب، تمامى افراد را از ظلمت‏هاى زندگانى رهایى مى‏بخشد.

على، انسانى هزاربُعدى است كه صدها سال است، نظم و نثر، تفسیر و فقه، كلام و حقوق، ریاضیات و ادبیات و... همه و همه از ریزش عظمت او روزى‌خوارند.

امام على بن ابیطالب(علیه السلام) است كه تنها خداى او یاراى بیان صفات او را دارد و یا رسول حق كه سفیر خداوندى است توان یادآورى ویژگیهاى وزیر و پسرعم خود را داراست.

اینك كه در ماه رمضان نسیم روحبخش سخنان خداوند، رواق وجودمان را با عطر خود، معنویتى دیگر مى‏بخشد، برخى از آیات قرآن كریم را درباره امیرمؤمنان با نگاه دل مى‏بینیم و سیماى على را در آینه قرآن نظاره مى‏كنیم.

1- «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد.» (بقره/207)

" و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می فروشد، و خدا نسبت به (این) بندگان مهربان است. "

مفسر معروف اهل تسنن، ثعلبى مى‏گوید: "هنگامى كه پیامبر اسلام تصمیم به هجرت از مكه به مدینه گرفت، براى تحویل امانت‏هاى مردم و پرداخت پول‌هاى آنان، على(علیه السلام) را بجاى خود قرار داد و شب هنگام كه به سوى «غار ثور» حركت نمود و مشركان اطراف خانه او را محاصره كرده بودند، دستور داد على(علیه السلام) در بستر پیامبر بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد خضرمى) كه مخصوص خود پیامبر بود، روى خویش بكشد.

در این هنگام خداوند به «جبرئیل‏» و «میكائیل‏» وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم، كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را بر خود ترجیح دهد. هیچیك حاضر نشدند. به آنان وحى كرد اكنون، على(علیه السلام) در بستر پیامبر خوابیده است و آماده فدا کردن جان خویش است. به زمین روید و حافظ و نگاهبان او باشید.

هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پائین پاى على(علیه السلام) نشسته بودند، جبرئیل مى‏گفت: «به‏به! آفرین بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان افتخار مى‏كند.»

ناگاه آیه «و من الناس...» نازل شد و در آن صفات على(علیه السلام) بیان‏گردید." (1)

ابن‏ابى الحدید معتزلى از اهل سنت كه درباره تفسیر این آیه بر این باور است که حماسه على(علیه السلام) در لیلة المبیت - شب خوابیدن به جاى رسول الله(صلی الله علیه و آله) - مورد تایید همگان است و غیر از كسانى كه مسلمان نیستند و افراد سبك مغز، آن را انكار نمى‏كنند. (2)

2- « و اذان من الله و رسوله الى الناس یوم الحج الاكبر ان الله برى من المشركین و رسوله فان تبتم فهو خیر لكم و ان تولیتم فاعلموا انكم غیر معجزى الله و بشرالذین كفروا بعذاب الیم.» (توبه/3)

"و این اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدی ندارند با این حال اگر توبه کنید آن برای شما بهتر است، و اگر روی بگردانید پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد؛ و کسانی را که کفر ورزیدند از عذابی دردناک خبر ده."

احمد حنبل - پیشواى معروف اهل سنت - از ابن عباس نقل مى‏كند كه پیامبر سوره توبه را به حضرت علی (علیه السلام) داد - تا به مردم هنگام حج ابلاغ كند - فرمود: ابلاغ این سوره تنها به وسیله كسى باید باشد كه او از من است و من از اویم. (3)

3- «ان الذین اجرموا كانوا من الذین آمنوا یضحكون. واذا مروا بهم یتغامزون‏.» (مطففین/30-29)

بدكاران «در دنیا» پیوسته به مؤمنان مى‏خندیدند و هنگامى كه ازكنارآنها مى‏گذشتند، آنان را با اشارات مورد سخریه و استهزا قرار مى‏دادند.

پاره‏اى از مفسران اهل سنت در تفسیراین آیه، چنین نوشته‏اند كه: روزى على(علیه السلام) و جمعى ازمؤمنان ازكنارجمعى ازكفارمكه گذشتند، آنها به حضرت و مؤمنان خندیدند و آنها را استهزا نمودند، این آیات نازل شد و سرنوشت مسخره كنندگان را درقیامت روشن ساخت. (4)

4_«فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم، فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبین‏.» (آل عمران/61)

پس هر کس در این باره پس از دانشی که تو را حاصل آمده، با تو محاجه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

(مباهله به معناى رها كردن و قید و بند را از چیزى برداشتن یعنى بنده را به حال خود گذاشتن و عاقبت كار او را به دست‏ خدا سپردن است.)

انبوه بى‏شمارى از مفسران اهل سنت «ابناءنا» در آیه را اشاره به حسن و حسین(علیهماالسلام)، نساءنا را فاطمه و انفسنا را اشاره به على(علیه السلام) دانسته‏اند. كه نشان از چشمگیرى مقام على(علیه السلام) در عرصه نفرین نمودن دشمنان و آشكار شدن حق و در كنار رسول خدا و حتى همانند جان او گردیدن، بیان شده است. (5)

5- «سال سائل بعذاب واقع. للكافرین لیس له دافع. من الله ذى المعارج‏.»  (معارج/3-2-1)

تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد. این عذاب مخصوص كافران است و هیچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند. از سوى خداوند صاحب درجات و مراتب است.

علامه امینى نام سى نفر از عالمان اهل سنت را بیان مى‏كند كه همگى علت نزول این سه آیه را درخواست عذاب از سوى منكرانتصاب و ولایت على(علیه السلام) بعد از رسول خدا(ص) در صورت حقانیت امامت آن حضرت دانسته‏اند. داستان از این قرار بود كه: چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، على(علیه السلام) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب نمود و درباره او فرمود: هر كس من مولا و ولى او هستم، على مولا و ولى اوست، چیزى نگذشت كه این سخن در تمامى شهرها منتشر شد. نعمان بن حارث فهرى خدمت پیامبر آمد و گفت: تو ما را دستور دادى، شهادت به یگانگى خدا و رسالت‏ خود از سوى او دادى، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى، ما همه اینها را پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا این كه این جوان - اشاره به على(علیه السلام) - را به جانشینى خود منصوب كردى و گفتى: من كنت مولاه فعلى مولاه. آیا این سخن از ناحیه خودت است ‏یا از سوى خدا؟

پیامبر(ص) فرمود: قسم به خدایى كه معبودى جزاو نیست، این ازناحیه خدا است.

نعمان روى برگرداند و در حالى كه مى‏گفت: خداوندا! گر این سخن حق است و از ناحیه توست، سنگى از آسمان بر ما بباران!

اینجا بود كه ناگهان سنگى بر سرش فرود آمد و او را هلاك كرد. ناگاه آیه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرین لیس له دافع‏» نازل شد.(6)

6- «اهدنا الصراط المستقیم.‏» (حمد/5)؛ ما را به راه راست هدایت فرما.

علامه طباطبایى در المیزان از «فقیه‏» و «تفسیر عیاشى‏» نقل نموده كه «صراط مستقیم‏» در این آیه، امیرمؤمنان، على(علیه السلام) است. (7)

در سخن دیگرى از امام صادق(علیه السلام) صراط مستقیم، راه به سوى معرفت ‏خدا تفسیر شده كه دو صراط است، یكى صراط در دنیا و دیگرى صراط در آخرت، صراط در دنیا امام واجب الاطاعة است، كسى كه او را شناخته و از وى پیروى كنند و در آخرت صراطى است كه پل دوزخ است و كسانى كه در دنیا امام واجب الاطاعة را نشاسند، بر این صراط لغزیده و در آتش دوزخ هلاك خواهند شد. (8)

7- «الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهارسرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون‏.» (بقره/274)

كسانى كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند، پاداششان نزد پروردگار آنان است و نه ترسى براى آنهاست و نه غمگین مى‏شوند.

افزون بر مفسران شیعى، عالمان اهل تسنن نیز در تفاسیر خود نزول این آیه را درباره حضرت على(علیه السلام)دانسته‏اند، كسانى چون ابن عساكر، طبرانى، ابن حاتم، ابن جریر و امام فخر رازى. (9)

داستانى كه شان نزول و علت نازل شدن آیه را در آن بیان كرده‏اند آن است كه: امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در حالى كه تنها چهار درهم داشت، یك درهم در روز، یك درهم در شب، سومین آن را مخفیانه و درهم آخر را آشكارا در راه خدا انفاق نمود.

اما حكم كلى و معیارى كه در تمامى عصرها و نسل‏ها درس آموزى آن براى دین‏باوران آن ضرورى مى‏نماید، آن است كه انفاق كنندگان باید از نظر پنهان یا پیدا بودن عمل خویش، جنبه‏هاى اخلاقى و اجتماعى و یا شخصیت انسان‌هایى را كه بدانها كمك مى‏كنند، مراعات نمایند، آنجا كه حفظ آبروى افراد لازم است، از انفاق آشكار دورى كنند و زمانى كه تعظیم شعائر مذهبى، تشویق دیگران به عمل شایسته و الهى مطرح است، یا هتك احترام مسلمانى نمى‏شود، در نگاه دیگران كمك كنند. اما در هنگام انفاق و پس از آن از فقر و تنگدستى بیمى نداشته باشند و به وعده‏هاى خداوند ایمان داشته، به او توكل كنند تا بدین سان، رضایت ‏خداوند را كسب و آثار اخروى را جلب نمایند، (10) همانند امام متقیان و پیشواى خداجویان، على(علیه السلام).

8- «لنجعلها لكم تذكرة و تعیها اذن واعیه.‏» (الحاقه/12)؛ تا آن را برای شما وسیله تذكرى قرار دهیم و گوشهاى شنوا آن را نگاهدارد.

برخى از مفسران شیعى سى حدیث از اهل تسنن و تشیع در نزول این آیه درباره شخصیت ‏حضرت على(علیه السلام) نقل كرده‏اند كه نشانگر عظمت مقام امام نسبت ‏به دانایى اسرار پیامبر و وراثت تمام علوم رسول خدا است. (11)

حدیث از آنجا آغاز مى‏شود كه پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) - هنگام نزول آیه «و تعیها اذن واعیه‏» و گوش‌هاى شنوا آن را نگهدارى مى‏كنند. فرمود:

«من از خداوند درخواست كردم گوشهاى على را از این گوشهاى شنوا و نگه دارنده حقایق قرار دهد.»

به دنبال سخن پیامبر، على(علیه السلام) فرمود:

«من هیچ سخن بعد از آن از رسول خدا نشنیدم كه آن را فراموش كنم. و همیشه آن را به خاطر داشتم‏.» (12)

9- «ان الابرار یشربون من كاس كان مزاجها كافورا. و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا. انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء ولا شكورا.»(انسان/5و8 و9)

نیكان از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است. به پاس دوستی (خدا) ، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند. ( و مى‏گویند) ما شما را براى خدا طعام مى‏دهیم و هیچ پاداش و تشكرى از شما نمى‏خواهیم.

34 نفر از عالمان معروف اهل تسنن، با نقل حدیثى در كتابهاى خود، این آیات را درباره ایثار امام على(علیه السلام) و خاندان تابناك او دانسته‏اند(13) و تمامى عالمان شیعى، هیجده آیه مورد بحث را از افتخارات بى‏نظیر و فضایل بسیار مهم حضرت على، فاطمه‏زهرا و فرزندانشان(علیهم السلام) شمرده‏اند.(14) ماجراى نزول آیات بدینگونه بود كه حسن و حسین(علیهماالسلام) بیمار شدند. پیامبر اكرم با جمعى از یاران به عیادتشان رفتند و به على(علیه السلام) فرمودند: اى ابوالحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى.

على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) و فضه - خادم آنان - نذر كردند اگر آن دو شفا یابند، سه روز روزه بگیرند(طبق برخى از روایات حسن و حسین(علیهماالسلام) نیز گفتند ما هم نذر مى‏كنیم، روزه بگیریم) چیزى نگذشت كه هر دو شفا یافتند، در حالى كه از نظر مواد غذایى، دست ‏خالى بودند، على سه من جو قرض نمود و فاطمه(علیهاالسلام) یك سوم آن را آرد كرد و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت:

السلام علیكم یا اهل بیت محمد. سلام بر شما اى خاندان محمد!

مستمندى از مستمندان مسلمان هستم، غذایى به من دهید، خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند.

آنان همگى مسكین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم همچنان روزه گرفتند و موقع افطار یتیمى نداى كمك سرداد و باز آنان غذاى خود را به او دادند. و در سومین روز روزه، اسیرى از غذاى آنان طلب نمود و باز آنان با آب افطار نمودند.

صبح فردا على دست ‏حسن و حسین را گرفته، خدمت رسول الله آمدند و هنگامى كه حضرت عزیزان خود را نظاره مى‏نمود، دید از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود: این حالى را كه در شما مى‏بینم براى من بسیار گران است. سپس برخاست و با آنان به خانه فاطمه(سلام الله علیها) وارد شدند، دید دختر عزیزش در محراب عبادت ایستاده است، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبیده و چشمانش به گودى نشسته است.

اندوه وجود پیامبر را فرا گرفت و در حالى كه غبار غم بر قلب مبارك حضرت نشسته بود، جبرئیل نازل شد و گفت:

«اى محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى‏گوید، سپس سوره هل اتى را که مربوط به ایثار حضرت على، حضرت فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام بود را نازل نمود.» (15)

10- «اجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن بالله والیوم الاخر و جاهد فى سبیل الله لایستوون عندالله، والله لایهدى القوم الظالمین.» (توبه/19)

آیا سیراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند «عمل‏» كسى قرار دادید كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و در راه او جهاد كرده است. «این هر دو» هرگز نزد خدا مساوى نیستند و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمى‏كند.

دانشمند معروف اهل سنت‏ حاكم «ابوالقاسم حسكانى‏» از «بریده‏» نقل مى‏كند كه شیبه و عباس هر كدام بر دیگرى افتخار مى‏كردند. على(علیه السلام) از كنار آن دو مى‏گذشت از افتخار نمودن آن دو پرسش نمود. عباس گفت: امتیازى به من داده شده كه احدى ندارد و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است. شیبه گفت: من تعمیر كننده مسجد الحرام و كلیددار خانه كعبه هستم. على(علیه السلام) گفت: با این كه از شما حیا مى‏كنم، باید بگویم كه با این سن كم افتخارى دارم كه شما ندارید. آن دو پرسیدند كدام افتخار؟!

حضرت فرمود: من با شمشیر جهاد كردم تا شما ایمان به خدا و پیامبر که - درود خداوند بر او خاندان وى باد - آوردید.

عباس خشمناك برخاست و دامن كشان نزد رسول الله رفت.(و به عنوان شكایت) گفت: آیا نمى‏بینى، على با من چگونه سخن مى‏گوید؟

پیامبر، على(علیه السلام) را خواست و از چگونگى ماجرا پرسش كرد. ناگاه جبرئیل نازل شده و گفت: اى محمد! پروردگار به تو سلام مى‏فرستد و مى‏گوید این آیات را بر آنها بخوان: «اجعلتم سقایة الحاج و...» (16)

امید آن كه نسیمى روح‏بخش از بوستان معرفت قرآن، نهال وجودمان را رایحه علوى بخشیده باشد و به زودى در كنار تربت پاك آن امام زمزمه كنیم.

ای آفتاب آینه دار  جمال تو مشک سیاه مجمره گردان  خال  تو

                                                  صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود کاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو(17)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- تفسیر نمونه، آیت الله مكارم و جمعى از نویسندگان، ج 2، ص‏46/ الغدیر، ج 2، ص‏44.

2- شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحدید، ج‏3، ص 270/ احیاء العلوم، غزالى، ج‏3، ص 238/ نزهة المجالس، صفورى، ج‏2، ص‏209/ تذكرة الخواص، سبط ابن جوزى حنفى، ص 21/ مسند، احمد حنبل، ج‏1، ص 348/ تاریخ طبرى، ج‏2، ص‏99 – 101/ سیره ابن هشام، ج 2، ص‏291/ تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏29.

3- مسند احمد حنبل: ج‏1، ص 231(طبع مصر)/ همان، ج‏3، ص‏212; همان، ج‏1، ص 150/ خصایص نسائى، ص 28.

4- تفسیر فخر رازى، قرطبى، روح المعانى و كشاف، ذیل آیه‏29 و 30 از سوره مطففین.

5- صحیح مسلم، ج‏7، ص 120/ مسند احمد بن حنبل، ج‏1، ص 185/ تفسیر طبرى، ج‏3، ص 192/ مستدرك حاكم نیشابورى، ج‏3، ص 150/ دلائل النبوة، حافظ ابونعیم اصفهانى، ص‏297/ روح المعانى، آلوسى، ج‏3، ص‏167/ كشاف، زمخشرى، ج‏1، ص‏193/ فصول المهمه ابن صباغ، ص 108/ الجامع لاحكام القرآن، علامه قرطبى، ج‏3، ص 104.

6- تفسیر نمونه، ج 25، ص‏7.

7- تفسیر المیزان(ترجمه)،ج‏1، ص‏49/ تفسیر البرهان، علامه بحرانى، ج‏1، ص 50.

8- همان.

9- تفسیر نورالثقلین، ج‏1،صص290 و291.

10- تفسیر نمونه، ج 2، ص‏267.

11- تفسیر قرطبى، ج‏1، ص‏6743/ مجمع البیان، روح البیان، روح المعانى، المیزان و تفسیر ابوالفتوح رازى، ذیل آیه 12 سوره معارج.

20- مناقب ابن مغازلى شاخصى، ص 265.

13- الغدیر، ج‏3، ص‏107 تا 111/ احقاق الحق، ج‏3، ص‏157 تا 171.

14- تفسیر نمونه، ج 25، ص 345.

15- تفسیر احسن الحدیث، ج‏12، ص 274/ الجدید، ج‏7، ص‏283/ حجة التفاسیر، ج‏7، ص‏139/ الكاشف، ج‏4، ص 670/ كشف الاسرار، ج 10، ص‏319.

16- تفسیر طبرى، فخررازى و آثار اصحاب النزول واحدى/ تفسیر خازن بغدادى/ معالم التنزیل بغوى/ مناقب ابن مغازلى و جامع الاصول ابن اثیر، براى توضیح بیشتر درباره این حدیث و مشخصات مدارك آن به احقاق الحق مرحوم شوشترى، ج‏3، ص 122 تا127 مراجعه كنید(تفسیر نمونه، ج‏7، ص 322.)

17- دیوان خواجه حافظ شیرازى.

منتظرامام زمان | 17:30 - یکشنبه 31 شهریور1387


وصیت علی علیه السلام در واپسین لحظات ...

به غیر از وصیت کوتاهی که در نهج البلاغه از امام علی (علیه السلام) ثبت گردیده ، وصیت‌های دیگری نیز از ایشان در سندهای قدیمی دیده می‌شود. "قاضی محمد بن سلامه " معروف به قضاعی متوفای 405 هجری در مجموعه ای از سخنان علی علیه السلام که آن را "دستور معالم الحکم" نامیده، وصیتی از امام آورده است. وی گوید وقتی پسر ملجم حضرت را ضربه زد، امام حسن علیه السلام گریان بر او درآمد، امام پرسید: « پسرم چرا گریه می‌کنی؟"

امام حسن علیه السلام پاسخ داد: "چرا نگریم که تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانی" ، حضرت فرمود: " پسرم! چهار چیز را به تو می‌گویم که به خاطر بسپار و به کار دار، و چهار چیز را اگر انجام ندهی، اندک زیانی به تو نمی‌رساند."

و اما آنهایی که باید به کار بندی:

 1- خرد برترین توانگری است .

2- بدترین تهیدستی نادانی است .

3- خودبینی، وحشتناک ترین وحشت است .

 4- خوش خوئی گرامی ترین حسب می باشد.

و اما چهار خصلتی که باید از آن پرهیز نمایی:

1- از دوستی با احمق که او خواهد ترا سود رساند لیکن به زیانت کشاند.

2- از دوستی با دروغگو که دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور نماید.

3- از دوستی با بخیل که چیزی را که بدان سخت نیازمندی از تو دریغ می‌دارد.

4- از دوستی با تبهکار که تو را به هنگام سود خود می‌فروشد.(1)

و نیز آورده‌اند که وقتی امیرالمؤمنین ضربت خورد، برای امام حسن و امام حسین علیهماالسلام اینگونه وصیت فرمود:

شما را سفارش می‌کنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را نخواهید هر چند دنیا در پی شما بیاید. دریغ مخورید بر چیزی، از آن که به دستتان نیاید. حق را بگویید، برای پاداش - آن جهان - کار کنید ، با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یاری کنید .

شما و همه فرزندان و خویشانم و آن کسانی که نامه من به ایشان رسد را ، سفارش می‌کنم به ترس از خدا و آراستن کارها، آشتی با یکدیگر ، که من از جد شما شنیدم که فرمود: «آشتی دادن میان مردمان بهتر است از نماز و روزه سالیان.»

خدا را ! خدا را! درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید.

خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند و پیوسته درباره آنان سفارش می فرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد .

خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به احکام آن.

خدا را! خدا را! درباره نماز، که نماز ستون دین شماست.

خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان، آن را خالی مگذارید، تا آنجا که در این جهان ماندگارید، که اگر - حرمت - آن را حفظ ننمایید به عذاب خدا گرفتار شوید .

خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا. درباره مالتان، جانتان و زبانتان!

بر شما باد به یگدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید که بدترین شما حکمرانی شما را بر دست گیرند! آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند.

پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‌اید و بگویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم می فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده هر چند سگ دیوانه باشد.»

 

منبع :

1- زندگانی امیر مؤمنان علی علیه السلام، دکتر سید جعفر شهیدی، ص 168.

2- نامه 47 نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی.

منتظرامام زمان | 17:28 - یکشنبه 31 شهریور1387


مثلث توطئه

جنگ نهروان پایان یافت و على علیه السلام به كوفه مراجعت فرمود، ولى عده‏اى از خوارج كه در نهروان توبه كرده بودند دوباره زمزمه مخالفت ‏سر دادند و بناى فتنه و آشوب گذاشتند.

على علیه السلام براى آنان پیام فرستاد و آنان را به آرامش دعوت كرد و از مخالفت ‏با حكومت‏ برحذر داشت، ولى چون از هدایت ایشان ناامید شد با قدرت آن گروه ماجراجو و طغیانگر را تار و مار كرد و در نتیجه برخى از آنان كشته و زخمى شدند و عده‏اى هم پا به فرار گذاشتند. یكى از فراریان خوارج، عبدالرحمان بن ملجم از قبیله مراد بود كه به مكه گریخت.

فراریان خوارج مكه را مركز عملیات خود قرار دادند و سه تن از آنان به نامهاى "عبدالرحمان بن ملجم مرادى" و "برك بن عبد الله" و "عمرو بن بكر تمیمى"(1) در یكى از شب‌ها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی‌ها و جنگ‌هاى داخلى را بررسى كردند و از نهروان و كشتگان خود یاد كردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند كه باعث این خونریزى و برادر كشى، على علیه السلام و معاویه و عمروعاص هستند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمانان تكلیف خود را خواهند دانست و به میل خود خلیفه‏اى انتخاب خواهند كرد. پس این سه نفر با هم پیمان بستند و آن را به سوگند مؤكد كردند كه هر یك از آنان متعهد كشتن یكى از سه نفر گردد.

ابن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد و عمرو بن بكر عهده‏دار كشتن عمروعاص گردید و برك بن عبدالله نیز قتل معاویه را به عهده گرفت. (2) نقشه این توطئه به طور محرمانه در مكه كشیده شد و براى این كه هر سه نفر در یك وقت هدف خود را عملى سازند، شب نوزدهم ماه مبارك رمضان را تعیین كردند و هر یك براى انجام ماموریت‏ خود به سوى شهر مورد نظر خود حركت كرد. عمروبن بكر براى كشتن عمروعاص به مصر رفت و برك بن عبدالله براى قتل معاویه به سوى شام حركت كرد و ابن ملجم نیز راهى كوفه شد. (3)

برك بن عبدالله در شام به مسجد رفت و در شب موعود در صف اول به نماز ایستاد و در حالى كه معاویه سر به سجده داشت ‏با شمشیر به او حمله كرد ولى، در اثر اضطراب روحى و دستپاچگى، شمشیر او به خطا رفت و به جاى سر، بر ران معاویه فرود آمد و معاویه زخم شدیدى برداشت. او را فورا به خانه‏اش منتقل كردند و بسترى شد. وقتى ضارب را در پیش او حاضر كردند معاویه از او پرسید: چگونه بر این كار جرات كردى؟ گفت: امیر مرا معاف دارد تا مژده‏اى به او بدهم. معاویه گفت: مژده تو چیست؟ برك گفت: على را امشب یكى از همدست‌هاى من كشته است و اگر باور ندارى مرا توقیف كن تا خبر آن به تو برسد، و اگر كشته نشده باشد من تعهد مى كنم كه بروم و او را بكشم و باز نزد تو آیم. معاویه او را تا رسیدن خبر قتل على علیه السلام نگه داشت و چون خبر مسلم شد او را رها كرد و بنابر نقل دیگر، همان وقت او را به قتل رساند. (4)

طبیبان چون زخم معاویه را معاینه كردند گفتند: اگر امیر اولادى نخواهد مى توان با دوا معالجه كرد وگرنه محل زخم باید با آتش داغ شود. معاویه از داغ كردن با آتش ترسید و به قطع نسل راضى شد و گفت: یزید و عبدالله براى من كافى هستند. (5)

عمرو بن بكر نیز در همان شب در مصر به مسجد رفت و در صف اول به نماز ایستاد. از قضا در آن شب عمروعاص را تب شدیدى عارض شده بود كه از التهاب و كسالت آن نتوانسته بود به مسجد برود و خارجة بن حنیفه(حذافه) (6) را براى اداى نماز به مسجد فرستاده بود و عمرو بن بكر او را به جاى عمروعاص كشت و چون جریان را دانست گفت: «اردت عمرا و اراد الله خارجة‏.» (7) یعنى: من كشتن عمرو را خواستم و خدا كشتن خارجه را.

اما عبد الرحمان بن ملجم مرادى در روز بیستم ماه شعبان سال 40 هجرى به كوفه آمد. گویند چون على علیه السلام از آمدنش با خبر شد فرمود: آیا رسید؟ همانا جز آن چیزى بر عهده من نمانده و اكنون هنگام آن است.

ابن ملجم در خانه اشعث ‏بن قیس فرود آمد و یك ماه در خانه او ماند و هر روز، با تیز كردن شمشیر، خود را آماده مى‌كرد.(8) در آنجا با دخترى به نام قطام، كه او نیز از خوارج بود، مواجه شد و عاشق او گردید. طبق نقل مسعودى، قطام دختر عموى ابن ملجم بود و پدر و برادرش در واقعه نهروان كشته شده بودند. قطام از زیباترین دختران كوفه بود و چون ابن ملجم او را دید همه چیز را فراموش كرد و رسما از وى خواستگارى نمود. (9)

قطام گفت: من با كمال میل تو را به همسرى خود مى پذیرم مشروط بر این كه مهریه مرا مطابق میل من قرار دهى. عبدالرحمان گفت: بگو بدانم مقصودت چیست؟

قطام كه عاشق را تسلیم دید، مهر را سنگین كرد و گفت: سه هزار درهم و یك غلام و یك كنیز و قتل على بن ابى طالب.

ابن ملجم: تصور نمى كنم مرا بخواهى و آن وقت قتل على را به من پیشنهاد كنى!

قطام: تو سعى كن او را غافلگیر كنى. در آن صورت، اگر او را بكشى هر دو انتقام خود را گرفته‏ایم و روزگار خوشى خواهیم داشت و اگر در این راه كشته شوى جزاى اخروى و آنچه خداوند براى تو ذخیره كرده است از نعمت‌هاى این جهان بهتر و پایدارتر است.

ابن ملجم: بدان كه من جز براى این كار به كوفه نیامده‏ام. (10)

شاعر در باره مهریه قطام گفته است:

فلم ار مهرا ساقه ذو سماحة ثلاثة آلاف و عبد و قینة فلا مهر اعلى من علی و ان علا كمهر قطام من فصیح واعجم و قتل علی بالحسام المصمم ولا قتل الا دون قتل ابن ملجم. (11)

من ندیدم مهرى را كه صاحب كرمى، اعم از عرب و عجم، آن را عهده دار شود مثل مهر قطام و آن عبارت بود از سه هزار درهم و یك غلام و یك كنیز و قتل على بن ابى طالب ‏علیه السلام به تیغ تیز برنده. و هیچ مهرى گرانتر از على ‏علیه‌ا‌لسلام نیست هر چند گرانمایه باشد و هیچ جنایتى بدتر از جنایت ابن ملجم نخواهد بود.

قطام گفت: من جمعى را از قبیله خود با تو همراه مى كنم كه تو را در این باره یارى دهند و همین كار را هم كرد و مرد دیگرى از خارجیان كوفه به نام وردان بن مجالد از همان قبیله تیم الرباب را با وى همراه ساخت.

ابن ملجم كه مصمم به قتل على علیه السلام بود با یكى از خوارج به نام شبیب بن بجره كه از قبیله اشجع بود ملاقات كرد و به او گفت: آیا طالب شرف دنیا و آخرت هستى؟! پرسید: منظورت چیست؟ گفت: به من در قتل على بن ابى طالب كمك كن. شبیب گفت: مادرت به عزایت ‏بنشیند، مگر تو از خدمات و سوابق و فداكاری‌هاى على در زمان پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم اطلاع ندارى؟

ابن ملجم گفت: واى بر تو، مگر نمى دانى كه او قائل به حكمیت مردم در كلام خدا شد و برادران نمازگزار ما را به قتل رساند؟ بنابراین، به انتقام برادران دینى خود، او را خواهیم كشت. (12)

شبیب پذیرفت و ابن ملجم شمشیرى تهیه كرد و آن را با زهرى مهلك آب داد و سپس در موعد مقرر به مسجد كوفه آمد.

آن دو در آنجا با قطام، كه در روز جمعه سیزدهم ماه رمضان معتكف بود، ملاقات كردند و او به آن دو گفت كه مجاشع بن وردان بن علقمه نیز داوطلب شده است كه با آنان همكارى كند. چون هنگام عمل فرا رسید قطام سرهاى آنان را با دستمال‌هاى حریر بست و هر سه شمشیرهاى خود را به دست گرفتند و شب را با كسانى كه در مسجد مى ماندند به سر بردند و در مقابل یكى از درهاى مسجد كه معروف به «باب السده‏» بود نشستند. (13)

و اینگونه بود که حضرت علی علیه السلام به ضرب شمشیر ابن ملجم به شهادت رسید.


 

پى‏نوشت‌ها:

1- دینورى درالاخبارالطوال،ص‏213 نام برك بن عبد الله را نزال بن عامر ونام عمرو بن بكر را عبد الله بن مالك صیداوى نوشته است ومسعودى درمروج الذهب،ج‏2، ص‏423 برك بن عبد الله را حجاج بن عبد الله صریمى ملقب به برك وعمرو بن بكر را زادویه نوشته است.

2- مقاتل الطالبیین، ص‏29/ الامامة والسیاسة، ج‏1، ص‏137.

3- تاریخ طبرى ، ج‏6، ص‏83/ كامل ابن اثیر، ج‏3، ص 195/ روضة الواعظین، ج‏1، ص 161.

4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج‏6، ص 114.

5- مقاتل الطالبیین، ص 30/ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج‏6، ص‏113.

6- تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص 212.

7- همان، ج‏2، ص 312.

8- همان، ج‏2، ص 312.

9- مروج الذهب، ج‏2، ص‏423.

10- الاخبارالطوال، ص‏213/ مروج الذهب، ج‏2، ص‏423.

11- الاخبارالطوال، ص214/ كشف الغمة ، ج‏1، ص 582/ مقاتل الطالبیین، ص‏37. مسعودى درمروج الذهب،ج‏2، ص 424 دو بیت اخیررا به ابن ملجم نسبت داده است.

12- كشف الغمة، ج‏1، ص 571.

13- مروج الذهب، ج‏2، ص 424/ تاریخ طبرى، ج‏6، ص‏83/ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج‏6، ص 115/ كامل ابن اثیر، ج‏3، ص 195/ مقاتل الطالبیین، ص 32/ البدایة والنهایة، ج‏7، ص 325/الاستیعاب، ج‏2، ص 282/ روضة الواعظین، ج‏1، ص 161

 

منتظرامام زمان | 17:28 - یکشنبه 31 شهریور1387


ماجرای شهادت على علیه السلام

حضرت علي عليه السلام

"تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ..."

                                                                                                                                                    

  (نداى آسمانى)

على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به كوفه در صدد حمله به شام بر آمد و حكام ایالات نیز در اجراى فرمان آن حضرت تا حد امكان به بسیج پرداخته و گروه‌هاى تجهیز شده را به خدمت وى اعزام داشتند.

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و به اردوگاه نخیله پیوستند، على علیه‌السلام گروه‌هاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را به عمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاویه و مخصوصا از نیرنگ‌هاى عمرو عاص دل پر كینه داشتند در این كار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یك خطابه غراء تمام سپاهیان خود را به هیجان آورده و آنها را براى حركت به سوى شام آماده نمود ولى در این هنگام تقدیر، سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.

فراریان خوارج، مكه را مركز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان به اسامى عبدالرحمن بن ملجم و برك بن عبدالله و عمرو بن بكر در یكى از شب‌ها گرد هم آمده و از گذشته مسلمین صحبت می‌كردند، در ضمن گفتگو به این نتیجه رسیدند كه باعث این همه خونریزى و برادر كشى، معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام می‌باشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین به كلى آسوده شده و تكلیف خود را معین مى‏كنند، این سه نفر با هم پیمان بستند و آن را به سوگند مؤكد كردند كه هر یك از آنها داوطلب كشتن یكى از این سه نفر باشد. عبدالرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد، عمرو بن بكر عهده‏دار كشتن عمرو عاص گردید، برك بن عبدالله نیز قتل معاویه را به گردن گرفت و هر یك شمشیر خود را با سم مهلك، زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این قرار داد به طور محرمانه و سرى در مكه كشیده شد و براى این كه هر سه نفر در یك موقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار می‌مانند براى این منظور انتخاب كردند و هر یك از آنها براى انجام ماموریت خود به سوى مقصد روانه گردید، عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص به مصر رفت و برك بن عبدالله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم نیز راه كوفه را پیش گرفت.

برك بن عبد الله در شام به مسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف اول نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برك شمشیر خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشیر او به جاى فرق معاویه بر ران وى اصابت نمود.

معاویه زخم شدید برداشت و فورا به خانه خود منتقل و بسترى گردید و ضارب را نیز نزد او حاضر ساختند، معاویه گفت تو چه جرأتى داشتى كه چنین كارى كردى؟

برك گفت امیر مرا معاف دارد تا مژده دهم: معاویه گفت مقصودت چیست؟ برك گفت همین الان على را هم كشتند: معاویه او را تا تحقیق این خبر زندانى نمود و چون صحت آن معلوم گردید او را رها نمود و به روایت بعضى (مانند شیخ مفید) همان وقت دستور داد او را گردن زدند.

چون طبیب معالج زخم معاویه را معاینه كرد اظهار نمود كه اگر امیر اولادى نخواهد می‌توان آن را با دوا معالجه نمود و الا باید محل زخم با آهن گداخته داغ گردد، معاویه گفت تحمل درد آهن گداخته را ندارم و دو پسر (یزید و عبدالله) براى من‏ كافى است. (1)

عمرو بن بكر نیز در همان شب در مصر به مسجد رفت و در صف اول به نماز ایستاد اتفاقا در آن شب عمرو عاص را تب شدیدى رخ داده بود كه از التهاب و رنج آن نتوانسته بود به مسجد برود و به پیشنهاد پسرش قاضى شهر را براى اداى نماز جماعت به مسجد فرستاده بود!

پس از شروع نماز در ركعت اول كه قاضى سر به سجده داشت عمرو بن بكر با یك ضربت شمشیر او را از پا در آورد، همهمه و جنجال در مسجد بلند شد و نماز نیمه تمام ماند و قاتل بدبخت دست بسته به چنگ مصریان افتاد، چون خواستند او را نزد عمرو عاص برند مردم وى را به عذابهاى هولناك عمرو عاص تهدیدش می‌كردند عمرو بن بكر گفت مگر عمرو عاص كشته نشد؟ شمشیرى كه من بر او زده‏ام اگر وى از آهن هم باشد زنده نمى‏ماند مردم گفتند آن كس كه تو او را كشتى قاضى شهر است نه عمرو عاص!!

بیچاره عمرو آن وقت فهمید كه اشتباها قاضى بی‌گناه را به جاى عمرو عاص كشته است لذا از كثرت تأسف نسبت به مرگ قاضى و عدم اجراى مقصود خود شروع به گریه نمود و چون عمرو عاص علت گریه را پرسید عمرو گفت من به جان خود بیمناك نیستم بلكه تأسف و اندوه من از مرگ قاضى و زنده ماندن تست كه نتوانستم مانند رفقاى خود مأموریتم را انجام دهم! عمرو عاص جریان امر را از او پرسید عمرو بن بكر مأموریت سرى خود و رفقایش را براى او شرح داد آنگاه به دستور عمرو عاص گردن او هم با شمشیر قطع گردید بدین ترتیب مأمورین قتل عمرو عاص و معاویه چنانكه باید و شاید نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و خودشان نیز كشته شدند.

اما سرنوشت عبدالرحمن بن ملجم: این مرد نیز در اواخر ماه شعبان سال چهلم به كوفه رسید و بدون این كه از تصمیم خود كسى را آگاه گرداند در منزل یكى از آشنایان خود مسكن گزید و منتظر رسیدن شب نوزدهم ماه مبارك رمضان شد، روزى به دیدن یكى از دوستان خود رفت و در آنجا زن زیباروئى به نام قطام را كه پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست على علیه السلام كشته شده بودند مشاهده كرد و در اولین برخورد دل از كف داد و فریفته زیبائى او گردید و از وى تقاضاى زناشوئى نمود.

قطام گفت براى مهریه من چه خواهى كرد؟ گفت هر چه تو بخواهى!

قطام گفت مهر من سه هزار درهم پول و یك كنیز و یك غلام و كشتن على بن ابیطالب است.

ابن ملجم كه خود براى كشتن آن حضرت از مكه به كوفه آمده و نمی‌خواست كسى از مقصودش آگاه شود خواست قطام را آزمایش كند لذا به قطام گفت آنچه از پول و غلام و كنیز خواستى برایت فراهم می‌كنم اما كشتن على بن ابیطالب را من چگونه می‌توانم انجام دهم؟

قطام گفت البته در حال عادى كسى نمی‌تواند به او دست یابد باید او را غافل گیر كنى و به قتل رسانى تا درد دل مرا شفا بخشى و از وصالم كامیاب شوى و چنانچه در انجام این كار كشته گردى پاداش آخرتت بهتر از دنیا خواهد بود!! ابن ملجم كه دید قطام نیز از خوارج بوده و هم عقیده اوست گفت به خدا سوگند من به كوفه نیامده‏ام مگر براى همین كار! قطام گفت من نیز در انجام این كار ترا یارى ‏می‌كنم و تنى چند به كمك تو می‌گمارم بدین جهت نزد وردان بن مجالد كه با قطام از یك قبیله بوده و جزو خوارج بود فرستاد و او را در جریان امر گذاشت و از وى خواست كه در این مورد به ابن ملجم كمك نماید وردان نیز (به جهت بغضى كه با على علیه السلام داشت) تقاضاى او را پذیرفت.

خود ابن ملجم نیز مردى از قبیله اشجع را به نام شبیب كه با خوارج هم عقیده بود همدست خود نمود و آنگاه اشعث بن قیس یعنى همان منافقى را كه در صفین على علیه السلام را در آستانه پیروزى مجبور به متاركه جنگ نمود از اندیشه خود آگاه ساختند اشعث نیز به آنها قول داد كه در موعد مقرره او نیز خود را در مسجد به آنها خواهد رسانید، بالاخره شب نوزدهم ماه مبارك رمضان فرارسید و ابن ملجم و یارانش به مسجد آمده و منتظر ورود على علیه السلام شدند.

مقارن ورود ابن ملجم به كوفه على علیه السلام نیز جسته و گریخته از شهادت خود خبر می‌داد حتى در یكى از روزهاى ماه رمضان كه بالاى منبر بود دست به محاسن شریفش كشید و فرمود شقى‏ترین مردم این موی‌ها را با خون سر من رنگین خواهد نمود و به همین جهت روزهاى آخر عمر خود را هر شب در منزل یكى از فرزندان خویش مهمان می‌شد و در شب شهادت نیز در منزل دخترش ام كلثوم مهمان بود.

موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشویش بود، گاهى به آسمان نگاه می‌كرد و حركات ستارگان را در نظر می‌گرفت و هر چه طلوع فجر نزدیكتر می‌شد تشویش و ناراحتى آن حضرت بیشتر می‌گشت به طوری كه ام كلثوم پرسید: پدر جان چرا امشب این قدر ناراحتى؟ فرمود دخترم من تمام عمرم را در معركه‏ها و صحنه‏هاى كارزار گذرانیده و با پهلوانان و شجاعان نامى مبارزه‏ها كرده‏ام، چه بسیار یك تنه بر صفوف دشمن حمله‏ها برده و ابطال رزمجوى عرب را به خاك و خون افكنده‏ام ترسى از چنین اتفاقات ندارم ولى امشب احساس می‌كنم كه لقاى حق فرارسیده است.

بالاخره آن شب تاریك و هولناك به پایان رسید و على علیه السلام عزم خروج از خانه را نمود در این موقع چند مرغابى كه هر شب در آن خانه در آشیانه خود می‌خفتند پیش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گویا می‌خواستند از رفتن وى جلوگیرى كنند!

على علیه السلام فرمود این مرغ‏ها آواز می‌دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد! ام‌كلثوم از گفتار آن حضرت پریشان شد و عرض كرد پس خوبست تنها نروى. على علیه السلام فرمود اگر بلاى زمینى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد كه باید جارى شود.

على علیه السلام رو به سوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز نافله صبح ایستاد و چون به سجده رفت عبدالرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالی كه فریاد می‌زد لله الحكم لا لك یا على ضربتى به سر مبارك آن حضرت فرود آورد (2) و شمشیر او بر محلى كه سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مباركش را تا پیشانى شكافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگریختند.

خون از سر مبارك على علیه السلام جارى شد و محاسن شریفش را رنگین نمود و در آن حال فرمود:

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.

(سوگند به پروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس این آیه شریفه را تلاوت نمود:

منها خلقناكم و فیها نعیدكم و منها نخرجكم تارة اخرى. (3)

(شما را از خاك آفریدیم و به خاك بر می‌گردانیم و بار دیگر از خاك مبعوث‏تان می‌كنیم) و شنیده شد كه در آن وقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد و گفت:

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء؛ به خدا سوگند ستون‌هاى هدایت در هم شكست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاویز محكمى كه میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى صلى الله علیه و آله كشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید نمود.

همهمه و هیاهو در مسجد بر پا شد حسنین علیهما السلام از خانه به مسجد دویدند عده‏اى هم به دنبال ابن ملجم رفته و دستگیرش كردند، حسنین به اتفاق بنى‏هاشم على علیه السلام را در گلیم گذاشته و به خانه بردند فورا دنبال طبیب فرستادند، طبیب بالاى سر آن حضرت حاضر شد و چون زخم را مشاهده كرد به معاینه و آزمایش پرداخت ولى با كمال تأسف اظهار نمود كه این زخم قابل علاج نیست زیرا شمشیر زهر آلود بوده و به مغز صدمه رسانیده و امید بهبودى نمی‌رود .

على علیه السلام از شنیدن سخن طبیب بر خلاف سایر مردم كه از مرگ می‌هراسند با كمال بردبارى به حسنین علیهماالسلام وصیت فرمود. زیرا على علیه السلام را هیچگاه ترس و وحشتى از مرگ نبود و چنانكه بارها فرموده بود او براى مرگ مشتاق‌تر از طفل براى پستان مادر بود!

 

حضرت علي عليه السلام

وصیت امام

على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، او شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آن حضرت كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود، على علیه‌السلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او می‌فرمود براى من فرق نمی‌كند كه مرگ به سراغ من آید و یا من به سوى مرگ روم بنابر این براى او هیچگونه جاى ترس نبود، على علیه السلام وصیت خود را به حسنین علیهماالسلام چنین بیان فرمود:

"اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما، و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنكما..."(4) ؛ شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش می‌كنم و این كه دنیا را نطلبید اگر چه ‏دنیا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش (آخرت) كار كنید، ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یارى نمائید.

شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش می‌كنم زیرا از جد شما پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه می‌فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است، از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آنها نوبت قرار مدهید (كه گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بى‌توجهى شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید كه آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش می‌كرد تا این كه ما گمان كردیم براى آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن كه دیگران با عمل كردن به آن بر شما پیشى نگیرند، درباره نماز از خدا بترسید كه ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن را خالى نگذارید كه اگر آن خالى بماند (از كیفر الهى) مهلت داده نمی‌شوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگى و بخشش به یكدیگر باشید و از پشت كردن به هم و جدائى از یكدیگر دورى گزینید، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنید (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانى كنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها می‌خوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.

اى فرزندان عبدالمطلب مبادا به بهانه این كه بگوئید امیرالمؤمنین كشته شده ا ست در خون‌هاى مردم فرو روید و باید بدانید كه به عوض من كشته نشود مگر كشنده من، بنگرید زمانی كه من از ضربت او مردم شما هم به عوض آن، ضربتى به وى بزنید و او را مثله نكنید كه من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه می‌فرمود از مثله كردن اجتناب كنید اگر چه نسبت به سگ آزار كننده باشد.

على علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت بعضى از اصحابش ‏نیز جهت عیادت به حضور وى مشرف می‌شدند و در آخرین ساعات زندگى او از كلمات گهربارش بهره‏مند می‌گشتند از جمله پندهاى حكیمانه او این بود كه فرمود: انا بالامس صاحبكم و الیوم عبرة لكم و غدا مفارقكم؛ من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت می‌كنم.

مقدارى شیر براى على علیه السلام حاضر نمودند كمى میل كرد و فرمود به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شكنجه نكنید اگر من زنده ماندم خود، دانم و او و اگر درگذشتم فقط یك ضربت به او بزنید زیرا او یك ضربت بیشتر به من نزده است و رو به فرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود:

یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلك و ان قتلت فضربة مكان ضربة؛ پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى اگر او را ببخشى خود دانى و اگر به قتل رسانى در برابر یك ضربتى كه به من زده است یك ضربت به او بزن.

چون على علیه السلام در اثر سمى كه به وسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود بی‌حال و قادر به حركت نبود لذا در این مدت نمازش را نشسته می‌خواند و دائم در ذكر خدا بود، شب 21 رمضان كه رحلتش نزدیك شد دستور فرمود براى آخرین دیدار اعضاى خانواده او را حاضر نمایند تا در حضور همگى وصیتى دیگر كند.

اولاد على علیه السلام در اطراف وى گرد گشتند و در حالی كه چشمان آنها از گریه سرخ شده بود به وصایاى آن جناب گوش می‌دادند، اما وصیت او تنها براى اولاد وى نبود بلكه براى تمام افراد بشر تا انقراض عالم است زیرا حاوى یك سلسله دستورات اخلاقى و فلسفه عملى است و اینك خلاصه آن:

ابتداى سخنم شهادت بیگانگى ذات لایزال خداوند است و بعد به رسالت محمدبن عبدالله صلى الله علیه و آله كه پسر عم من و بنده و برگزیده خداست، بعثت او از جانب پروردگار است و دستوراتش احكام الهى است، مردم را كه در بیابان جهل و نادانى سرگردان بودند به صراط مستقیم و طریق نجات هدایت فرموده ‏و به روز رستاخیز از كیفر اعمال ناشایست بیم داده است.

اى فرزندان من، شما را به تقوا و پرهیزكارى دعوت می‌كنم و به صبر و شكیبائى در برابر حوادث و ناملایمات توصیه می‌نمایم پاى بند دنیا نباشید و بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، شما را به اتحاد و اتفاق سفارش می‌كنم و از نفاق و پراكندگى بر حذر می‌دارم، حق و حقیقت را همیشه نصب العین قرار دهید و در همه حال چه هنگام غضب و اندوه و چه در موقع رضا و شادمانى از قانون ثابت عدالت پیروى كنید.

اى فرزندان من، هرگز خدا را فراموش مكنید و رضاى او را پیوسته در نظر بگیرید با اعمال عدل و داد نسبت به ستمدیدگان و ایثار و انفاق به یتیمان و درماندگان، او را خشنود سازید، در این باره از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه فرمود هر كه یتیمان را مانند اطفال خود پرستارى كند بهشت خدا مشتاق لقاى او می‌شود و هر كس مال یتیم را بخورد آتش دوزخ در انتظار او می‌باشد.

در حق اقوام و خویشاوندان صله رحم و نیكى نمائید و از درویشان و مستمندان دستگیرى كرده و بیماران را عیادت كنید، چون دنیا محل حوادث است بنابر این خود را گرفتار آمال و آرزو مكنید و همیشه در فكر مرگ و جهان آخرت باشید، با همسایه‏هاى خود به رفق و ملاطفت رفتار كنید كه از جمله توصیه‏هاى پیغمبر صلى الله علیه و آله نگهدارى حق همسایه است. احكام الهى و دستورات شرع را محترم شمارید و آنها را با كمال میل و رغبت انجام دهید، نماز و زكوة و امر به معروف و نهى از منكر را بجا آورید و رضایت خدا را در برابر اطاعت فرامین او حاصل كنید.

اى فرزندان من، از مصاحبت فرو مایگان و ناكسان دورى كنید و با مردم صالح و متقى همنشین باشید، اگر در زندگى امرى پیش آید كه پاى دنیا و آخرت شما در میان باشد از دنیا بگذرید و آخرت را بپذیرید، در سختی‌ها و متاعب روزگار متكى به خدا باشید و در انجام هر كارى از او استعانت جوئید، با مردم به رأفت و مهربانى و خوشروئى و حسن نیت رفتار كنید و فضائل نفسانى مخصوصا تقوا و خدمت به نوع را شعار خود سازید، كودكان خود را نوازش كنید و بزرگان و سالخوردگان را محترم شمارید. اولاد على علیه السلام خاموش نشسته و در حالی كه غم و اندوه گلوى آنها را فشار می‌داد به سخنان دلپذیر و جان پرور آن حضرت گوش می‌دادند، تا این قسمت از وصیت على علیه السلام درس اخلاق و تربیت بود كه عمل بدان هر فردى را به حد نهائى كمال می‌رساند آن حضرت این قسمت از وصیت خود را با جمله لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم به پایان رسانید و آنگاه از هوش رفت و پس از لحظه‏اى چشمان خدابین خود را نیمه باز كرد و فرمود: اى حسن سخنى چند هم با تو دارم، امشب آخرین شب عمر من است چون در گذشتم مرا با دست خود غسل بده و كفن بپوشان و خودت مباشر اعمال كفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریكى شب دور از شهر كوفه جنازه مرا در محلى گمنام به خاك سپار تا كسى از آن آگاه نشود.

عموم بنى‏هاشم مخصوصا خاندان علوى در عین خاموشى گریه می‌كردند و قطرات اشگ از چشمان آنها بر گونه‏هایشان فرو می‌غلطید، حسن علیه السلام كه از همه نزدیكتر نشسته بود از كثرت تأثر و اندوه، امام علیه السلام را متوجه حزن و اندوه خود نمود على علیه السلام فرمود اى پسرم صابر و شكیبا باش و تو و برادرانت را در این موقع حساس به صبر و بردبارى توصیه می‌كنم.

سپس فرمود از محمد هم مواظب باشید او هم برادر شما و هم پسر پدر شما است و من او را دوست دارم.

على علیه السلام مجددا از هوش رفت و پس از لحظه‏اى تكانى خورد و به حسین علیه السلام فرمود پسرم زندگى تو هم ماجرائى خواهد داشت فقط صابر و شكیبا باش كه ان الله یحب الصابرین .


آخرین لحظات مولا

در این هنگام على علیه السلام در سكرات موت بود و پس از لحظاتى چشمان مباركش بآهستگى فرو خفت و در آخرین نفس فرمود:

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

پس از اداى شهادتین آن لب‌هاى نیمه باز و نازنین به هم بسته شد و طایر روحش به اوج ملكوت اعلا پرواز نمود و بدین ترتیب دوران زندگى مردى كه در تمام مدت ‏عمر جز حق و حقیقت هدفى نداشت به پایان رسید. (1)

هنگام شهادت سن شریف على علیه السلام 63 سال و مدت امامتش نزدیك سى سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود. امام حسن علیه السلام به اتفاق حسین علیه السلام و چند تن دیگر به تجهیز او پرداخته و پس از انجام تشریفات مذهبى جسد آن حضرت را در پشت كوفه در غرى كه امروز به نجف معروف است دفن كردند و همچنان كه خود حضرت امیر علیه السلام سفارش كرده بود براى این كه دشمنان وى از بنى امیه و خوارج جسد آن جناب را از قبر خارج نسازند و بدان اهانت و جسارت ننمایند محل قبر را با زمین یكسان نمودند كه معلوم نباشد و قبر على علیه السلام تا زمان حضرت صادق علیه السلام از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعی كه منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى آن حضرت را از مدینه به عراق خواست هنگام رسیدن به كوفه به زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام رفته و محل آن را مشخص نمود.


آشكار شدن قبر مخفی حضرت علی علیه السلام

در مورد پیدایش قبر على علیه السلام شیخ مفید هم روایتى نقل می‌كند كه عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شكار از كوفه بیرون رفتیم و در پشت كوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شكار آنها سگ‌هاى شكارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند كارى بكنند و آهوان به تپه‏اى كه در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم كه بازها به كنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب كرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز كرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تكرار شد! هارون گفت زود بروید و هر كه را در این حوالى پیدا كردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا كردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده كه این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌كنم كه ترا از مكانت بیرون ‏نكنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است كه قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این كه ایمن گردد!

هارون كه این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاك آن مالید و گریست و سپس (به كوفه) برگشتیم.(6)

در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حكایتى آمده است كه نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:

سلطان سلیمان كه از سلاطین آل عثمان و احداث كننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به كربلاى معلى می‌آمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف می‌شد، در نجف نزدیكى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود كه محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.

قاضى عسكر كه مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درك زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏اى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مكالماتى نمود تا این كه گفت اگر سلطان در گفته من كه پیاده رفتن تا قبه منوره موجب كسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مكشوف گردد، سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود: فاخلع نعلیك انك بالواد المقدس طوى. سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس كفش‌هاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری كه پایش در اثر ریگ‌ها زخم شده بود. پس از فراغت از زیارت، آن قاضى عنود پیش سلطان آمد و گفت در این شهر قبر یكى از مروجین رافضى‏ها است خوبست كه قبر او را نبش نموده و به سوختن استخوان‌هاى پوسیده او حكم فرمائى!!

سلطان گفت نام آن عالم چیست؟ قاضى پاسخ داد نامش محمدبن حسن طوسى است.

سلطان گفت این مرد مرده است و خداوند هر چه را كه آن عالم مستحق باشد از ثواب و عقاب به او می‌رساند قاضى در نبش قبر مرحوم شیخ طوسى مكالمه زیادى با سلطان نمود بالاخره سلطان دستور داد هیزم زیادى در خارج نجف جمع كردند و آنها را آتش زدند آنگاه فرمان داد خود قاضى را در میان آتش انداختند و خداوند تبارك و تعالى آن ملعون را در آتش دنیوى قبل از آتش اخروى معذب گردانید. (7)

همچنین صاحب منتخب التواریخ از كتاب انوار العلویه نقل می‌كند كه وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدیخان گفت نادر سواد ندارد و این كلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال كنید لذا آمدند و پرسیدند كه در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش كنیم؟ گفت همان سخن كه دیروز گفتم (8) !

بارى حسنین علیهماالسلام و همراهان پس از دفن جنازه على علیه السلام به كوفه برگشتند و ابن ملجم نیز همان روز (21 رمضان) به ضرب شمشیر امام حسن علیه السلام مقتول و راه جهنم را در پیش گرفت.


پى‏نوشت‌ها:

(1) طبیب بایستى به معاویه می‌گفت تو كه چند لحظه تحمل یك قطعه آهن سرخ شده را ندارى پس در نتیجه طغیان و ریختن این همه خون مردم چگونه براى همیشه تحمل آتش سوزان دوزخ را خواهى نمود؟ این نیست جز این كه تو به روز جزا ایمان نیاورده‏اى! مؤلف.

(2) بنا به روایت شیخ مفید ابن ملجم و همراهانش در داخل مسجد نزدیك در ورودى كمین كرده و به محض ورود على علیه السلام شمشیرهاى خود را غفلة بر آن حضرت فرود آوردند شمشیر شبیب به طاق مسجد گرفت ولى شمشیر عبدالرحمن به فرق مبارك وى اصابت نمود.

(3) سوره مباركه طه آیه 55 .

(4) نهج البلاغه .

(5) مقاتل الطالبیین ارشاد مفید/ اعلام الورى/ كشف الغمه/ بحار الانوار جلد 42/ اثبات الوصیه مسعودى.

(6) ارشاد مفید جلد 1 باب 1 فصل 6 حدیث 4 .

(7) كتاب رنگارنگ جلد 1.

(8) منتخب التواریخ، ص 142.

منتظرامام زمان | 17:27 - یکشنبه 31 شهریور1387


آخرین نمازِ اولین نمازگزار

محراب خونين، حضرت علي عليه السلام

امام علی علیه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نماز گزارد. ایشان این موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هیچ كس هم به مخالفت با ایشان برنخاست.

این مطلب را هم راویان شیعه نقل كرده‌اند و هم راویان اهل سنت. خود آن حضرت می‌فرمایند: اللهم انی اول من اناب و سمع و اجاب، لم یسبقنی الا رسول الله (ص) بالصلاه! (1)

بار خدایا من نخستین كسی هستم كه به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است و هیچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله، و نیز فرموده‌اند: «من هفت سال پیش از آن كه كسی با پیامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.» (2)

در نماز علی علیه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازی كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگی می‌شد كه گوشش نمی‌شنید، چشمش نمی‌دید و زمین و آسمان و مافیها از خاطرش محو می‌شد! نمازی كه در آن از خوف خدا بر خود می‌لرزید و رنگ از رخسار مباركش می‌پرید. اصولاً معنای نماز را باید در نماز علی علیه السلام جست و معنای خوف را باید از چهره رنگ پریده او دریافت و خدا را باید از چشم او دید.

نقل است كه پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام، یكی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «می‌خواهم علی علیه السلام را برایم توصیف كنی!» ضرار - كه حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود-

لب به سخن گشود: «شبی علی علیه السلام را در محراب عبادتش دیدم كه از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود می‌پیچید و به سان غمزدگان می‌گریست و می‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدین جا رسید، معاویه گریان شد! (3)

علی علیه السلام كه اولین نمازگزار پس از پیامبر صلی الله علیه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبیر به تكبیرش دیدنی و شنیدنی است، آخرین نمازش نیز شنیدنی است، هر چند كه قلم از توصیف عاجز باشد و بیان از تعریف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بیرون می‌آمد و به آسمان می‌نگریست؛ باز می‌گشت و با خود می‌گفت: «به خدا قسم این همان شبی است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزیمت كه رسید، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (سلام الله علیها) كه میزبان حضرتش بود و از این رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علی علیه السلام شد و از ایشان درخواست كرد تا شخص دیگری را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: «از قضای الهی نمی‌توان گریخت.» پس گام در ركاب قضای الهی نهاد و به راه افتاد.

زمین بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌های علی علیه السلام متصل كند. چشم‌های ناسوتیان در تمنای ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتیان، دست تمنا بر كنگره عرش ساییدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چیز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علی علیه السلام كرد.

در بین راه چند مرغابی به حضرت نزدیك و گویی مانع از رفتن ایشان شدند، اما شهادت علی علیه السلام، گویی بی بازگشت‌ترین قضای الهی در آن لیلة القدر خدایی بود. این رفتن دیگر بازگشتی نداشت و علی علیه السلام دیگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و این آخرین حربه زمینیان برای بازداشتن علی علیه السلام از رفتن بود. علی علیه السلام از در كه گذشت، زمینیان دیگر از او دست شستند. و علی علیه السلام كسی نبود كه از شهادت بگذرد كه سالیان سال است به انتظار چنین شبی نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خویش فرمود: «ای علی! كمربندت را محكم ببند و برای مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را یكی پس از دیگری جا می‌گذاشت تا این كه به مسجد رسید. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دمید، بر بام مسجد رفت و آخرین اذان خود را در آن شهر پر از حیله و نیرنگ، ارزانی زمینیان نمود و این آخرین اذانی بود كه علی علیه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فریاد زد!

آن شب تمام اهالی كوفه نوای دلنشین اذان علی علیه السلام را شنیدند. یتیمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر می‌دیدند، با شنیدن صدای علی علیه السلام ، از خواب برخاستند و چون دریافتند علی علیه‌السلام بیدار است، احساس آرامش و امنیت كردند و غم بی‌پدری از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست.

آری این بانگ اذان علی علیه السلام است؛ پدر یتیمان كوفه همو كه تمام یتیمان كوفه، لذت نشستن بر زانویش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علی علیه السلام برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود و شمشیری در زیر جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است... قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمان‌ها از سنگینی آن فرو ریزند و اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم كه در زیر جامه‌ات چه پنهان كرده‌ای... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علی علیه السلام به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود، چون بید به خود می‌لرزید ... علی علیه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثیف ابن ملجم به شدت می‌تپید ... علی علیه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دوید ... شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد. باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد و فرق علی علیه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.» و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست. پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد، علی مرتضی توسط نگون بخت‌ترین انسان‌ها كشته شد.


 

پاورقی:

. 1- نهج البلاغه، خ131 .

. 2- الغدیر / 3/221 .

. 3- گفتارهای معنوی شهید مطهری/ 63 .

منتظرامام زمان | 17:25 - یکشنبه 31 شهریور1387


 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 
 ولادت امام حسن علیه السلام 

گزارش از قرآن خطی منسوب به امام حسن مجتبی (ع)

نمایش فیلم

سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد

آسمانی شدن 1 Play Download
آسمانی شدن 2 Play Download
آسمانی شدن 3 Play Download
آسمانی شدن 4 Play Download
آسمانی شدن 5 Play Download
آسمانی شدن 6 Play Download
آسمانی شدن 7 Play Download

 

حاج محمد طاهری

مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download

 

 

حاج محمود كریمی
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download

 

 

سیدمجید بنی فاطمه
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download

 

 

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (حسین سیب سرخی) - ستاره امشب می‌باره، از آسمون روی زمین، پسر زهرا آمده، یار امیرالمومنین [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (مهدی مختاری) - من که شدم خراب اون، می‌خونه اربابمون، به سیم آخر می‌زنم تو نیمه ماه رمضان [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (روح الله بهمنی) - عشق تو تا میون قلب منه، هرجای این دنیا که باشم وطنه، امشب دیونم بازم می‌خونم مگه فرقی بین حسین و حسنه [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (عبدالرضا هلالی) - تا که نورت جلوه‌گر شد، شب سرمستان سحر شد، فاطمه مادر شد امشب، اسدالله هم پدر شد [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (محمود کریمی) - مولا مولا مولا مجتبی، ماه خدا کامله و ماه من در آمد، آی عاشقا گل بریزید، گل حیدر آمد [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (محمود کریمی) - خورشید ولی الله در دست رسول الله ، الله سبحان الله [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (محمود کریمی) - خونه سبزه دل سرخ عاشق دیونه سبزه در این می خونه سبزه [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (محمود کریمی) - اگر برسه یک شبی پای من گدا به در خونه علی و فاطمه اول عاشقیمه، آقام امام حسن کریمه [لینک دانلود]

میلاد امام حسن مجتبی(ع) (محمود کریمی) - شب سحر شد، شب بخشش گناه بشر شد، قمر ماه رمضان جلوه‌گر شد، آقامون علی پدر شد [لینک دانلود]

منتظرامام زمان | 10:41 - پنجشنبه 28 شهریور1387


صوت‌هاي ويژه ماه رمضان
صوت دعاي ماه رمضان
صوت قرآن به تفكيك سوره، جزء و قاري
صوت اذان
صوت مناجات
صوت ادعيه
صوت دعاي روزهاي هفته
صوت زيارات

 

1-پايه ‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام: بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

 اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).

فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

 

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام: انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

 

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق

‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

 

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام: انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

 

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

 

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

 

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام :صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

 

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام :الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

 

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام :صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

 

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام :اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

 

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها :ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏ دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام :لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

 

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام :كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏ دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

 

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل «واستعينوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

 

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام :صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود :

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

 

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى ، الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را می‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

 

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله :من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

 

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله :طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده ‏اند اينان در روز قيامت‏ سير می‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

 

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام :من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى ‏گمارد تا دست‏ به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

 

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام :للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: 1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

 

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله :ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى ‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

 

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام) :دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه ‏دار هنگام افطار مستجاب مى ‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

 

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) :الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى ‏اش براى شب زنده ‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى ‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

 

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام) :من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

 

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام) :رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى ‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

 

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

 

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام) :من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

 

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام) :فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

 

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام) :من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

 

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين :شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

 

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) :... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

 

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) :ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى ‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

 

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) :لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى ‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى ‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

 

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام) :من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

 

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام) :راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

 

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام) :كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

 

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام) :التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى ‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

 

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال: كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد: امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏ سوم ماه رمضان مشغول دعا مى ‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى ‏رسيد نماز صبح را مى‏ خواند.

 

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

 

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام) :ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح

شرکت نوکیا در یک اقدام بی سابقه مجموعه نرم افزار های اسلامی خود را به مناسبت ماه مبارک رمضان در اختیار مسلمانان جهان قرار داده است. این مجموعه با 6 نرم افزار موبایل تکمیل شده است. در این نرم افزار ها سعی شده است کلیه موارد و ویژگی ها گنجانده شود. هم اکنون می توانید مجموعه نرم افزار های موبایل شرکت نوکیا را از سایت تخصصی موبایل دریافت کنید.

مجموعه نرم افزار های اسلامی موبایل نوکیا - www.Ir-Tci.org

 نرم افزار های سیمبیان بر روی os 9.1 و os 9.2 قابل اجرا است.
 دانلود - با حجم 1.12 مگایابت ( Ramadaniat ) - جاوا | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 1.27 مگابایت ( Emsakya ) - جاوا | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 3.89 مگابایت ( Quran ) - سیمبیان | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 3.99 مگابایت ( Cards ) - سیمبیان  | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 4.44 مگابایت ( Mozzaker ) - سیمبیان | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 21.39 مگابایت ( Hajj-Umrah ) - سیمبیان | لینک کمکی
 دانلود - با حجم 36 مگابایت ( کل مجموعه ) | لینک کمکی
 پسورد : www.ir-tci.org

 

منتظرامام زمان | 17:34 - دوشنبه 18 شهریور1387


مجموعه عکس های موبایل در موضوع ماه مبارک رمضان : این مجموعه شامل 28 عکس زیبا و با کیفت بالا در سایز 240x320 پیکسل میباشد که مربوط به عکس های ماه رمضان میباشد .

PersianMob.Net

PersianMob.Netدانلود با حجم 1.72 مگابایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

مجموعه عکس های اس ام اس : این مجموعه شامل 34 عکس مسیج در موضوع مذهبی میباشد که مخصوص ماه مبارک رمضان میباشند .

PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود با حجم 14 کیلوبایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

نرم افزار مشکات همراه - نرم افزار مخصوص ماه مبارک رمضان

نرم افزاری فوق العاده و بی نظیر قرآن کریم برای موبایل با فرمت jar که قابل نصب در بسیاری از تلفنهای همراه هست .
از قابلیتهای این نرم افزار می توان به امکان ترجمه فارسی و حتی تفسیر آیات اشاره کرد .
همچنین نرم افزار مشکات قابلیت جستجو در آیات و همچنین پرش به آیه مورد نظر را به آسانی در اختیارتان قرار می دهد . محیط فارسی نرم افزار از دیگر مزایای این نرم افزار بی نظیر است .

PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود با حجم 3.31 مگابایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

رمضانیه یک نرم افزار تجت جاوا است که متن کامل دعای یا علی و یا عظیم را به همراه ترجمه آن و به وصورت قرائت صوتی این دعا می باشد .
کافی است این نرم افزار را به گوشی خود انتقال دهید و ضمن مشاهده متن دعا و ترجمه فارسی آن به قرائت ان نیز گوش کنید .


PersianMob.Net

PersianMob.Netدانلود با حجم 557 کیلوبایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

ادعیه های فراوانی وجود دارند که خواندن ان در این ماه مبارک توضیه شده است که همگی آنها در کتاب مفاتیح الجنان موجود است .
نرم افزار مفاتیح الجنان همراه ، شامل کتاب کامل مفاتیح الجنان است که با فرمت jar تهیه و در اکثر تلفنهای همراه قابل نصب و اجراست .

مزایای نرم افزار مفاتیح الجنان همراه :
- فهرست دسته بندی شده کتاب مفاتیح الجنان : شامل ۴ دسته بندی ، ادعیه – اعمال – زیارات – ملحقات
- عدم نیاز به پشتیبانی از زبان فارسی تلفن همراه و عملکرد مستقل زبان فارسی در نرم افزار
- امکان نشانه گذاری تا محل مرور شده از دعاها
- ساخته شده با استفاده از پلت فرم جاوا و در نتیجه اجرا در اکثر تلفن های همراه
- محیط ساده و سریع و در عین حال زیبای نرم افزار
- کاملا رایگان

PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود با حجم 790 کیلوبایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

متن کامل دعای جوشن کبیر برای موبایل.
این نرم افزار با فرمت jar‌ ارائه شده است و در اکثر تلفنهای همراه قابل نصب و استفاده است .


PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود با حجم 858 کیلوبایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

برنامه محاسبه اوقات شرعی شهرهای ایران با امکان پخش اذان

برخی از امکانات برنامه :

- تفکیک تنظیم تاریخ و انتخاب شهر
- نمایش مدت زمان باقیمانده تا اولین وقت اذان و همچنین برای طلوع خورشید
- امکان پخش هشدار N دقیقه قبل از اذان صبح (یکی از کاربردهای آن بیدار شدن برای سحر در ماه مبارک رمضان)
- زدن آلارم کوچک و انجام لرزاننده یا ویبراتور قبل از هشدار یا اذان
- نمایش نیمه شب شرعی

PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود با حجم 357 کیلوبایت
PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

نرم افزار مهمان خدا برای استفاده‌ آسان روزه ‌داران از متون دینی و مشاوره‌های تغذیه و تندرستی در ماه رمضان و استفاده از زنگ‌ های یادآور برای بیدار شدن و آگاهی از اوقات شرعی طراحی شده است. استفاده از این نرم افزار رایگان است .
همچنین با توجه به اینکه این نرم افزار جاوا می باشد ، لذا در اکثر گوشیهای تلفن همراه قابل اجراست .

PersianMob.Net


PersianMob.Netدانلود نسخه‌ی ۱/۱ | برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند.
PersianMob.Netدانلود نسخه‌ی ۱/۲ | برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها بالا است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. بنابراین اگر متن و منوهای نرم‌افزار روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید.
PersianMob.Netدانلود نسخه‌ی ۱/۳ | برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را ندارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید از این نسخه استفاده کنید.
PersianMob.Netدانلود نسخه‌ی ۱/۴ | برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید و نسخه‌ی ۱/۳ روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید .

PersianMob.Netپسورد :www.persianmob.net

 

منتظرامام زمان | 11:29 - پنجشنبه 14 شهریور1387


  
 

+ ادامه مطلب...

منتظرامام زمان | 10:38 - پنجشنبه 14 شهریور1387


 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان 
 ماه مبارک رمضان

+ ادامه مطلب...

منتظرامام زمان | 10:7 - پنجشنبه 14 شهریور1387