- احکام روزه
- ادعیه های ماه رمضان
- مشاوره تندرستی
- مشاوره تغذیه
- ارائه شده در نسخه های مختلف

منتظرامام زمان | 10:24 - سه شنبه 27 شهریور1386
- شماره بندی سوره ها
- محل نازل شدن سوره
- تعداد آیات در هر سوره

برای دانلود کلیک سمت راست کنید و گزینهsave را بزنيذ
منتظرامام زمان | 9:13 - سه شنبه 20 شهریور1386
|
مجموعه اذان به صورت Mp3 و AMR تقدیم به کاربران عزیز
اذان با پسوند MP3
اذان با پسوند AMR ویژه موبایل
|
منتظرامام زمان | 6:59 - پنجشنبه 15 شهریور1386
آقا بیا بیا ...
شب فراقت غیر غم یاورم نمیشه ، مگه میشه نبینمت باورم نمیشه ...
ماه دل آرا بیا ، از پشت ابرا بیا ، یوسف زهرا بیا ...
توی موج ابر و باد یه روزی مهدی میاد ...
فایل صوتی زیارت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها
ببين از تو پنجره ستاره هاي آسمونو ، توي موج درياها تولد رنگين کمونو - میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها - محمود کریمی
الهی تو زنده باشی ، سایه ات همیشه بر سر ، قلبمو میدم بدونی ، اینم از هدیه مادر - هلالی
گلی که زیباست گل یاسه ، گل گل گلهاست ، گل یاسه - میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها - محمود کریمی
آسمان کوثر به دنیا آمده ، کوثر بخوان - میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها - طاهری
دعای عهد
عمو عباس - سید مجید بنی فاطمه و محمود کریمی
من با تو ترانه ساختم ، ندیده دل به تو باختم ، تو رو بعضی وقت ها دیدم ، اما افسوس نشناختم (یا صاحب الزمان) خیلی زیباست حتما دانلود کنید
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور غم مخور
دل دریا ، دل بابا ، دل طوفانی ابرا - شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها - محمود کریمی
برای حمایت از ما وب منم تو وبلاگتون بزارید با نام یا ابا صالح المهدی بیا نظر و صلوات یادتون نره
منتظرامام زمان | 9:16 - دوشنبه 12 شهریور1386
| 1. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 1 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد | |||
| 2. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 2 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد | |||
| 3. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 3 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد | |||
| 4. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 4 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد | |||
| 5. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 5 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد | |||
|
6. شرايط حكومت مهدوي _قسمت 6 ( نيمه شعبان 1386) / حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد
|
هم سخنرانی اش توپه وهم مداحی و مولودی خوانیش صاحب سبک
منتظرامام زمان | 8:41 - یکشنبه 11 شهریور1386
|
مجموعه صوتي ناله های فراق - MP3 |
|||||||
|
ناله های فراق 1
| ||||||
منتظرامام زمان | 9:52 - شنبه 10 شهریور1386
| مجموعه سخنرانی ارزشمند با موضوع آشنایی با فرق انحرافی |
|
|
منتظرامام زمان | 9:49 - شنبه 10 شهریور1386
حكومت جهانى امام عصر و نظريه جهانىشدن در عصر ما
قسمت اول
مفهوم جهانىشدن و برداشتهاى مختلف از آن
اين مقاله با تبيين مفهوم و برداشتهاى مختلف از پديده روز افزون جهانىشدن يا جهانىسازى به مقايسه دو آموزه "جهانىسازى مهدوى" با "جهانى سازى غربى" پرداخته و با تشريح ويژگى و شاخصهها و تبعات هر يك - بويژه در آموزه دولت جهانى مهدى - برترى الگوى آرمانى جهانىسازى مهدوى براى نجات بشريت و حياتِ هستى را به شيوه مستدل و طى سه گفتار نمايان مىسازد و آموزه جهانىسازى غربى يا آمريكايى را به دليل ماهيت مادى، يك طرفه، سلطه گرانه، استكبارى و امپرياليستى مردود مىشمارد و آن را نفى مىكند.
مقدمه
جهانىشدن يا جهانىسازى،(1) پديدهاى انكارناپذير در عالم امروز است و با پيشرفتهاى روزافزون بشرى بويژه در عرصه علوم، فناورى، ارتباطات و اطلاعات، حمل و نقل و ... جهان هر روز بيش از پيش به سوى تحقق تدريجى اين امر گام برمىدارد. نوشتار حاضر در سه گفتار اصلى، با تبيين مفهوم و برداشتهاى مختلف از اين فرايند، معتقد است كه در حال حاضر ماهيت اصلى پديده جهانىشدن، غربى و بويژه آمريكايى است كه در بطن آن سلطه گرى، استكبار ورزى، استثمار و امپرياليستى جديد نهفته است و اگر چه نمىتوان از بسيارى جوانب مترقى و ايجابى آن چشم پوشيد؛ اما تبعات و پيامدهاى منفى و ويرانگر آن نيز براى بشريت و آحاد جامعه جهانى غير قابل انكار است.
مقاله حاضر با اشاره به اين پيامدهاى منفى، معتقد است آموزه و پديده جهانىسازى در اساس، پديده لازم و مثبتى است و بايد از اين راهبرد به نحو احسن سود جست و با اصلاح آفات و اِعمال صحيح، آن را در خدمت بشريت قرار داد، همانطور كه اديان الهى و بويژه اسلام و حتى مصلحين بشرى، جملگى جهانى انديشيدهاند و همچنانكه آموزههاى قرآنى و روايى اسلامى نيز خود را به صورت جهانشمول مطرح كردهاند.
طرح حكومت حضرت مهدى و جهانى سازى مهدوى نيز در حقيقت راهبرد آرمانى و نهايى جهان وطنانه اسلامى و نسخه درمان جامعه بشرى از آلام، حرمانها و تنگناهاى بىشمار خويش است.
مقاله حاضر با مقارنه جهانىسازى مهدوى با جهانىسازى غربى؛ ويژگىها و شاخصههاى هر دو - بويژه عصر مهدوى- را تبيين نموده و با ارائه استدلالهاى لازم، برترى بىچون و چراى الگوى جهانىسازى مهدوى را براى نجات بشريت و حياتِ هستى نمايان مىسازد. در اين راستا پژوهش حاضر قصد دارد به پرسشهاى ذيل پاسخ گويد:
1 - جهانىشدن يا جهانىسازى به چه مفهومى است و چه برداشتهايى از آن وجود دارد؟ تبعات مثبت و منفى آن كدام است؟ و ماهيت واقعى جهانىسازى امروزى چيست؟
2 - آيا اسلام و اديان الهى نيز داراى رسالت جهانشمولى و جهانگرا بودهاند؟
3 - نهضت و آموزه جهانىسازى مهدوى واجد چه ويژگيها و شاخصههايى است؟ و وجوه تمايز و برترى آن نسبت به ساير آموزههاى جهانىسازى در چه شاخصهها و خصائصى نهفته است؟
پيش فرض اين نوشتار را نيز به اجمال مىتوان اينگونه طرح نمود:
با وجود جوانب مثبت پديده جهانىسازى، ماهيت اصلى و فعلى اين پديده غربى و بخصوص آمريكايى، سلطه ورزانه و استكبارى است. در حاليكه نهضت و آموزه جهانى مهدوى، الگوى آرمانى و راهبردى برتر و متعالى است و نجات بشريت و حيات هستى را با خواست و اراده الهى به ارمغان خواهد آورد.
گفتار اول: مفهوم جهانىشدن و برداشتهاى مختلف از آن
• مفهوم جهانىشدن يا جهانىسازى
جهانىشدن بدون شك يكى از متداولترين اصطلاحات دهه حاضر در جهان و پديدهاى جدى و جارى در عرصه كنونى و دهههاى آينده است. روزنامه نگاران، سياستمداران، مديران تجارى، دانشگاهيان و سايرين با به كار بردن اين اصطلاح قصد دارند نشان دهند كه پديدهاى ژرف در حال وقوع است. جهان در حال تحول است و نظمى نو در عرصه اقتصاد، سياست و فرهنگ جهانى ظهور مىيابد. اما به كارگيرى اين اصطلاح در موارد بسيارى توسط افراد متفاوت براى اغراض گوناگون، چندان فراوان است كه تعيين موضوع مورد بحث در جهانىشدن، كاركردهاى اين اصطلاح و اثراتش بر نظريه و سياست معاصر را دشوار نموده است. بنابراين به رغم تداول مصطلح جهانىشدن يا جهانىسازى، هنوز تعريف جامع و مانع و با زوايا و ابعاد روشن و محسوس براى اين مفهوم جديد و دستخوش تحول كه عمر آن نيز كمتر از دو دهه است؛ ارائه نشده است.(2) البته تعاريف متعددى در اين باب عرضه شده؛ مثلاً در تعريفى بسيط، جهانىشدن را با چرخش آزاد سرمايه، نيروى كار و اطلاعات تعريف كردهاند يا آن را براى توصيف روندى به كار مىبرند كه در آن اقتصاد جهانى، نيروهاى سياسى و فرهنگى به سرعت كره زمين را زير نفوذ قرار مىدهند و به خلق يك بازار تازه جهانى، سازمانهاى سياسى فرا ملى و فرهنگ جهانى تازه دست مىزنند. به نظر اينان دورنماى جهانىشدن، گسترش بازار جهانى سرمايهدارى ، گردش پرشتابترِ كالاها و انسانها، اطلاعات و قالبهاى فرهنگى است و از منظرى ديگر به معناى شكوفايى جوامع مدنى، عامل كاهش موانع در راه تجارت آزاد و تعميق وابستگى متقابل است و به يكسان سازى و يا مشابه كردن كشورها و فرهنگهاى جهان مىانجامد.
در اين راستا با توسعه ماهوارهها، گسترش نظامهاى ارتباطى و الكترونيكى و افزايش رسانهها و كاربرد اينترنت و ازدياد كانالهاى تلويزيونى و نفوذ فرامرزى آنها، مرزهاى ملى از بين رفته و يا كمرنگ مىشود. كشورها نقش گذشته خود را از دست مىدهند و به جاى قوانين داخلى، قوانين بين المللى حاكم مىشود. طى اين فرايند، قيد و بندهاى جغرافيايى، فرهنگى، مذهبى و ... كه بر روابط انسانى سايه افكنده، از بين مىرود. بدين ترتيب مىتوان جهانىشدن را به فرايندهايى تعريف كرد كه بر اساس آن همه مردم جهان در جامعهاى واحد و فراگير به هم مىپيوندند و اين مفهوم در نمايى عام عبارت است از: در هم ادغام شدنِ بازارهاى جهانى در زمينههاى تجارت و سرمايه گذارى مستقيم و جابهجايى و انتقال سرمايه، نيروى كار و فرهنگ در چارچوب آزادى بازار و شكافته شدن مرزهاى ملى، رقابت بىقيد و شرط در سطح جهانى، بويژه در سطح قدرتهاى بزرگ، گسترش نوآورىهاى تكنولوژيك، رشد روزافزون تجدد و نوگرايى، جهانىشدن توليد و مبادله و در اين راستا گذر از اقتصاد ملى به اقتصاد جهانى، حركت از جامعه صنعتى به جامعه اطلاعاتى، تمركز زدايى، توسعه فضاى رقابتى مبتنى بر ائتلاف و ادغام، يكپارچگى بازارهاى مالى جهانى و گسترده شدن مبادلات تجارى، مقررات زدايى و برداشته شدن ضوابط حمايت گرايانه بازرگانى داخلى و ملى.
بدين ترتيب مىتوان جهانىشدن را بر حسب تعاريف موجود، شكلگيرى شبكهاى دانست كه در چارچوب آن، اجتماعاتى كه پيش از آن در كره خاكى دور افتاده و منزوى بودند، بر پايه وابستگى متقابل و وحدت جهانى ادغام مىشوند و ارتباط آنها با يكديگر چه در سطح فردى و چه در سطح اجتماعى، بسيار نزديك و متقارن و حتى چهره به چهره مىگردد و هويت انسانها از سيطره يك جامعه و يك ساختار اجتماعى ثابت خارج شده و از يك هويت سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى در عرصه بين المللى متأثر خواهد گشت.
كوتاه سخن آن كه بسيارى از صاحب نظران، ويژگىهاى عصر جهانىشدن را در مفاهيمى چون ظهور دهكده الكترونيكى جهانى، انقلاب اطلاعاتى، فشردگى زمان و مكان، گسترش جهان آگاهى، پايان جغرافيا و عصر سيبرنيتيك خلاصه كردهاند. دورهاى كه روابط فراملى جايگزين روابط بين المللى مىگردد و جامعه مدنى جهانى به عنوان شبكهاى از سازمانهايى كه اهداف و آرمانهايش مرز نمىشناسد، به عنوان مظهرى از روابط فراملى آشكار مىگردد.
• برداشتهاى مختلف از جهانىشدن
از منظر برخى صاحب نظران، در رهيافتهاى مختلف، سه نوع جهانىشدن ملحوظ است:
1- جهان گرايى راستين و كامل كه هم مادى و هم معنوى است و علاوه بر توسعه اقتصادى، تعادل سياسى و اجتماعى و تعالى فرهنگى و انسانى را در بردارد.
2- جهانگرايىِ ناقص و نارسا كه صرفاً اقتصادى و تك ساختى است
3- جهانگرايى كاذب و سلطه جويانه و تنازعى كه همان جهانىسازى آمريكايى با ماهيتى سياسى و سلطه جويانه و انحصار طلبانه است كه با لحاظ آمريكا در رأس قدرت جهانى، يكهتازانه به دنبال افزايش قدرت اين كشور و افزايش وابستگى جهانى به آمريكا است.(4)
اما شايد بتوان گفت كه درباره فرايند جهانىسازى يا جهانىشدن دو ديدگاه اساسى وجود دارد: يكى ديدگاه مثبتنگر و ديگرى منفىنگر. از ديدگاه مثبت نگر، جهانىسازى مىتواند با استفاده از عرصه فن آورى اطلاعات (IT) همانند پلى، تمام دنيا و شهروندان آن را متحد كرده و محروميتهاى علمى، اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى را از بين ببرد يا كاهش دهد. هنجارهاى پسنديده دينى، اخلاقى يا دست كم انسانى را بر جهان حكمفرما كند و نوعى وحدت بهينه، مثبت و متكامل را ميان بشريت ايجاد نمايد. جهانىسازى مىتواند مردم دنيا را هم پيكر نمايد تا همانند يك اندامواره در فكر صلاح و اصلاح يكديگر بر آمده و در سنگرى واحد عليه تمام عوامل مُخلّ تكامل بشرى مبارزه كنند.
اما بر مبناى ديدگاه دوم، متأسفانه فرايند جهانىسازى فعلى اگر چه داراى برخى فوايد از موارد پيشگفته بوده است، ولى در حقيقت هدف اصلى آن، چيزى نيست جز يكپارچه كردن جهان و ادغام آن در بازار مشترك جهانى به رهبرى دنياى سرمايه دارى به سردمدارى آمريكا. بازارى كه همه مؤلفههاى حيات اجتماعى، از اقتصاد و سياست تا فرهنگ، به زبان منفعتطلبى و استكبار ورزى ترجمه مىشود و سلطه بىچون و چراى تمدن غرب و استيلاى بيشتر كشورهاى دارا عليه كشورهاى فقير را به دنبال دارد. امروزه حتى برخى از انديشمندان غربى از جهانىشدن به عنوان يك خطر و تهديد بالفعل و بالقوه در راستاى آمريكايى شدنِ جهان نام مىبرند.
به همين دليل، برخى همانند والرشتاين، دان دويچ و لستى، با نگاهى بدبينانه جهانىسازى را اقتصادى سازى جهان، استثمارگرى و استعمار شوندگى جهانى مىدانند. چرا كه نظريه آنان به جوهره هژمونيك، تنازعى و هابسى - داروينيستى اين فرابرد معطوف شده است؛ فرايندى كه در حقيقت، داروينيسمِ جهانى را ترويج مىكند. نظريه سياست قدرت هانس مورگنتا، نظريه و بلكه راهبرد و دكترين تنازع تمدنهاى هانتينگتون، سياست جنگ صليبى نو محافظه كاران آمريكايى، اشغال، يكهتازى، يكجانبه گرايى و نظامىگرى آنان تحت عنوان مبارزه با تروريسم، تهديد و ارعاب نظامى و امنيتى و براندازى يا اشغالگرى و تجزيه كشورها و دولتها از جمله آثار و عوامل تحقق جهانىسازى غربى است كه مدعى جامعه جهانى تكقطبى و سرمايه سالارانه با سلسله مراتب قدرت و سلطه بوده و علاوه بر استفاده از ميلتياريسم، از شيوهها و ابزارهاى تازه تحميق علمى و فرهنگى و تطميع اقتصادى و تكنولوژيكى بهره مىگيرد.
بىدليل نيست كه انديشمندانى مانند پولانى، اسكات گرى، هوتن و فركلا نيز از اين فرابرد جهانىسازى، با تعابيرى مانند غربىسازى، آمريكايى سازى، و گاه نئوامپرياليسم در قالب نظام تازه تكقطبى و دهكده جهانى ياد كردهاند.(5)
جهانىسازى از نوع غربى يك پروژه تحميلى و يك طرح مهندسى اجتماعى در سطح كلان سيستمى است كه ايدئولوژى غربى را تحميل مىكند و با تكيه بر بنيادهاى نئوليبراليستى و سرمايه دارى، در صدد فراگير كردن شيوه زندگى آمريكايى و غربى كردن انسانها و ترويج فرهنگ مصرف و اصالت سرمايه است. پيروان اين نگرش، جهانىشدن را مقولهاى ارادى و در كنترل عدهاى خاص مىدانند. به زعم آنان، اين اراده در حال حاضر در اختيار جهان سرمايه دارى است. مىتوان گفت كه از اين ديدگاه، جهانىشدن مرحله تازهاى از امپرياليسم است كه در آغاز به صورت همبستگى ظاهر شده و اخيراً خود را در چهره جهانى نمايانده است. شون هيلى به عنوان يكى از مخالفان جهانىشدن، آن را پروژهاى تحميلى مىداند و عقيده دارد كه تنها حوزههاى بخصوصى جهانى شده است. به گفته وى در خلال دهه 90 نهتنها ثروت جهانى نشده است، بلكه در دست عدهاى خاص متمركز گرديده است. تكنولوژى با آنكه بسيار تواناتر از گذشته گشته، اما جهانى نشده است و حتى رشد اقتصادى كه پايه و اساس برترى تاريخى سرمايه دارى است، صورت جهانى نيافته است.(6)
• ابعاد و دستاوردهاى منفى جهانىسازى غربى (بطور اخص)
بدين ترتيب و به باور بسيارى و همانطور كه ذكر شد؛ جهانىسازى غربى يكى از غالبترين برداشتهاى نظرى و عملى از اصطلاح و مفهوم جهانى شدن است. به اعتقاد بسيارى، جهانىسازى در اساس خود مستلزم غربى شدن جهان و پوششى براى سلطه سرمايه دارى است. لذا اين اصطلاح بطور غالب، واژهاى جايگزين براى گفتمانها و مصطلحاتى كهنهتر همانند امپرياليسم و نيز نوگرايى است. جهانىشدن به عنوان مفهوم جايگزين امپرياليسم، توجه ما را به سلطه كشورهاى بسيار توسعه يافته بر كشورهاى در حال توسعه يا سلطه شركتهاى فرا مليتى بر اقتصادهاى ملى و محلى معطوف مىكند. از اين گذشته جهانىشدن مىتواند به عنوان مفهومى پوششى، وحشت جهانيان را از استعمارگرايى خنثى كند. اين مفهوم مىتواند در قالب گفتمان امپرياليسم نو، استثمار دائمى بسيارى از كشورهاى دنيا توسط ابرقدرتها و شركتهاى غولپيكر فراملى را پنهان سازد و لذا برخى ابعاد مخربتر و وحشيانهتر توسعه معاصر را مخفى نگاه دارد.
حتى كليّت جهانىشدن از نگاه منتقدان، نابودى سنن محلى، وابستگى مستمر كشورهاى فقير به كشورهاى ثروتمند، نابودى محيط زيست، همگون شدن فرهنگها و شيوه زندگانى روزمره را به همراه مىآورد.
حتى ماركسيستها، ليبرالها و هواداران چند فرهنگى بودنِ جهان كه بر تهديد حاكميت ملى، سنن محلى و دموكراسى مشاركتى از سوى نيروهاى جهانى انگشت مىگذارند يا هواداران محيط زيست كه از پيامدهاى اكولوژيك مخرب جهانىشدن عنان گسيخته هراس دارند و محافظه كاران كه جهانىشدن را تهديدى براى فرهنگهاى ملّى و محلى و تقدس سنتها به شمار مىآورند.(7)
شايان ذكر است كه جهان سرمايه دارى به رهبرى آمريكا، نيز از انديشمندان و نظريه پردازان پروپا قرصى نيز سود مىبرد كه بشدت طرفدار نظريه جهانىسازى آمريكايى و در سايه مكتب ليبرال دموكراسى مىباشند. از جمله به عقيده باركر، جهانىشدن با توجه به گسترش سلطه سرمايه دارى آمريكا، امرى طبيعى و تحقق آن به سود همه مردم جهان است. لذا سرمايه دارى آمريكايى مىبايست مردمِ تحت سلطه خود را قانع كند كه راه و رسم آمريكايى، همان پديدهاى است كه آنان مطالبه مىكنند و در اين گير و دار البته هژمونى آمريكا امرى طبيعى و به سود همه مردم جهان است.(10)
همچنين فرانسيس فوكويا كه فرجام تاريخ را در غلبه تمدن و فرهنگ آمريكايى و مكتب ليبرال دموكراسى مىبيند با نخوتى آشكار منظر خود را از جهانىشدن آمريكايى چنين بيان مىكند:
فرآيندى بنيادى در كار است تا الگوى تكاملى مشتركى براى كل جوامع انسانى ديكته كند. بطور فشرده، جهانىشدن چيزى شبيه تاريخ جهانى بشر در راستاى دستيابى به ليبرال دموكراسى است.(11)
جالب اينجاست كه اين ادعاهاى مغرورانه در حالى صورت مىگيرد كه امروزه شاهد بحرانهاى متعددى در دنياى غرب (آمريكا و اروپا) هستيم كه از جمله آنها بحران معنويت، بحران مشروعيت، بحران هويت، بحرانهاى اخلاقى و فساد اقتصادى، و بحران محيط زيست مىباشد. عارضههاى اين بحرانهانيز ظهور گستردهاى يافته است كه از جمله آنها: آلودگى محيط زيست، ماشينى شدن و مادى شدن سپهر زندگى انسان غربى، افول نظامهاى تعليم و تربيت، بىمعنى شدن و يا كاهش معناى زندگى، از خود بيگانگى افراد و جوامع، ناهنجارى و ازهمگسيختگى خانوادهها، فقدان عدالت اجتماعى، كنترل احزاب سياسى، محدوديت آراء و عقايد عمومى و اِعمال آن، ظهور تعصبات نژادى و ملى، عدم عاطفه و روابط صميمانه ميان افراد، بىاحترامى به قانون و ظهور ونداليسم اجتماعى، تقليل امنيت اجتماعى و رفاه اجتماعى، گسترش بىحد و مرز بىبندوباريهاى جنسى و خشونتهاى فردى و اجتماعى.
بديهى است چنين حقايقى بيانگر آن است كه نه جهان غرب و نه الگوى جهانىسازى غربى نتوانسته و نمىتواند در پرتو مكتب مادى گرايانه ليبرال دموكراسى، به ارمغان آورنده معانى جديد و آرمانى براى حيات بشرى باشد. امروزه اگر چه جامعه غرب از ليبراليسم به ليبراليسمِ نو گرايش يافته است؛ اما حتى برجستهترين فيلسوف جهان معاصر يعنى يورگن هابرماس اين گرايش تازه غرب را به ليبراليسم وحشى تعبير نموده است.(12) ليبراليسمى كه براى جهانيان چيزى جز افزايش جنگ، فقر و نابرابرى بهبار نياورده است. هر چند براى غربىها نتيجهاى جز افزايش قدرت، ثروت و شكاف بيشتر ميان كشورهاى فقير و غنى در بر نداشته است و هژمونى آنها را بر جهان افزوده است و به جاى صلح جهانى، ناامنىهاى بين المللى را دامن زده است.
در سايه جهانىسازى غربى، وقتى صاحبان قدرتمند كارتلها و تراستها كه در عين حال، نظام اطلاعرسانى جهانى را نيز در اختيار خود گرفتهاند، در شرايطى نابرابر راه بر چشمان ملتهاى فقير مىبندند و از رهآورد اين كورچشمى تحميلى و ارتباطات يك سويه دست در جيب رقيب ناتوان مىكنند. آيا مىتوان مانند فوكوياما همچنان خوشبينانه از اعتماد متقابل سخن گفت؟
امروزه پنج غول اقتصادى يعنى آمريكا، ژاپن، فرانسه، انگليس و آلمان از جمع دويست كارتل و تراست بزرگ جهان، يكصد و هفتاد مورد از آنها را زير يوغ خود گرفتهاند. بر پايه گزارش سازمان ملل متحد، اندازه منابع ملى و نقدينگى 358 نفر از اعضاى اليگارشى قماربازان جهانى مساوى منابع مالى دو و نيم ميليارد انسان است. از سويى حجم شگفتانگيز قدرت و ثروت در قالب شركتهاى چند مليتى، به سادگى مرزهاى دولتى و هويتهاى ملى را در هم مىشكند و ارزشهاى مورد نظر را - كه همان ليبراليزم نو مىباشد - بر جهان حاكم مىكند. انديشمندى بنام خوزه دوكاسترو در آثار گوناگون خود با آمار و ارقام ثابت كرده است كه همين كره خاكى مىتواند چند برابر جمعيت كنونى خود را نان دهد و جهان هم در آرامش و صلح دائم به سر برد. وى در كتاب سياه گرسنگى جهان معاصر را چنين ترسيم كرده است: در عصر ما اكثريتى هستند كه خوراك ندارند و اقليتى كه خواب ندارند. آيا چنين وضعيتى دستاوردهاى مستقيم جهانىسازى به شيوه غربى نيست؟ البته اين ابعاد منفى تنها به حوزه اقتصادى و رفاه زدگى كشورهاى دارا و فقرزدگى كشورهاى ندار ختم نشده است، بلكه تخريب بنيادهاى فرهنگى، ارزشى و اخلاقى آنها را نيز بدنبال داشته و دارد. از ديد هورك هايمر جهانىشدن براى بورژوازى، حكم آب براى ماهى را دارد. بنابراين بورژوازى ناگزير است زمينههاى فرهنگى مورد نياز را در كشورهاى مختلف بسترسازى كند. و چنين است كه مىبينيم جهانىشدن اقتصاد، از جهانىشدن فرهنگ و فرو ريختن ارزشها و باورها و خرده فرهنگهاى محلى، بومى و ملى سر در مىآورد.(13)
بديهى است نتيجه و ابعاد منفى چنين جهانىشدنى به رفع فقر، نابرابرى، تبعيض، جنگ و خشونت و ... نيانجامد. بايد پرسيد چگونه چنين امرى مىتواند متوقع باشد؟ در حاليكه امروزه كشورهاى توسعه يافته صنعتى و فراصنعتى، كمتر از بيست درصد جمعيت جهان را در خود جاى دادهاند، حال آنكه بيش از هشتاد درصد ثروت جهان را به كيسه كارتلها و تراستهاى خودى ريختهاند؟!
بايد اذعان نمود كه متأسفانه ديانت حاكم مسيحى و ارباب كليسا در جهان غرب نيز نتوانسته است به مقابله لازم با تبعات منفى اينگونه جهانىسازى يكسويه و امپرياليستى بپردازند. همچنانكه فيلسوف فرانسوى يعنى پيربورديو فراتر از اين ادعا، كليساى مسيحى را به همسويى با اين روند و منفعتخوارى از اين جريان ناسالم جهانى متهم كرده است. به عقيده وى:
كليساى كاتوليك دشمن سرمايه دارى نيست. اين كليسا مايل است مشتى از مزاياى نئوليبراليسم را از آنِ خود سازد و از اروپا مىخواهد نئوليبراليسم را با كاتوليسيسم در هم آميزد. اين همان سرمايه دارى كشيش زده است.(14)
جالبتر آنكه بدانيم متأسفانه امروزه بسيارى از تجاوزطلبىهاى آمريكا و تهاجمات اين كشور به ساير كشورهاى مستقل با آموزههاى مسيحيت بنيادگرا و همراهى كشيشان و كليساى اين نحله از مسيحيت مىباشد كه به آن صهيونيزم مسيحى(15) نيز گفته مىشود كه در همگرايى با صهيونيزم، معتقد به ظهور دوباره حضرت مسيح در بيت المقدس و نجات يهوديان و انهدام ساير اديان، تمدنها و فرهنگهاى متعارض، از جمله مسلمانان بدست اين منجى بوده و در اين راستا هرگونه اعمال جنايت و سركوب و قساوت را براى صهيونيزم به عنوان زمينهساز ظهور منجى موعود مسيحى و ابزار دست آن توجيه مىنمايند. بنابراين همپيمانى و همپيوندى مستحكم زمامداران آمريكايى با صهيونيسم در اين راستا توجيهپذير است.
با تبيين برداشتهاى مختلف جهانىشدن، بويژه ابعاد منفى پروژه جهانىسازى غربى، مىتوان به روشنى ادعا نمود كه حكومت جهانى و جهانشمول حضرت مهدى هيچكدام از شاخصههاى منفى پيشگفته را ندارد و ضمن برخوردارى از زوايا و ابعاد مثبت جهانىسازى، راهبردى حقيقى و متعادل براى اين طرح فراگير است.
حكومت جهانى امام عصر و نظريه جهانىشدن در عصر ما
(2)
گفتار دوم: جهانگرايى و جهان شمولى اسلام
جهانىسازى و جهانگرايى علاوه بر اينكه همواره يكى از اهداف مصلحين بزرگ بشرى بوده است؛ اساساً ريشه در تعاليم و رسالت اديان بزرگ الهى دارد و مىتوان آن را يكى از اصلىترين آرمانهاى همه انبياء و اديان بزرگ الهى از جمله اسلام به شمار آورد.(1) بنابراين اين اصطلاح واژه جديدى نيست و در حقيقت در عصرِ حكومت حضرت مهدى اين رسالت نبوى و هدف اولياء الهى و ائمه طاهرينعليهم السلام را به بهترين شكلِ ممكن محقق خواهد ساخت و اين طرح جهانى را تكميل خواهد نمود. زيرا در غير اين صورت خاتميت دين اسلام معناى حقيقى خود را از دست داده و به واژهاى بىمعنا تبديل خواهد شد.
ريشههاى جهانشمولى دين اسلام در مبتنى بودن آن بر فطرت، انعطافپذير بودن آموزههاى آن و حركت و تطابق اجتهاد آن بر مبناى مقتضيات زمان و مكان نهفته است. بايد اذعان نمود كه اسلام و دستورهاى آن با فطرت انسانى كه همان بُعد ثابت حيات انسانى است؛ هماهنگ است و به همين خاطر اسلام دين جامع و فراگير بوده و مىتواند جهانشمول گردد. از سويى عناصر جهانىشدن نيز در مذهب تشيع به وفور ديده مىشود. از جمله شيعه بيشترين ملازمت را در بين مذاهب با خردورزى دارد. لذا اين عناصر را مىتوان در عقلانيت، اجتهاد، عدالت، مهدويت و فرازمانى و فرامكانى بودن پيام تشيع ملاحظه نمود و تمام اين عناصر مورد تاكيد و تصريح تشيع مىباشد.
در اينجا شايسته است قدرى به آيات و قرائن دال بر جهانشمولى اسلام پرداخته شود. از جمله در تعاليم اسلامى، از كره زمين به بيت و خانه تعبير شده و انسان به طور مطلق از هر نژاد و رنگ و زبان و مليت و طبقهاى، مالك اين خانه به حساب آمده است. در تفكر قرآنى، انسان - از هر نژاد و جنسيّت و طبقهاى - نماينده و خليفه خداوند در زمين است:
"وَ هُوَ الذى جَعَلَكُم خَلائِفَ الاَرض" (انعام/ 165)؛ اوست خدايى كه شما را [در زمين] جانشين [يكديگر] قرار داد.
اين مضمون حداقل در سه آيه ديگر در سورههاى يونس (آيههاى 13 و 73) و فاطر (آيه 39) آمده است كه رسالت كلى همه افراد انسانى را در اين زيستگاه كه زمين نام دارد؛ تبيين مىكند. پيامبران و رسولان الهى نيز راهنمايان براى همه انسانها هستند و تعليم و تربيت و نظام بخشى به زيست فردى و گروهى انسانها را بر عهده دارند تا مديران جامعه بشرى در همه ابعاد باشند.
قرآن كريم در رسالت اولين رسولان الهى چنين گفته است:
" وَ اِذ قَالَ رَبُكَ لِلمَلائِكَةِ اِنِّى جَاعِلٌ فِى الارضِ خَليفَةً " (بقره/ 30)؛ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گماشت.
و در خطاب به داود پيامبر عليه السلام چنين آمده است: " يا داودُ اِنّا جَعَلنَاكَ خَليفَةً فِى الاَرض " (ص/ 26)؛ اى داود ما تو را در زمين به خلافت و جانشينى گمارديم.
اين آيات بيانگر آن است كه رسول حق، به عنوان نماينده و مدير منصوب الهى در كل پهنه زمين مأموريت مىيابد؛ نه در بخش خاص يا نژادى ويژه. درباره پيامبر اسلام اين رسالت جهانى و فراگير با صراحت بيشترى مطرح گرديده است:
1 - تَبَارَكَ الذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلى عَبدِهِ لِيَكُونَ لِلعالَمينَ نَذيراً (فرقان/ 1)؛ بزرگوار است پاك خداوندى كه قرآن را بر بنده خاص خود نازل فرمود تا اهل عالم را متذكر و خدا ترس گرداند.
2 - قُل يَا اَيُها الناسُ اِنِّى رَسولُ اللهِ اِلَيكُم جَميعاً (اعراف/ 158)؛ بگو: اى مردم، من پيامبر خدا به سوى همه شما هستم.
3 - وَ مَا اَرسَلناكَ اِلا كَافّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً (سبا/ 28)؛ و ما تو را جز مژدهآور و هشدار دهنده براى تمامى مردم نفرستاديم.

اين آيات بيانگر آن است كه هدف اسلام همانند ساير اديان بزرگ الهى، اصلاح كليت جامعه انسانى در فراخناى گيتى و بدون توجه به حدود جغرافيايى و مرزهاى ساختگى است. به همين خاطر اين اديان و از جمله اسلام همه حكومت و دولتها را وراى مرزها و نژادهايشان به يك دين و دولت واحد و مركزيتى يگانه فرا مىخواند. همچنانكه در صدر اسلام، پيامبر به حكام ايران، مصر، حبشه، يمن، روم و ... نامه مىنويسد و آنان را به تن دادن به مديريت واحد در جامعه انسانى دعوت مىنمايد.
براى تبيين اين اصل محورى، واژههاى "الانسان" و "الناس" در قرآن بارها به كار رفته است. نزديك به 240 بار كلمه "الناس" در قرآن آمده و نزديك به 65 بار كلمه "الانسان" تكرار شده كه واژهاى عام براى همه افراد انسانى مىباشد، و در بسيارى از موارد عموميت و كليت خطابها بسيار روشن است. مانند: "قُل يَا اَيُهَا النَاسُ اِنَّمَا اَنَا لَكُم نَذِيرٌ مُبينٌ (حج/ 49)؛ بگو: اى مردم! من براى شما فقط هشدار دهندهاى آشكارم. و يا "اِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَاسِ اِمَاماً" (بقره/ 124)؛ من تو را پيشواى مردمان قرار دادم.
در اين خطابهاى قرآنى هدايت الهى و آموزشهاى پيامبران براى همه انسانها ضرورى شمرده شده است، و فرقها و امتيازهاى موهوم كه ممكن است يگانگى و يكپارچگى جامعه انسان را بگسلد، باطل و پوچ معرفى گشته است. بدين گونه نگرش قرآنى به انسان و رهبران جامعه انسانى فراگير و جهانى است كه هيچ مرز و مانعى را در راستاى اهداف بلند جهانشمول و جهان وطنانه خويش نمىشناسد.(2)
در آيه 143 سوره بقره به صراحت بر مسأله جهانىسازى تأكيد شده و آن را مسئوليت خطير جامعه اسلامى به شمار آورده و از آنها مىخواهد با تمام توان خود در ساخت و ساز ملتها و اصلاح جوامع بشرى در سراسر جهان بكوشند. آنجا كه مىفرمايد: "وَ كَذلِكَ جَعَلنَاكُم اُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلى النَاسِ وَ يَكونَ الرَسُولُ عَلَيكُم شَهِيداً"؛ و ما شما مسلمين را با آيين اسلام هدايت كرديم به اخلاق معتدل و سيرت نيكو، تا گواه مردم باشيد و ساير ملل عالم نيكى و درستى را از شما بياموزند. و پيغمبر را گواه شما كرديم تا شما از وى بياموزيد.
همچنين قرآن در آيه 28 سوره فتح فرموده است: "هُوَ الذِى اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدَى وَ دِينِ الحَقّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً"؛ او خدايست كه رسول خود را [بقصد] هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان دنيا غالب گرداند و [بر حقيقت اين سخن] گواهىِ خدا كافيست.
در اين آيه به برترى فرهنگ اسلامى اشاره شده تا شايستگى آن بر ديگر فرهنگها را در راستاى جهانىسازى اسلام و ايجاد حيات طيبه براى همه عالميان مبرهن سازد. از ديدگاه آيات الهى در چنين حيات مؤمنانهاى بركات الهى، جهان را فرا خواهد گرفت:
وَ لَو اَنَّ اَهلَ القُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَمَاءِ وَ الاَرضِ (اعراف/ 96)؛ چنانچه مردم شهرها همه ايمان آورده و پرهيزكار مىشدند، همانا ما درهاى بركات آسمانى و زمين را بر روى آنها مىگشوديم.
بدينترتيب هرگاه ايمان و تقوا (التزام به تعهدات انسانى) در جامعه گسترش يابد و انسانها حريم خود و خدا را حفظ كنند؛ هرآئينه بركات الهى جهان را فرا خواهد گرفت. و اگر مسلمانان جهانيان را به اين حقيقت رهنمون شوند، آنگاه زمام جهانىسازى بشردوستانه را به دست گرفته و مسئوليت پيشگفته خويش را در برابر خدا و خلق به نحو احسن ادا خواهند نمود.(3) در اين صورت فرهنگ اسلامى جهانى خواهد شد و آگاهى و دانايى گسترش يافته و عدل، جهان را در بر خواهد گرفت و كليه نظامهاى سلطه و استثمار جهانى فرو خواهد ريخت.
منتظرامام زمان | 8:31 - شنبه 10 شهریور1386
بقية الله يعني چه؟

عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است.
بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.
زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد.
تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:
هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود.
[1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند.
براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]
بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.
منتظرامام زمان | 8:6 - شنبه 10 شهریور1386
رايحه ظهور

سلام بر مهدي! بر عدالت گستر عالم! برخورشيد آفتاب آفرين و ذخيره خدا بر روي زمين!
سلام بر او که نامش مفتاح فتوح است و يادش معراج قلوب! مِهرش کليد گنج مقصود است و قهرش جحيم خشم معبود!
مولا!
مي خواهم حديث پريشاني دل را بنگارم اما سيلابه هاي اشک امان از کفم ربوده است.
مي خواهم حکايت جنون آميز دلدادگيم را واگويم ولي گره هاي بغض گلويم را فشرده است.
مي خواهم منتظر بمانم و بارانتظار را همچنان بر دوش کشم اما چه کنم که سنگيني اين بار پشتم را خميده است.
اي رحمت عالميان! و اي تتمه دور زمان!
ديگر بس است اين سوز طاقت سوز هجران.
جانا! تا به کي در پشت پنجره انتظار رؤياي آمدنت را به نظاره بنشينيم؟
آيا نه وقت آن رسيده که نقاب از چهره برگيري و بازار حسن فروشان جهان را به يکباره رونق ببري!
هزار وانديست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزاروانديست که دلهاي منتظران، در تمناي وصالت، در بساط آه دارند ودر سينه داغ.
عمري است که در کوچه سارانتظارسرگردان وحيرانيم. دير هنگامي که در کويرستان غيبت عطشان وبي قراريم. چه مي شود اگرشب سرد و فسرده فراق را به صبح دل انگيز وصال آذين بندي؟
چگونه است که اين همه طلب وتمنا گره از کارفرو بسته ما نمي گشايد؟ بگو چه چاره کنيم؟
آري!
اينک همسفر با قافله منتظران دست انابت به اميد اجابت به درگاه حق جل و علا برمي داريم و خداي را به تضرع و زاري مي خوانيم که:
بار الها!
تتمه ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما ببخش!
منتظرامام زمان | 8:3 - شنبه 10 شهریور1386
شهر های جدید اضافه شد !
برای اولین بار و در سایت تخصصی موبایل نقشه شهر های کشور عزیزمان ایران را به صورت کاملا رایگان و تست شده برای شما دوستان قرار می دهیم.این نقشه ها به علت اینکه از سیستم جاوا پشتیبانی می کند بر روی اکثر گوشی های موبایل قابل نصب است.

نقشه شهر های دیگر در آینده اضافه می شود.
دانلود - با حجم 305 کیلوبایت ( ایران )
دانلود - با حجم 1.70 مگابایت ( تهران )
دانلود - با حجم 3.35 مگابایت ( مشهد )
دانلود - با حجم 1.30 مگابایت ( اصفهان )
دانلود - با حجم 1.10 مگابایت ( شیراز )
دانلود - با حجم 1.60 مگابایت ( کیش )
دانلود - با حجم 1.10 مگابایت ( اهواز )
دانلود - با حجم 1.85 مگابایت ( تبریز )
دانلود - با حجم 3.45 مگابایت ( یزد )
دانلود - با حجم 2.80 مگابایت ( سنندج )
دانلود - با حجم 290 کیلوبایت ( رشت )
دانلود - با حجم 3.15 مگابایت ( کرج )
دانلود - با حجم 2.15 مگابایت ( همدان )
دانلود - با حجم 220 کیلوبایت ( قزوین )
دانلود - با حجم 160 کیلوبایت ( زنجان )
دانلود - با حجم 150 کیلوبایت ( لاهیجان )
دانلود - با حجم 405 کیلوبایت ( کرمان )
دانلود - با حجم 1.55 کیلوبایت ( بندر عباس )
دانلود - با حجم 115 کیلوبایت ( بندر انزلی )
دانلود - با حجم 3.65 مگابایت ( ارومیه )
دانلود - با حجم 4.05 مگابایت ( اردبیل , سرعین )
دانلود - با حجم 505 کیلوبایت ( گردشگری دبی )
پسورد : www.ir-tci.org ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )
منتظرامام زمان | 9:10 - پنجشنبه 8 شهریور1386

فرمت : MP3
دانلود - با حجم 1.65 مگابایت
پسورد : www.ir-tci.org ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید ) منتظرامام زمان | 9:7 - پنجشنبه 8 شهریور1386
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تصاویر متحرک
|
منتظرامام زمان | 9:16 - چهارشنبه 7 شهریور1386
منتظرامام زمان | 9:7 - سه شنبه 6 شهریور1386

منتظرامام زمان | 9:5 - سه شنبه 6 شهریور1386

ماه شعبان، ماه هشتم از ماه های قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر ماه شعبان را روزه میداشت و آن را به ماه رمضان وصل میکرد.
هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا میخواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه میفرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در رور قیامت مشمول کرامت خود میگرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»
بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی ابن الحسین و امام مهدی و حضرت ابولفضل العباس (ع) است.
منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279
منتظرامام زمان | 9:0 - سه شنبه 6 شهریور1386
اعمال شب و روز نيمه شعبان

شب نيمه شعبان، شب بسيار مباركى است. از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه از امام محمدباقر عليه السلام در مورد فضيلت شب نيمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از ليلة القدر افضل شبها است. در آن شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا مىفرمايد و ايشان را به مَنّ و كَرَم خويش مىآمرزد. پس سعى و كوشش كنيد در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم ياد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زماني كه مطلب گناهي را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پيغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله. پس كوشش كنيد در دعا و ثنا بر خداى تعالي و از جمله بركات اين شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر اين شب سنه دويست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاى واقع شده و باعث مزيد شرافت اين لَيْله مباركه شده است .
براى اين شب چند عمل وارد شده است:
1- غسل است كه باعث تخفيف گناهان مىشود.
2- احياء اين شب به نماز و دعا و استغفار. و در روايت است كه هر كه اين شب را احيا دارد؛ نميرد دل او در روزى كه دلها بميرند.
3- زيارت امام حسين عليه السلام است كه افضل اعمال اين شب
و باعث آمرزش گناهان است و هر كه خواهد با او مصافحه كند روح صد و بيست و چهار هزار پيغمبر زيارت كند آن جناب را در اين شب و اَقَلِّ زيارت آن حضرت آن است كه به بامى برآيد و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان كند و زيارت كند آن حضرت را به اين كلمات: "اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ." و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به اين كيفيت زيارت كند اميد است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .
4- خواندن دعايي كه شيخ و سيّد نقل كردهاند و به منزله زيارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَيْهِ است.
اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِها
خدايا به حق اين شبى كه ما در آنيم و به حق آنكس كه در آن به دنيا آمده
وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ
و حجتت و موعود آن كه همراه كردى به فضيلت اين شب فضيلت ديگرى و بدين سبب تمام شد كلمه تو
صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ وَلا مُعَقِّبَ لاِياتِكَ نُورُكَ الْمُتَاَلِّقُ
به راستى و عدالت تغيير دهندهاى براى كلمات تو نيست و پس زنندهاى براى آيات تو نيست آن نور درخشانت
وَ ضِياَّؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْياَّءِ الدَّيْجُورِ الْغائِبُ
و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاريك ظلمانى آن پنهان
الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِكَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ
غايب از انظار كه ولادتش بزرگ و كريم الاصل بود و فرشتگان گواهان اويند و خدا ياور
وَ مُؤَيِّدُهُ اِذا آنَ ميعادُهُ وَالْمَلاَّئِكَةُ اَمْد ادُهُ سَيْفُ اللّهِ الَّذى لا يَنْبوُ
و كمك كار او است در آن هنگام كه وعدهاش برسد و فرشتگان مددكارش باشند آن شمشير برنده خدا كه كُند نشود
وَ نُورُهُ الَّذى لا يَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا يَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ
و نور او كه خاموش نگردد و بردبارى كه كار بى رويه انجام ندهد چرخ روزگار به خاطر او گردش كند
وَ نَواميسُ الْعَصْرِ و َوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمْ ما يَتَنَزَّلُ فى لَيْلَةِ
و او و پدران معصومش نواميس هر عصر و واليان امر خدايند در شب قدر آنچه نازل شود بر ايشان نازل گردد
الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ
و آنهايند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او
اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ
خدايا پس درود فرست بر خاتم ايشان و قائمشان كه در پس پرده است از عوالم آنها
اَللّهُمَّ وَ اَدْرِكَ بِنا اءَيّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِيامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا
خدايا ما را به روزگار او و زمان ظهور و قيامش برسان و از جمله يارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را
بِثارِهِ وَاكْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْيِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمينَ
به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره ياران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادكام
وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمينَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمينَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمينَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و متنعم و به هم نشينيش بهرهمند و به گرفتن حقش پابرجا بدار و از بديها بر كنارمان كن اى مهربانترين مهربانان
وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ
و ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد
خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ الْمُرْسَلينَ وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الصّادِقينَ وَ عِتْرَتِهَ
خاتم پيمبران و مرسلين و بر خاندان راستگو و عترت حقگويش باد
النّاطِقينَ وَالْعَنْ جَميعَ الظّالِمينَ واحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ يا اَحْكَمَ الْحاكِمينَ .
خاتم پيمبران و مرسلين و بر خاندان راستگو و عترت حقگويش باد
النّاطِقينَ وَالْعَنْ جَميعَ الظّالِمينَ واحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ يا اَحْكَمَ الْحاكِمينَ .
و از رحمت خود دور ساز تمام ستمكاران را و ميان ما و ايشان داورى كن اى محكمترين حكم كنندگان.

5- دعاي تعليم داده شده از حضرت صادق عليه السلام در شب نيمه شعبان .
اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظيمُ الْخالِقُ
خدايا تويى زنده پاينده والاى بزرگ آفريننده
الرّازِقُ الْمُحْيِى الْمُميتُ الْبَدىَّءُ
و روزى دهنده زنده كننده و ميراننده آغاز كننده
الْبَديعُ لَكَ الْجَلالُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ
و پديد آرنده، براى تو است بزرگى و از آن تو است فضيلت و ستايش و از آن تو است نعمت و جود
وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الاْمْرُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْشُّكْرُ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ
و خاص تو است بزرگوارى و از تو است فرمان و شوكت و خاص تو است سپاسگزارى كه يگانهاى و شريكى برايت نيست
يا واحِدُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ
اى يگانهاى يكتا اى بىنياز اى كه فرزندى ندارد و فرزند كسى نباشد و نيست برايش
كُفُواً اَحَدٌ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاْغفِرْ لى وَارْحَمْنى وَاكْفِنى
همتايى هيچ كس درود فرست بر محمد و آل محمد و بيامرز مرا و به من رحم كن و كفايت كن
ما اَهَمَّنى وَاقْضِ دَيْنى وَ وَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى فَاِنَّكَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ
از من آنچه فكر مرا به خود مشغول كرده و قرضم را ادا كن و در روزيم گشايش ده زيرا كه تو در اين شب
كُلَّ اَمْرٍ حَكيمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشاَّءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنى وَ اَنْتَ
هر كار محكمى را از هم جدا كنى و هر يك از مخلوقات خود را بخواهى روزى دهى پس روزيم ده كه تو
خَيْرُ الرّازِقينَ فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ اَنْتَ خَيْرُ الْقاَّئِلينَ النّاطِقينَ وَاسْئَلوُا اللّهَ
بهترين روزى دهندگانى زيرا تو خود گفتى و تو بهترين گويندگان و ناطقان هستى كه فرمودى "از خدا بخواهيد از فضل او"
مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ اَسْئَلُ وَ اِيّاكَ قَصَدْتُ وَابْنِ نَبِيِّكَ اعْتَمَدْتُ وَ لَكَ
پس من از فضل تو مىخواهم و تو را قصد كردم و به فرزند پيمبرت اعتماد كردم و از تو
رَجَوْتُ فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
اميدوارم پس به من رحمت كن اى مهربانترين مهربانان.
6- خوانده شود؛ دعايي که حضرت رسول صلى الله عليه و آله در اين شب مى خواندند:
اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْيَتِكَ ما يَحُولُ بَيْنَنا
خدايا بهره ما كن از ترس خود بدان اندازه كه حائل شود ميان ما
وَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ وَ مِنْ طاعَتِكَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَكَ وَ مِنَ الْيَقينِ ما
و نافرمانيت و از اطاعت خويش بدان مقدار كه ما را به خشنودى و رضوان تو برساند و از يقين بدان
يَهُونُ عَلَيْنا بِهِ مُصيباتُ الدُّنْيا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا
حد كه به وسيله آن ناگواريهاى دنيا بر ما آسان گردد خدايا ما را به گوشهايمان و ديدههامان
وَ قُوَّتِنا ما اَحْيَيْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا
و نيرويمان تا زندهايم بهرهمند ساز و آن را وارث ما گردان و خون ما را به گردن كسى انداز كه بر ما ستم كرده
وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصيبَتَنا فى دينِنا وَلا تَجْعَلِ
و يارى ده ما را بر كسى كه با ما دشمنى كند و مصيبت ما را در دينمان قرار مده و دنيا
الدُّنْيا اَكْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لا يَرْحَمُنا
را بزرگترين اندوه ما قرار مده و نيز آخرين حد دانش ما قرارش مده و مسلط مكن بر ما كسى را كه بر ما رحم نكند
بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
به رحمتت اى مهربانترين مهربانان
و اين دعاى جامع كاملى است و خواندن آن در اوقات ديگر نيز غنيمت است و از عوالى اللئالى نقل شده كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله هميشه اين دعا را مىخواندند.
7- صلوات هر روز را كه در وقت زوال وارد شده خوانده شود.
8- دعاى كميل را كه در اين شب وارد شده است، خوانده شود.
9- هر يك از اذکار "سُبْحانَ اللّهِ" ، "الْحَمْدُلِلّهِ" ، "اللّهُ اَكْبَرُ" وَ "لا اِلهَ اِلا اللّهُ" صد مرتبه گفته شود، تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بيامرزد و برآورد حاجتهاى دنيا و آخرت او را.
10- شيخ در مصباح از ابويحيى در ضمن خبرى در فضيلت شب نيمه شعبان روايت كرده كه از مولاى خودم حضرت صادق عليه السلام پرسيدم كه بهترين دعاها در اين شب چيست؟ فرمود: پس از آن که بجا آوردى نماز عشا را، دو ركعت نماز اقامه کن که در ركعت اول حمد و سُوره قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود و در ركعت دوم حمد و سوره توحيد خوانده شود. پس از سلام، تسبيحات حضرت زهرا سلام الله عليها گفته شود. پس از آن اين دعا خوانده شود:
يا مَنْ اِلَيْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَ اِلَيْهِ يَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ
اى كه به سوى او است پناه بندگان در كارهاى اندوه خيز و به سوى او پناه برند خلايق در پيش آمدهاى ناگوار
يا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِيّاتِ وَ يا مَنْ لا تَخْفى عَلَيْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ
اى داناى آشكار و نهان و اى كه بر او پنهان نماند انديشههايى كه در دلها افتد
وَ تَصَرُّفُ الْخَطَراتِ يا رَبَّ الْخَلايِقِ وَالْبَرِيّاتِ يا مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ
و تصرف كردن آن خاطرات اى پروردگار خلايق و آفريدگان اى كه ملكوت
الاْرَضينَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَيْكَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
زمينها و آسمانها به دست او است تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست به سويت توسل جويم به كلمه "لا اله الا انت"
فَيا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّيْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَيْهِ
پس اى خدايى كه معبودى جز تو نيست بگردان مرا در اين شب از كسانى كه به سويش نگريسته و مورد
فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ
رحم خويش قرارش داده و دعايش شنيده و اجابت كرده و پشيمانيش را دانسته پس او را پذيرفتهاى
وَ تَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطيئَتِهِ وَ عَظيمِ جَريرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ
و از خطاهاى گذشتهاش و گناه بزرگش در گذشتهاى پس من از گناهانم به تو پناهنده شده
مِنْ ذُنُوبى وَ لَجَاْتُ اِلَيْكَ فى سَتْرِ عُيُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِكَرَمِكَ
و به تو ملتجى گشتهام در اين كه عيوبم را بپوشانى خدايا پس جود كن بر من به كرم خود
وَ فَضْلِكَ وَاحْطُطْ خَطاياىَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ وَ تَغَمَّدْنى فى هذِهِ
و فضلت و بريز خطاهاى مرا به بردبارى و گذشت خويش و فراگير مرا در اين
اللَّيْلَةِ بِسابِغِ كَرامَتِكَ وَاجْعَلْنى فيها مِنْ اَوْلِياَّئِكَ الَّذينَ اجْتَبَيْتَهُمْ
شب به فراوان كرمت و بگردان مرا در اين شب از آن دوستانت كه آنان را براى طاعت خويش برگزيده
لِطاعَتِكَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خالِصَتَكَ وَ صِفْوَتَكَ
و براى پرستشت انتخاب فرمودى و ايشان را جزء خاصان درگاه و برگزيدگانت قرار دادى
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَيْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ
خدايا بدار مرا از آن كسانى كه كوشش به جايى رسيده و از نيكيها بهره فراوان نصيبش گشته و مرا از کساني قرار ده
سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فازَ فَغَنِمَ وَاكْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِيادِ
كه تندرست شده و متنعم و رستگار و بهرهمند گشته و كفايت كن مرا از شر آنچه كردهام و نگاهم دار از افزودن
فى مَعْصِيَتكَ وَ حَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَكَ وَ ما يُقَرِّبُنى مِنْكَ وَ يُزْلِفُنى عِنْدَكَ
در نافرمانيت و دوست گردان نزد من فرمانبرداريت را و آنچه مرا به تو نزديك و مقرب درگاهت گرداند
سَيِّدى اِلَيْكَ يَلْجَاءُ الْهارِبُ وَ مِنْكَ يَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَ عَلى كَرَمِكَ
آقاى من به سوى تو پناه آرد شخص گريز پاى و از تو عاجزانه طلب كند جوينده و بر كرم تو
يُعَوِّلُ الْمُسْتَقيلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَكَ بالتَّكَرُّمِ وَ اَنْتَ اَكْرَمُ الاْكْرَمينَ
تكيه كند شخص عذرخواه و توبه كننده ادب كردى بندگانت را به كرم ورزى به آنها و تو كريمترين كريمانى
وَ اَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَكَ وَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى
و تو خود به بندگانت دستور گذشت دادى و خود آمرزنده و مهربانى خدايا پس مرا از آنچه از
ما رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَلا تُؤْيِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِكَ وَلا تُخَيِّبْنى مِنْ
كرمت اميد دارم محرومم مكن و از نعمتهاى ريزانت مايوسم مدار و از بهرههاى فراوانت كه در
جَزيلِ قِسَمِكَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِكَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍ مِنْ
اين شب براى فرمانبردارانت مقرر داشتهاى بىبهرهام مساز و مرا در پناهگاه محكمى از آزار مخلوقات
شِرارِ بَرِيَّتِكَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَكُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِكَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْكَرَمِ وَالْعَفْوِ
شرورت قرار ده پروردگارا اگر من چنين شايستگى ندارم ولى تو شايسته كرم و گذشت و
وَالْمَغْفِرَةِ وَ جُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى
آمرزشى و فرو ريز بر من بدانچه تو شايسته آنى نه بدانچه من سزاوار آنم زيرا به راستى گمان من نيك است
بِكَ وَ تَحَقَّقَ رَجاَّئى لَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسى بِكَرَمِكَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ وَ اَكْرَمُ الاْكْرَمينَ
و اميدم درباره تو محكم شده و جانم به سر رشته كرم تو آويخته است پس تويى مهربانترين مهربانان و كريمترين كريمان
اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ كَرَمِكَ بِجَزيلِ
خدايا مرا مخصوص بدار از كرم خويش به بهرههاى فراوان
قِسَمِكَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى يَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ
و تقسيمهاى شايانت و از كيفر تو به عفوت پناه مىبرم و بيامرز برايم آن گناهى را كه عادت بد(مانند دروغ) را بر من حبس كند
وَ يُضَيِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاكَ وَ اَنْعَمَ
و روزى را بر من تنگ سازد تا من به خشنودى شايسته تو اقدام كنم و به عطاى فراوانت
بِجَزيلِ عَطاَّئِكَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِكَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِكَ
متنعم گردم و به نعمتهاى بسيارت خوشبخت شوم زيرا من به آستان تو پناه آوردم
وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ
و به كرم تو آويختم و به گذشت تو پناه جستم از ترس كيفرت و به بردباريت پناه جستم از
غَضَبِكَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُكَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ اَسْئَلُكَ بِكَ لابِشَىءٍ
خشمت پس به من عطا كن آنچه را از تو خواستم و به من برسان آنچه را از تو خواهش كردم تو را به خودت سوگند دهم چون چيزى
هُوَ اَعْظَمُ مِنْكَ
از تو بزرگتر نيست.
پس به سجده مى روى و 20 مرتبه يا رَبِّ ، 7 مرتبه يا اَللّهُ، 7 مرتبه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، 10 مرتبه ما شآءَ اللّهُ، 10 مرتبه لاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ، و 10 مرتبه صلوات مى فرستى بر پيغمبر و آل او عليهم السلام و حاجت خود را از خدا بخواه. سوگند به خدا كه اگر به سبب اين عمل به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هر آينه برساند به تو خداوند عزوجل آن حاجتها را به كَرَم عَميم و فَضْل جَسيمِ خود.

11- شيخ طوسى و كفعمى فرمودهاند كه در اين شب اين دعا خوانده شود:
اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ
خدايا خواهندگان در اين شب به درگاه تو آمدند
وَ قَصَدَكَ الْقاصِدُونَ وَ اَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ الطّالِبُونَ وَ لَكَ فى
و قاصدان تو را مقصد خويش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نيكى تو را آرزو كردند و تو در
هذَا اللّيْلِ نَفَحاتٌ وَ جَواَّئِزُ وَ عَطايا وَ مَواهِبُ تَمُنُّ بِها عَلى مَنْ تَشاَّءُ
اين شب بخششها و جوايز و عطاهايى و بهرههايى دارى كه به هر يك از بندگانت بخواهى
مِنْ عِبادِكَ وَ تَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنايَةُ مِنْكَ وَها اَنَا ذا عُبَيْدُكَ
عطا خواهى كرد و از آن كس كه عنايت تو نسبت به او سبقت نگرفته است آن را باز دارى و من اينك آن بنده كوچك
الْفَقيرُ اِلَيْكَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَاِنْ كُنْتَ يا مَولاىَ تَفَضَّلْتَ
و نيازمند درگاه تو و آرزومند فضل و نيكى تو هستم پس اى مولاى من اگر بنا دارى
فى هذِهِ اللَّيْلَةِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَيْهِ بِعائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ
در اين شب بر كسى از خلق خويش تفضلى فرمايى و جايزهاى از روى مهر و عطوفت به او بدهى
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الْخَيِّرينَ
پس درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاكان پاكيزه برگزيده برتر
الْفاضِلينَ وَجُدْ عَلَىَّ بِطَولِكَ وَ مَعْرُوفِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ وَ صَلَّى اللّهُ
و از نعمت و نيكى خويش بر من نيز لطف فرما اى پروردگار جهانيان و درود خدا
عَلى مُحَمَّدٍخاتَمِ النَّبيّينَ وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَ سَلَّمَ تَسْليماً اِنَّ اللّهَ حَميدٌ مَجيدٌ
بر محمد خاتم پيمبران و بر آل پاكش و تحيت فراوان كه همانا خداوند ستوده و بزرگوار است
اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَ اِنَّكَ
خدايا من تو را مىخوانم چنانچه دستور فرمودى پس دعايم را مستجاب كن چنانكه وعده فرمودى كه
لا تُخْلِفُ الْميعادَ.
به راستى تو خلف وعده نمىكنى .
و اين دعائيست كه در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مىشود.
12- بجا آورده شود سجدهها و دعاهايى را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه در سجده ميگفتند:
سَجَدَ لَكَ سَوادى وَ خَيالى وَ آمَنَ بِكَ فؤادى هذِهِ يَداىَ وَ ماجَنَيْتُهُ
به خاك افتاد براى تو سراپايم و انديشهام و ايمان آورد به تو دلم، اين است هر دو دستم و آنچه جنايتى كه
عَلى نَفْسى يا عَظيمُ [عَظيماً] تُرْجى لِكُلِّ عَظيمٍ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظيمَ فَاِنَّهُ لايَغْفِرُ
بر خويش كردم اى بزرگى كه در هر كار بزرگى اميد به او است بيامرز گناه بزرگم را كه نيامرزد
الذَّنْبَ الْعَظيمَ اِلا الرَّبُّ الْعَظيمُ
گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ
پس، از سجده سر برميداشتند و دوباره به سجده ميرفتند و ميگفتند:
اَعُوذُ بُنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضائَتْ لَهُ السَّمواتُ
پناه برم به نور ذات تو كه روشن شد به او آسمانها
وَالاْرَضُونَ وَانْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ وَ صَلَحَ عَلْيْهِ اَمرُ الاْوَّلينَ
و زمينها و برچيده شد به او تاريكيها و اصلاح شد به او كار اولين
وَالاْخِرينَ مِنْ فُجاءَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْويلِ عافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوالِ
و آخرين از ناگهانى رسيدن عذابت و از پا برجا شدن تندرستى تو و از زائل شدن
نِعْمَتِكَ اَللّهُمَّ ارْزُقْنى قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَريئاً لا كافِراً ولا شَقِيّاً
نعمتت خدايا روزيم گردان دلى پاك و پاكيزه و مبراى از شرك كه نه كافر باشد و نه اهل شقاوت
سپس بر خاك مينهاد دو طرف صورت خود را و ميگفت:
عَفَّرْتُ وَجْهى فِى التُّرابِ
ماليدم به خاك رويم را
وَ حُقَّ لى اَنْ اَسْجُدَ لَكَ.
و بر من سزا است كه برايت سجده كنم .
پس از اين اعمال رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود امشب شبى است كه در آن قسمت مى شود روزيها، و در آن نوشته مى شود اَجَلْها، و در آن نوشته مى شود روندگان به حج. همانا خداى تعالى در اين شب مى آمرزد از بندگان خود، بيشتر از عدد موهاى بُزهاى قبيله كَلْب و مى فرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمين در مكه.

13- نماز جناب جعفر را به جا آورده شود.
14- بجا آورده شود نمازهاى اين شب، از جمله نمازي كه روايت كرده ابويحيى صَنْعانى از حضرت باقر و صادق عَليهِماالسَّلام و هم روايت كردهاند از آن دو بزرگوار سى نفر از كسانى كه مورد وثوق و اعتماد است به ايشان كه آن دو بزرگوار فرمودند كه هرگاه شب نيمه شعبان شد پس بجا آور چهار ركعت نماز، بخوان در هر ركعت حمد و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ صد مرتبه پس چون فارغ شدي بگو :
اَللّهُمَّ اِنّى اِلَيْكَ فَقيرٌ وَمِنْخدايا من به درگاهت نيازمندم و از
عَذاِبكَ خائِفٌ مُسْتَجيرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَيِّرْ جِسْمى
عذاب و شكنجهات ترسان و پناه خواهم خدايا نامم را (از زمره موحدان) عوض مكن و جسمم را دگرگون مكن
وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِق ابِكَ
و آزمايشم را سخت مكن و دشمن شادم مفرما پناه مىبرم به عفوت از كيفرت
وَ اَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذابِكَ وَ اَعُوذُ بِرِضاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ اَعُوذُبِكَ
و پناه مىبرم به رحمتت از عذابت و پناه مىبرم به خشنوديت از خشمت و پناه مى برم
مِنْكَ جَلَّ ثَناَّؤُكَ اَنْتَ كَما اَثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ ما يَقُولُ الْقآئِلُونَ.
به خودت از خودت مدح تو والا است و تو چنانى كه خود ثناى خود كردهاى و بالاتر از آنى كه مردم گويند.
روز نيمه شعبان
عيد مولود شريف امام دوازدهم مَوْلانا وَ اِمامُنا الْمَهْدِىُّ حضرت حجّة بن الحسن صاحبُ الزَّمان صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ است :
وَ يُسْتَحَبُّ زِيارَتُهُ عليه السلام فى كُلِّ زَمانٍ وَ مَكانٍ وَ الدُّعآءُ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ عِنْدَ
و مستحب است زيارت آن حضرت عليه السلام در هر زمان و مكان و در هر جا و دعا براى تعجيل ظهور آن حضرت در هنگام
زِيارَتِهِ وَ تَتَاَكَّدُ زِيارَتُهُ فِى السِّرْدابِ بِسُرَّمَنْ رَاى وَ هُوَالْمُتَيَقَّنُ ظُهُورُهُ
زيارت و بخصوص تاكيد شده به زيارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت
وَ تَمَلُّكُهُ وَ اَنَّهُ يَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا
و فرمانروائيش مسلم است و او است كه زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر شده باشد از ستم و بيدادگرى
قَدْرَها غَيْرُكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
نتواند جز تو اى مهربانترين مهربانان.
التماس دعا
منتظرامام زمان | 8:42 - سه شنبه 6 شهریور1386










































مجموعه مناجات های زیبا از حاج منصور ارضی و حاج سعید حددادیان تقديم به كاربران عزيز
ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار به تفکیک جز (با پسوند MP3 ) تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه شماره ۳ از theme های مذهبی برای سونی اریکسون تقدیم به کاربران عزیز 
مجموعه صوتی گل نرگس (شعر و سرود پیرامون امام زمان عج)کاری از گروه رسایل تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه صوتي-MP3 ناله های فراق گلچين مناجات با امام زمان (عج) با صداي مداحان: ارضي-طاهري- حداديان-هلالي- واعظي-عليمي-ميرداماد-سلحشور
مجموعه سخنرانی
مجموعه ۴۰ زنگ مذهبی برای موبایل تقدیم به کاربران عزیز
جهت ديدن فايل ها كليك كنيد


















































