تبليغاتX

يا ابا صالح المهدي

کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم امام رضا (ع) - موبایل و ........................

با توجه به فرارسیدن میلاد امام رضا (ع) علاوه بر نرم افزار موبایل راهنمای حرم امام رضا (ع) که می تواند شما را برای زیارت حرم ایشان آماده کند کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم نیز به شخصیت نورانی آن حضرت می پردازد که شامل موارد زیر می شود :

- زندگی نامه
- سیره و شخصیت شناسی
- سفرنامه ( از مدینه تا مرو )
- سخنان و احادیث
- دعا های منقول
- متن مناظرات
- داستان هایی از زندگی
- تالیفات
- قابلیت جستجو در متن کتاب
- و ...


کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم امام رضا - www.Ir-Tci.org


 با تشکر از امید تیزکار توسعه دهنده
 دانلود - با حجم 215 کیلوبایت
 پسورد : www.ir-tci.org

zaerin
zaerin
zaerin
zaerin
zaerin
zaerin
zaerin


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 3:35 موضوع موبایل | لینک ثابت


عععععععععععععععععععععععععععید مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک باااااااااد

 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر 
 عید سعید فطر


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:49 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


24 پیام کوتاه برای عید فطر

24 پیام کوتاه برای عید فطر

عید فطر

1- عید فطر روز تولد دوباره انسان است

عطر دل‏انگیز ایمان در دل‏ها به مشام می‏رسد. گلبوته‏های صبر و مبارزه با نفس در جان‏ها شکفته می‏شود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیک‏تر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر است. عید فطر زمان شکفتن گل‏های ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاخ روزه به غبارروبی خانه دل پرداخته‏اند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون رانده‏اند و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کرده‏اند. آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:37 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت


پیامک های عید فطری

عید فطر

پیامک های عید فطری

فرازهایی از دعای و داع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها....

بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...

بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

* التماس دعا*

 

* * * * *

عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

* * * * *

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…

* * * * *

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره…. آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…

* * * * *

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)

* * * * *

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .… اللهم عجل لولیک الفرج

* * * * *

با پایان یافتن ماه رمضان، درهای رحمت خداوند بسته می شوند، مواظب باش لای در گیر نکنی!

* * * * *

به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر، به کسانی که اسمشون سعید هستش، هدیه نمیدن؟

* * * * *

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.

* * * * *

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!

* * * * *

عید فطر

می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟

…تونستی؟…

به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک.

* * * * *

حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!

* * * * *

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

* * * * *

با خوردن اگر حال تو جا می آید

خوش باش که ایام صفا می آید

آماده به حمله باش در این شب عید

وقتی که صدای ربنا می آید

* * * * *

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)

* * * * *

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

* * * * *

خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن!!

* * * * *

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف ازین بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود

عید شما مبارک

* * * * *

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترین ماه الله

* * * * *

عید فطر

خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.. آمین .

* * * * *

حلول ماه عید و شادی مسلمین است.

پایان ماه روزه، برای صائمین است

نشاط و افتخار و شادی و سربلندی

از محک الهی برای مؤمنین است

* * * * *

عید سعید فطر و پایان ماه صیام

بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام

که تا سال آینده، صفا و پاکی دل

حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل

* * * * *


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:35 موضوع موبایل | لینک ثابت


مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج سید مهدی میرداماد

مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج سید مهدی میرداماد ...

Ey Hozoor Ashena

Yatimi Darde Bi Darman

Ali Baba Heydar

Ya Ali

Begoo Ta Boose Az Dastash Bechinam

Khoda Dige Rahat Shodam

Ya Ali Ya Mola



 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 0:18 موضوع بانک صوتي | لینک ثابت


کانون



برنامه آينده :

مراسم پرفيض شب هاي قدر

شب هاي قدر از ساعت 22

شيراز، بلوار زرهي،‌خيابان شهيد آقايي،‌ حسينيه سيدالشهداء
سخنران:
حجت الاسلام انجوي نژاد
همراه با پخش زنده اینترنتی


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت


آهنگ جديد و بسیار زيباي سامي يوسف با نام You Came To Me

آهنگ جديد و بسیار زيباي سامي يوسف با نام  You Came To Me 

( اين آهنگ به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان تهيه شده و به 2 زبان فارسی و انگلیسی میباشد )


دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸ کیلوبایت

دانلود آهنگ با کیفیت ۴۰ کیلوبایت

التماس دعا


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 17:45 موضوع بانک صوتي | لینک ثابت


کتاب الکترونیک حضرت علی - جاوا

با توجه به فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت علی ( ع ) کتاب الکترونیک  با متن کامل نهج البلاغه به همراه  ترجمه آن آماده شده است. از ویژگی ها و قابلیت های این کتاب می توان به موارد زیر اشاره کرد :

- زندگی نامه
- سیره و فضایل
- حکایات و داستان ها
- سخنان و خطبه ها
- قابلیت جستجو


کتاب الکترونیک حضرت علی - www.Ir-Tci.org


 با تشکر از امید تیزکار توسعه دهنده
 دانلود - با حجم 940 کیلوبایت
 پسورد : www.ir-tci.org


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:39 موضوع موبایل | لینک ثابت


مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج محمود کریمی ...

Bastam Shekafe Zakhmat Ra

Ali Emshab Raft Khooneye Dokhtaresh

Ey Dokhtare Azizam Zeynab

Heyf Jaye Madaram khalist

Marde Gharibi Ke Shode Az Donya Khaste

Heydar Safine Do Jahan


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:34 موضوع شب قدر | لینک ثابت


آفتاب سرخ محراب





 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 شهادت حضرت علی علیه السلام 
 
 شهادت حضرت علی علیه السلام
 


محرم عشق
مراسم سینه زنی شب قدر و شهادت اميرالمومنین(ع)(مهدي مختاري): محرم عشقی اگر، دل حرم حیدر است/ چشم کریمان همه، بر کرم حیدر است... به مدت 02:21
| حجم فایل : 1.79 MB |
یاعلی
مراسم سینه زنی شب قدر و شهادت اميرالمومنین(ع)(جواد مقدم): آسمان و محور مینا علیست/ شهسوار تاج کرّمنا علیست. به مدت 12:41
| حجم فایل : 9.37 MB |
مسجد کوفه
مراسم سینه زنی شب قدر و شهادت اميرالمومنین(ع): مسجد کوفه، شده دریای خون/ روی علی شد، به خدا لاله گون. به مدت 08:33
| حجم فایل : 6.34 MB |
آسمون دلم تیره و تاره
مراسم سینه زنی شب قدر و شهادت اميرالمومنین(ع)(محمود كريمي): آسمون دلم تیره و تاره/ نیمه شب وقت خواب بیماره. به مدت 08:01
| حجم فایل : 5.92 MB |
دیگه سحر شد
مراسم سینه زنی شب قدر و شهادت اميرالمومنین(ع)(حميد عليمي): دیگه سحر شد شب غم حیدر. به مدت 07:20

حجم فایل : 5.92 MB |
> انيميشن نور افشاني ضريح حضرت علي (ع) از مجموعه داستانهاي شگفت (منتخب داستانهاي کتاب ارزشمند آيت الله دستغيب)


> گزيده ای از مناجات امیر المومنین (ع)در مسجد کوفه که بصورت کلیپ بازیر نویس فارسی در آمده توسط مداح اهل سماواتی


> نوحه «خداحافظ ای کوفه ای شهر غم ...»، زمان 4 دقيقه و 55 ثانيه، کيفيت برتر


روضه

حاج منصور ارضی
ما مبتلای حیدریم Play Download
بابا جای مادر دور تو می‎گردم Play Download
السلام علیک یا امیرالمومنین Play Download
امشب اومد خونه دخترش Play Download
باران اشک را نگاه دار Play Download

حاج سعید حدادیان
محکوم هجرانم ای دل Play Download
ای کوفه چرا خموشی Play Download
یار و وصی مصطفی، علی Play Download
زینب نگردد خبردار Play Download
مسجد و محراب سرشکسته شده Play Download
دل دیوانه‎ام دیوانه‎تر شد علی Play Download

حاج محمد طاهری
کاش کوفه امشب سحر نداشت Play Download
عباس و حسین کنار بستر علی Play Download
دلم شور می زند بابا Play Download

حاج محمود کریمی
حیدر سفینه دو جهان Play Download
مرد غریبی که شده از دنیا خسته Play Download
حیف جای مادرم خالیست Play Download
ای دختر عزیزم، زینب Play Download
علی امشب رفت خونه دخترش Play Download
بستم شکاف زخمت را Play Download

حاج حسن خلج
مظهر علم و دانش Play Download
بابا اینطوری پلک نزن Play Download
من که جایی ندارم برم Play Download
استخوان تو گلوی مولا Play Download

حاج سید مهدی میرداماد
از خون مولا، محراب مثل دریا Play Download
زخم عمیق به سر Play Download
امشب کسی برای علی گریه می‎کند Play Download

کربلایی حسین سیب سرخی
بیابان نجف را غم گرفته Play Download
وصیت مولا علی Play Download

کربلایی محمدحسین حدادیان
دوباره چشماتو وا کن بابا جون Play Download


نوحه

حاج محمد طاهری
کوفه پر از غصه و غم Play Download

حاج حسین سازور
مسجد کوفه شده دریای خون Play Download
بعد پدر کوفه دگر جای شما نیست Play Download

حاج محمود کریمی
من دیگه رفتنی‎ام Play Download
زینب ز آه و ناله پر کرده دامنش را Play Download
سوی مسجد شد روانه ساقی کوثر Play Download
حق بده امشب بمیرم در کنار پیکرت Play Download
غرق عزای ماتم است کاشانه حیدر Play Download
بار خود بستم، راهیم امشب Play Download

حاج حسن خلج
هزاران جان فدای علی Play Download

حاج سید مهدی میرداماد
خدا دیگه راحت شدم Play Download
یا علی، یا مولا Play Download
عمر علی خورشید روی بوم شده Play Download
ای حضور آشنا Play Download
بگو تا بوسه از دستاش بچینم Play Download
یتیمی درد بی درمان Play Download
علی بابا حیدر Play Download
یا علی حبل المتین Play Download

حاج احمد نیکبختیان
از سر و روی علی خون گشته جاری Play Download
می‎رسد زمزمه، شد بپا همهمه Play Download
ای امید دل شکستگان Play Download
ای یار علی Play Download

حاج ابوالفضل بختیاری
فرشته‎ها تو آسمون می‎گن بیا یار فاطمه Play Download
یا علی قنوت نماز شب زهراست Play Download
دل زینب بی قرار و تنها Play Download
نامت آرام دل و وجودم Play Download
اشک حیدر می‎گه با زینب Play Download

حاج احمد واعظی
وقت سحرگاه در راه داور Play Download
عجب صفایی داره ایوون طلا Play Download
علی کیست؟ Play Download

حاج اسماعیلی
الا ای شوهر مظلوم Play Download

کربلایی حسین سیب سرخی
شب دفن امیرمومنان است Play Download
حیدر حیدر حیدر علی یا حیدر Play Download
دلم گرفته از غصه های حیدر Play Download
پیچیده توی کوچه‎ها صدای ناله علی Play Download
شیر مردان می‎خونه نغمه رفتن Play Download
علی یا حیدر حیدر Play Download

کربلایی محمدحسین حدادیان
بخدا علی غریبه Play Download
بازم از چشم بابا بارون غم می‎باره Play Download
از کین دو تا شد فرق پدر Play Download
عشقت دار و ندارم Play Download


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:29 موضوع شب قدر | لینک ثابت


وصایای امام علی به امام حسن(علیهماالسلام)

پسرم فراوان به ياد مردن باش(3)

حضرت علي عليه السلام

سفارشارت حضرت علي(عليه‎السلام) به امام حسن عليه‎السلام

و چه بسا چيزى را طلبيدى كه اگر به تو مى‏دادند، تباهى دينت را در آن مى‏ديدى. پس پرسشت درباره چيزى باشد كه نيكى آن برايت پايدار ماند، و سختى و رنج آن به كنار، كه نه مال براى تو پايدار است و نه تو براى مال برقرار. و بدان كه تو براى آن جهان آفريده شده‏اى نه براى اين جهان، و براى نيستى نه براى زندگى جاودان، و براى مردن نه زنده بودن. و بدان تو در منزلى هستى كه از آن رخت خواهى بست، و خانه‏اى كه بيش از روزى چند در آن نتوانى نشست، و در راهى هستى كه پايانش آخرت است، و شكار مرگى كه گريزنده از آن نرهد، و آن را كه جويد بدو رسد و از دست ندهد، و ناچار پنجه بر تو خواهد افكند، پس بترس از آن كه تو را بيايد و در حالتى باشى ناخوشايند. با خود از توبه سخن به ميان آورده باشى، و او تو را از آن باز دارد و خويشتن ‏را تباه كرده باشى.

پسركم! فراوان به ياد مردن باش و ياد آنچه با آن برمى‏آيى و آنچه پس از مردن روى بدان نمايى، تا چون بر تو درآيد ساز خويش را آراسته باشى و كمر خود را بسته، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد. مبادا فريفته شوى كه بينى دنيا داران به دنيا دل مى‏نهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مى‏جهند. چه خدا تو را از دنيا خبر داده و دنيا وصف خويش را با تو در ميان نهاده و پرده از زشتي‎هايش برايت گشاده.

همانا دنياپرستان سگانند عوعوكنان، و درندگانند در پى صيد، دوان. برخى را برخى بد آيد، و نيرومندش ناتوان را طعمه خويش نمايد، و بزرگشان بر خرد دست چيرگى گشايد. دسته‏اى اشتران پايبند نهاده، و دسته‏اى ديگر رها و خرد خود را از دست داده. در كار خويش سرگردان، در چراگاه زيان، در بيابانى دشوار گذر روان، نه شبانى كه به كارشان رسد، نه چراننده‏اى كه به چراشان برد، دنيا به راه كورى‏شان راند و ديده‏هاشان را از چراغ هدايت بپوشاند. در بيراهه حيرتش سرگردان، و فرو شده در نعمت آن. دنيا را پروردگار خود گرفته‏اند و دنيا با آنان به بازى پرداخته و آنان سرگرم بازى دنيا و آنچه را پس آن است فراموش ساخته.

پسركم! فراوان به ياد مردن باش و ياد آنچه با آن برمى‏آيى و آنچه پس از مردن روى بدان نمايى، تا چون بر تو درآيد ساز خويش را آراسته باشى و كمر خود را بسته، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد. مبادا فريفته شوى كه بينى دنياداران به دنيا دل مى‏نهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مى‏جهند.

باش تا پرده تاريكى بگشايد كه ‏[گويى راه سفر بريده است‏] و كاروان به منزل رسيده، و آن كه بشتابد، بود كه كاروان را دريابد، و بدان! كسى كه مركبش روز و شب است او را براند هر چند وى ايستاده ماند، و راه را بپيمايد، هر چند كه بر جاى بود و راحت نمايد. و به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت، و از اجل روى نتوانى برتافت، و به راه كسى هستى كه پيش از تو مى‏شتافت. پس آنچه را مى‏خواهى آسان‏ گير و در آنچه به دست مى‏كنى طريق نيك را بپذير.

«چه بسا جستجو كه به از دست شدن مايه كشاند» و هر جوينده روزى نيابد و هر آهسته رو محروم نماند. نفس خود را از هر پستى، گرامى‏ دار، هر چند تو را بدانچه خواهانى رساند، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مى‏نهى، هرگز به تو برنگرداند. بنده ديگرى مباش حالى كه خدايت آزاد آفريده، در آن نيكى كه جز با بدى به دست نيايد و آن توانگرى كه جز با سختى و خوارى بدان نرسند، كسى چه خوبى ‏ديده؟

و بپرهيز از اين كه مركب‏هاى طمع تو را برانند، و به آبشخورهاى هلاكت رسانند، و اگر توانى ميان خود و خدا، خداوند نعمتى را حجاب نگردانى، چنان كن كه دانى، چه تو بهره‏هاى خود را بيابى و حصه خويش را بگيرى و محروم نمانى، و اندك نعمت از جانب خداى سبحان بزرگتر و گرامي‎تر است از بسيار آفريدگان، هر چند همه از اوست اندك يا فراوان.

و جبران آنچه به نگفتن به دست نياورده‏اى آسانتر بود تا تدارك آنچه به گفتن از دست داده‏اى، كه نگاهدارى آنچه در آوند است، به استوار بستن آن به بند است، و نگاه داشتن آنچه به دستهايت دارى دوست‏تر دارم تا به گرفتن آنچه در دست ديگرى است دست پيش آرى. و تلخى نوميدى بهتر تا از اين و آن طلبيدن، و ورزيدن با پارسايى بهتر تا بى‏نيازى و به گناه آلوده گرديدن.

و مرد بهتر از هر كس نگهبان راز خويش است و بسا كوشنده كه براى زيانى كوشد كه او را در پيش است. آن كه پر گويد ياوه سر است، و آن كه بينديشد بيناست. با نيكان بنشين تا از آنان به حساب آيى و از بدان بپرهيز تا در شمار ايشان در نيايى. بد خوراكى است كه از حرام به دست شود، و ستم بر ناتوان زشت‏ترين ستم بود. جايى كه مدارا درشتى به حساب آيد به جاى مدارا درشتى بايد، بسا كه دارو بيمارى شود و درد درمان گردد.

تلخى نوميدى بهتر تا از اين و آن طلبيدن، و ورزيدن با پارسايى بهتر تا بى‏نيازى و به گناه آلوده گرديدن.

بسا اندرز دهد آن كه از او اندرز نپايند، و خيانت كند آنكه پى اندرز نزد او آيند، و بپرهيز از تكيه كردنت بر آرزوها كه آن كالاى احمقان است، و خرد به خاطر سپردن تجربه‏هاست و بهتر چيز كه آزمودى آن بود كه پند تو در آن است. فرصت را غنيمت دان پيش از آنكه از دست رود و اندوهى گلوگير شود. هر خواهنده به مقصود نرسد و هر رفته باز نگردد. از جمله زيان‏ها توشه رفتن فراهم نياوردن است و آخرت را تباه كردن. هر كارى را پايانى بود و آنچه برايت مقدر شده زودا كه به تو رسد. سوداگر به خطر افكننده خويش است، و بسا اندك كه بالنده‏تر از بيش است. نه در ياور بي‎مقدار سودى بود و نه در دوست به تهمت گرفتار.

چندانكه زمانه رام توست آن را آسان گير و به اميد بيشتر، خطر را بر خود مپذير، و بپرهيز از آن كه ستيزه‏جويى چون اسب سركش تو را بردارد [و به گرداب هلاكت درآرد]. چون برادرت از تو ببرد خود را به پيوند با او وادار، و چون روى بگرداند، مهربانى پيش آر، و چون بخل ورزد از بخشش دريغ مدار، و هنگام دورى كردنش از نزديك شدن، و به وقت سختگيرى‏اش از نرمى كردن، و به هنگام گناهش از عذر خواستن. چنانكه گويى تو بنده اويى، و چونان كه او تو را نعمت داده ‏[و حقى برگردنت نهاده‏]، و مبادا اين نيكى را آنجا كنى كه نبايد، يا درباره آن كس كه نشايد. دشمن دوستت را دوست مگير تا دوستت را دشمن نباشى، و در پندى كه به برادرت مى‏دهى ‏[نيك بود يا زشت‏] بايد با اخلاص باشى. خشم خود را اندك اندك بياشام كه من جرعه‏اى شيرين‏تر از آن نوشيدم و پايانى گواراتر از آن نديدم.

نرمى كن بدان كه با تو درشتى كند، باشد كه به زودى نرم شود. با دشمن خويش به بخشش رفتار كن كه آن شيرين‏ترين دو پيروزى است ‏[انتقام از او كشيدن يا بروى بخشيدن‏]. اگر خواستى از برادرت ببرى، جايى براى ‏[دوستى‏] او نزد خود باقى گذار كه اگر روزى بر وى آشكار گرديد، بدان وسيلت بدان تواند رسيد.

كسى كه به تو گمان نيك برد [با كرده نيك‏] گمانش را راست كن. و حق برادرت را به اعتماد دوستى كه با او دارى ضايع مگردان، چه آن كس كه حق او را ضايع كرده‏اى برادرت به حساب نمى‏آمد. و مبادا با كسانت رفتارى كنى كه بدبخت‏ترين مردم نسبت به تو باشند. در آن كه تو را نخواهد دل مبند، و مبادا برادرت را در پيوند با تو گسستن عذرى بود قويتر از تو در پيوند با او بستن، و مبادا در بدى رساندن بهانه‏اى‏اش باشد قويتر از تو در نيكويى كردن. و ستم آن كه بر تو ستم كند در ديده‏ات بزرگ نيايد، چه او در زيان خود و سود تو كوشش نمايد، و پاداش آن كه تو را شاد كند آن نيست كه با وى بدى كنى.

دشمن دوستت را دوست مگير تا دوستت را دشمن نباشى، و در پندى كه به برادرت مى‏دهى ‏[نيك بود يا زشت‏] بايد با اخلاص باشى. خشم خود را اندك اندك بياشام كه من جرعه‏اى شيرين‏تر از آن نوشيدم و پايانى گواراتر از آن نديدم.

بدان پسركم كه روزى دو تاست، آن كه آن را بجويى، و آنكه، تو را جويد. و اگر نزد آن نروى راه را به سوى تو پويد. چه زشت است فروتنى هنگام نيازمندى، و درشتى به وقت بى‏نيازى. بهره تو از دنيا همان است كه‏ آبادانى خانه آخرتت بدان است. اگر بدانچه از دستت رفته مى‏زارى، پس زارى كن به همه آنچه در دست ندارى. از آنچه نبوده است بر آنچه بوده دليل گير، كه كارها همانندند و يكديگر را نظير. از آنان مباش كه پند سودشان ندهد جز با بسيار آزردن، كه خردمند پند به ادب گيرد و چارپا با تازيانه خوردن.

اندوه‏ها را كه به تو روى آرد از خود دور گردان، با دل نهادن بر شكيبايى و اعتقاد بى‏گمان. آن كه از عدالت بگرديد به ستم گراييد. يار به منزلت خويشاوند است، و دوست كسى است كه در نهان به آيين دوستى پاى‏بند است، و هواى نفس را با رنج پيوند است. بسا نزديك كه از دور دورتر است، و بسا دور كه از نزديك نزديكتر. و بيگانه كسى است كه او را دوستى نيست.

آن كه پاى از حق برون نهد راه بر او تنگ شود. هر كه اندازه خود بداند حرمتش باقى ماند. استوارترين رشته‏اى كه رشته‏اى است كه ميان تو و خداست. آن كه در كار تو نپايد، دشمنت به حساب آيد. آنجا كه طمع به هلاكت كشاند، نوميد ماندن از نرسيدن به مقصود چون رسيدن بدان ماند. نه هر رخنه‏اى را آشكار توان ديد و نه بر هر فرصتى توان رسيد. بود كه بينا به خطا افتد و كور به مقصد خود رسد. بدى را واپس افكن چه هر گاه خواهى توانى شتافت، و بدان دست خواهى يافت. و از نادان گسستن چنان است كه به دانا پيوستن، و آن كه از زمانه ايمن نشيند، خيانت آن بيند. و آن كه زمانه را بزرگ داند وى را خوار گرداند. نه هر كه تير پراند به نشانه رساند. چون انديشه سلطان بگردد زمانه دگرگون شود. پيش از اين كه به راه افتى بپرس كه همراهت كيست، و پيش از [گرفتن‏] خانه ببين كه با كدام ‏[همسايه‏] خواهى زيست.

بدان تو در منزلى هستى كه از آن رخت خواهى بست، و خانه‏اى كه بيش از روزى چند در آن نتوانى نشست، و در راهى هستى كه پايانش آخرت است، و شكار مرگى كه گريزنده از آن نرهد.

بپرهيز از آنكه در سخنت چيزى خنده‏آور آرى، هر چند آن را از جز خود به گفتار در آرى. بپرهيز از راى زدن با زنان كه سست رايند، و در تصميم گرفتن ناتوان، و در پرده‏شان نگاه‏دار تا ديده‏شان به نامحرمان نگريستن نيارد. كه سخت در پرده بودن، آنان را از [هر گزند] بهتر نگاه دارد، و برون رفتنشان از خانه بدتر نيست از بيگانه كه بدو اطمينان ندارى و او را نزد آنان در آرى. و اگر توانى چنان كنى كه جز تو را نشناسند، روا دار، و كارى كه برون از توانايى زن است به دستش مسپار، كه زن گل بهارى است لطيف و آسيب‏پذير، نه پهلوانى است كارفرما و در هر كار دلير، و مبادا در گرامى داشت ‏[او خود را] از حد بگذرانى يا او را به طمع افكنى و به ميانجى ديگرى وادار گردانى.

و بپرهيز از رشك نابجا كه آن درستكار را به نادرستى كشاند و پاكدامن را به بدگمانى خواند، و هر يك از خدمتكارانت را كارى به عهده بگذارد و آنان را بدان كار بگمار تا هر يك وظيفه خويش بگذارد و كار را به عهده ديگرى نگذارد، و خويشاوندانت را گرامى بدار كه آنان چون بال تواند كه بدان پرواز مى‏كنى، و ريشه تواند كه به آن باز مى‏گردى، و دست تو كه بدان حمله مى‏آورى. دين و دنياى تو را به خدا مى‏سپارم، و بهترين داورى را از وى براى تو درخواست دارم. امروز و هر زمان هم در اين جهان، و هم در آن جهان. و السلام.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:10 موضوع شب قدر | لینک ثابت


مفهوم حقیقى نماز

مفهوم حقیقى نماز

نماز

جابر بن عبدالله انصارى گوید:

روزى به همراه مولاى متقیان، امام على(علیه‎السلام) بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‎دانى كه چگونه و براى چه مى‎باشد؟

اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حق آن كسى كه محمد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوت مبعوث گردانید، نماز داراى تاویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.

دوّمین تكبیر یعنى؛ خداوند، موصوف به حركت و سكون نمى‎باشد.

سوّمین تكبیر یعنى؛ این كه نمى‎توان او را به جسمى تشبیه كرد.

چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‎شود.

پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى‎كند.

ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى ابعاد و جوارح نیست .

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى ركوع آن است كه مى‎گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‎ام و از آن دست برنمى‎دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‎دارى و مى‎گویى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» ؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‎اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستىِ مطلق تویى .

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده‎اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‎اى .

و همین كه دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمى‎گردانى؛ و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‎گردانى .

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او (علیهم صلوات الله) مى‎باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:6 موضوع شب قدر | لینک ثابت


علت شهادت حضرت علی(سلام الله علیه)

علت شهادت حضرت علی(سلام الله علیه)

امام علی

پس از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابوموسى اشعرى براى حكمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج كه حضرت على(علیه‎السلام) را تكفیر كرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهى، سه نفر از والیان و سران حكومتى را ترور نمایند.

یكى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود كه ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیه‎السلام) را در كوفه؛ و دیگرى بَرك بن عبدالله كه او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بكر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت .

و بعد از آن كه هر سه منافق، هم قسم شدند كه یا كشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر كدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند.

و عبدالرّحمن پس از آن وارد كوفه شد، روزى در یكى از كوچه‎هاى كوفه، زنى را به نام قُطّام كه پدرش در جنگ نهروان كشته شده بود ملاقات كرد.

و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاكراتى با او براى خواستگارى كرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.

قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مى‎كنم كه سه هزار درهم و یك غلام مهریه‎ام قرار دهى، مشروط بر آن كه علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى .

عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مى‎پذیرم؛ لیكن مرا از قتل علىّ معاف دار.

قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مى‎خواهى به كام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد.

عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به كوفه نیامده‎ام، مگر به همین منظور. (1)

پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شكلى آرایش و زینت مى‎كرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوه‎گرى مى‎پرداخت تا آن كه او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.

و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعله‎ور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با هم‎پیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد كوفه وارد گشت .

و هنگامى كه نماز صبح به امامت حضرت على(علیه‎السلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى كه سر از سجده برمى‎داشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى كشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.

در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار كعبه، رستگار و سعادتمند شدم.(2)

بعد از آن، حضرت را با فرق شكافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشكان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یكى از آنان پزشكى بود به نام اثیر بن عمرو سكونى، كه بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید.

اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتى نگران چشم به پزشك دوخته كه چه مى‎گوید؛ و نتیجه چه خواهد شد.

پس از آن كه پزشك نگاهى به جراحت آن حضرت كرد، گفت: گوسفندى را ذبح نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید.

وقتى آن را آوردند، پزشك رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شكاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظه‎اى درنگ نمود، در حالتى كه تمامى افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مى‎كردند.

سپس شكاف سر را باز كرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب به حضرت كرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما، چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت كرده؛ و راهى براى معالجه آن نیست.(3)

لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه‎السلام) فرمود: پسرم! اگر من خوب شدم، خودم آنچه را كه صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام مى‎دهم .

و چنانچه خوب نشدم و از دنیا رفتم، سعى كنید به او سخت نگیرید و در قصاص تجاوز نكنید، چون او یك ضربت شمشیر زده است شما هم حق ندارید بیش از یك ضربت به او بزنید.


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:4 موضوع شب قدر | لینک ثابت


وصيت‎نامه حضرت علي(عليه‎السلام) در آخرين لحظات عمر

وصيت‎نامه حضرت علي(عليه‎السلام)

در آخرين لحظات عمر

ضريح مطهر حضرت علي عليه السلام

از وصاياى حضرت علي(عليه‎السلام) در واپسين دم حيات مى‎توان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود.

بسم الله الرحمن الرحيم 

اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مى‎كند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مى‎دهد و اقرار مى‎كند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شده‎ام و از تسليم شدگان اويم .

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد را به امور ذيل توصيه و سفارش مى‎كنم :

1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.

2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مى‎كند، فساد و اختلاف است .

3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مى‎كند.

4- خدا را! خدا را!  درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.

5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مى‎خواهند آنها را در ارث شريك كند.

6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.

امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آنها برآورده نخواهد شد.

7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پايه دين شماست .

8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.

9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.

10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مى‎كند.

11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.

12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره آنها سفارش كرده است .

13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آنها را در زندگى شريك خود سازيد.

14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اينها بود.

15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.

16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد چنانكه قرآن دستور داده است .

17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آنها برآورده نخواهد شد.

18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كناره‎گيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.

19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مى‎شود، بپرهيزيد.

در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.

20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است .

خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مى‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... .(1)  

از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على(عليه‎السلام) بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟

مى‎فرمايد: بعضى مى‎گويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي(عليه‎السلام) لحظه‎اى بيهوش شد و چون به هوش آمد ديگر سخنى جز لا اله الا الله از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.

چنانكه بعضى ديگر گفته‎اند:(2) آخرين فرمايش ايشان اين آيه شريفه بود: و من يعمل مثقال ذره خيراً يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره.(3)

البته گروهى ديگر ذكر كرده‎اند(4) كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه المثل هذا لليعمل العاملون،(5) يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (6) يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مى‎كنند. آنگاه در واپسين دم حيات فرمود: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:2 موضوع شب قدر | لینک ثابت


چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام)

چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام)

حضرت علی علیه السلام

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ‎نویسان پیشین یكسان نیست. در حالى كه طبرى و ابن سعد و دیگران نوشته‏اند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانى كه به مسجد مى‏رسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبى كه تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخى كه در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم كه هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق مى‏باشد. وى چنین مى‏نویسد:

«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على(علیه‎السلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مى‏كرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز كرد ، به ركوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى كه عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان كشته شد.»(1)

بلاذرى به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الكعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من‏ یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.»(2)

روایت‎هاى شیعى و برخى از روایت‎هاى اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.

بهرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت كه قاتل را دستگیر كرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:

ـ «پسر ملجمى؟»

ـ «آرى!»

ـ «حسن او را سیر كن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى كنم و اگر زنده ماندم یا مى‏بخشم یا قصاص مى‏كنم.»

ابن سعد نوشته است امام فرمود:

ـ «بدو خوراك نیكو دهید و در جاى نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزى كه على مردم را براى بیعت مى‏خواند ابن ملجم دوبار براى بیعت پیش آمد و على او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد كرد. امام در آخرین لحظه‏هاى زندگى فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت كرد:

«شما را سفارش مى‏كنم به ترسیدن از خدا، و این كه دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید. و دریغ مخورید بر چیزى از آن كه به دستتان نیاید و حق را بگویید، و براى پاداش ‏[آن جهان‏] كار كنید و با ستمكار در پیكار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من بدو رسد سفارش می‎كنم به ترس از خدا و آراستن كارها و آشتى با یكدیگر، كه من از جد شما شنیدم، می‎گفت: آشتى دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.»

خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید.  خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید كه سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مى‏فرمود چندان كه گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود.

خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حكم آن.

خدا را، خدا را، درباره نماز كه ستون دین شماست.

خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالى مگذارید، چندانكه در این جهان ماندگارید كه اگر [حرمت‏] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.

خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال‎هاتان و به جان‎هاتان و زبان‎هاتان، بر شما باد به یكدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

امر به معروف و نهى از منكر را وامگذارید تا بدترین شما حكمرانى شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا كنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‏اید و دست‎ها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را كشته‏اند. بدانید جز كشنده من نباید كسى به خون من كشته شود.

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یك ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید كه من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم مى‏فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(3)

اندك اندك آرزوى او تحقق مى‏یافت و بدانچه مى‏خواست نزدیك مى‏شد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و مى‏گفت:

«خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»

على(علیه‎السلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بى‏یاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندك اندك از آن ربودند، چندانكه چیزى از آن بر جاى نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جاى خود را می‎دارد تا خدا كى خواهد كه زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس كه پر از ستم و جور شده است.

چون على(علیه‎السلام) را به خاك سپردند. امام حسن(علیه‎السلام) به منبر رفت و گفت:

«مردم! مردى از میان شما رفت كه از پیشینیان و پسینیان كسى به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو می‎داد و به رزمگاهش می‎فرستاد و جز با پیروزى باز نمى‏گشت. جبرئیل از سوى راست او بود و میكائیل از سوى چپش. جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مى‏خواست با آن خادم بخرد.»(4)

جز وصیت كوتاهى كه نوشته شد، از امام وصیت‏هاى دیگرى نیز در سندهاى قدیمى دیده مى‏شود. برخى از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخى را پس از آن كه متوجه دیدار خدا گردید.


 

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:0 موضوع شب قدر | لینک ثابت