با توجه به فرارسیدن میلاد امام رضا (ع) علاوه بر نرم افزار موبایل راهنمای حرم امام رضا (ع) که می تواند شما را برای زیارت حرم ایشان آماده کند کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم نیز به شخصیت نورانی آن حضرت می پردازد که شامل موارد زیر می شود :
- زندگی نامه
- سیره و شخصیت شناسی
- سفرنامه ( از مدینه تا مرو )
- سخنان و احادیث
- دعا های منقول
- متن مناظرات
- داستان هایی از زندگی
- تالیفات
- قابلیت جستجو در متن کتاب
- و ...

با تشکر از امید تیزکار توسعه دهنده
دانلود - با حجم 215 کیلوبایت
پسورد : www.ir-tci.org
![]() |
|
|
|
|
|
![]() |
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 3:35 موضوع موبایل | لینک ثابت
| ||||||||||||||||
| |
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:49 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت
24 پیام کوتاه برای عید فطر
1- عید فطر روز تولد دوباره انسان است
عطر دلانگیز ایمان در دلها به مشام میرسد. گلبوتههای صبر و مبارزه با نفس در جانها شکفته میشود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیکتر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر است. عید فطر زمان شکفتن گلهای ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاخ روزه به غبارروبی خانه دل پرداختهاند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون راندهاند و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کردهاند. آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است.
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:37 موضوع مناسبت های ویژه(همراه صوت) | لینک ثابت
پیامک های عید فطری
فرازهایی از دعای و داع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها....
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*
* * * * *
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
* * * * *
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…
* * * * *
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره…. آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…
* * * * *
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)
* * * * *
و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .… اللهم عجل لولیک الفرج
* * * * *
با پایان یافتن ماه رمضان، درهای رحمت خداوند بسته می شوند، مواظب باش لای در گیر نکنی!
* * * * *
به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر، به کسانی که اسمشون سعید هستش، هدیه نمیدن؟
* * * * *
عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.
* * * * *
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه
با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!
* * * * *
…تونستی؟…
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک.
* * * * *
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!
* * * * *
این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
* * * * *
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید
* * * * *
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)
* * * * *
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
* * * * *
خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن!!
* * * * *
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک
* * * * *
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله
* * * * *
خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.. آمین .
* * * * *
حلول ماه عید و شادی مسلمین است.
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است
* * * * *
عید سعید فطر و پایان ماه صیام
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
* * * * *
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:35 موضوع موبایل | لینک ثابت
مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج سید مهدی میرداماد ...

Begoo Ta Boose Az Dastash Bechinam
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 0:18 موضوع بانک صوتي | لینک ثابت
آهنگ جديد و بسیار زيباي سامي يوسف با نام You Came To Me
( اين آهنگ به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان تهيه شده و به 2 زبان فارسی و انگلیسی میباشد )

دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸ کیلوبایت
دانلود آهنگ با کیفیت ۴۰ کیلوبایت
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 17:45 موضوع بانک صوتي | لینک ثابت
با توجه به فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت علی ( ع ) کتاب الکترونیک با متن کامل نهج البلاغه به همراه ترجمه آن آماده شده است. از ویژگی ها و قابلیت های این کتاب می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- زندگی نامه
- سیره و فضایل
- حکایات و داستان ها
- سخنان و خطبه ها
- قابلیت جستجو

با تشکر از امید تیزکار توسعه دهنده
دانلود - با حجم 940 کیلوبایت
پسورد : www.ir-tci.org
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:39 موضوع موبایل | لینک ثابت
مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج محمود کریمی ...
Ali Emshab Raft Khooneye Dokhtaresh
Marde Gharibi Ke Shode Az Donya Khaste

نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:34 موضوع شب قدر | لینک ثابت
| ||||||||||||||||||||||
|
روضه
| ما مبتلای حیدریم | Play | Download | |
| بابا جای مادر دور تو میگردم | Play | Download | |
| السلام علیک یا امیرالمومنین | Play | Download | |
| امشب اومد خونه دخترش | Play | Download | |
| باران اشک را نگاه دار | Play | Download |
| محکوم هجرانم ای دل | Play | Download | |
| ای کوفه چرا خموشی | Play | Download | |
| یار و وصی مصطفی، علی | Play | Download | |
| زینب نگردد خبردار | Play | Download | |
| مسجد و محراب سرشکسته شده | Play | Download | |
| دل دیوانهام دیوانهتر شد علی | Play | Download |
| کاش کوفه امشب سحر نداشت | Play | Download | |
| عباس و حسین کنار بستر علی | Play | Download | |
| دلم شور می زند بابا | Play | Download |
| حیدر سفینه دو جهان | Play | Download | |
| مرد غریبی که شده از دنیا خسته | Play | Download | |
| حیف جای مادرم خالیست | Play | Download | |
| ای دختر عزیزم، زینب | Play | Download | |
| علی امشب رفت خونه دخترش | Play | Download | |
| بستم شکاف زخمت را | Play | Download |
| مظهر علم و دانش | Play | Download | |
| بابا اینطوری پلک نزن | Play | Download | |
| من که جایی ندارم برم | Play | Download | |
| استخوان تو گلوی مولا | Play | Download |
| از خون مولا، محراب مثل دریا | Play | Download | |
| زخم عمیق به سر | Play | Download | |
| امشب کسی برای علی گریه میکند | Play | Download |
| بیابان نجف را غم گرفته | Play | Download | |
| وصیت مولا علی | Play | Download |
| دوباره چشماتو وا کن بابا جون | Play | Download |
نوحه
| کوفه پر از غصه و غم | Play | Download |
| مسجد کوفه شده دریای خون | Play | Download | |
| بعد پدر کوفه دگر جای شما نیست | Play | Download |
| من دیگه رفتنیام | Play | Download | |
| زینب ز آه و ناله پر کرده دامنش را | Play | Download | |
| سوی مسجد شد روانه ساقی کوثر | Play | Download | |
| حق بده امشب بمیرم در کنار پیکرت | Play | Download | |
| غرق عزای ماتم است کاشانه حیدر | Play | Download | |
| بار خود بستم، راهیم امشب | Play | Download |
| هزاران جان فدای علی | Play | Download |
| خدا دیگه راحت شدم | Play | Download | |
| یا علی، یا مولا | Play | Download | |
| عمر علی خورشید روی بوم شده | Play | Download | |
| ای حضور آشنا | Play | Download | |
| بگو تا بوسه از دستاش بچینم | Play | Download | |
| یتیمی درد بی درمان | Play | Download | |
| علی بابا حیدر | Play | Download | |
| یا علی حبل المتین | Play | Download |
| از سر و روی علی خون گشته جاری | Play | Download | |
| میرسد زمزمه، شد بپا همهمه | Play | Download | |
| ای امید دل شکستگان | Play | Download | |
| ای یار علی | Play | Download |
| فرشتهها تو آسمون میگن بیا یار فاطمه | Play | Download | |
| یا علی قنوت نماز شب زهراست | Play | Download | |
| دل زینب بی قرار و تنها | Play | Download | |
| نامت آرام دل و وجودم | Play | Download | |
| اشک حیدر میگه با زینب | Play | Download |
| وقت سحرگاه در راه داور | Play | Download | |
| عجب صفایی داره ایوون طلا | Play | Download | |
| علی کیست؟ | Play | Download |
| الا ای شوهر مظلوم | Play | Download |
| شب دفن امیرمومنان است | Play | Download | |
| حیدر حیدر حیدر علی یا حیدر | Play | Download | |
| دلم گرفته از غصه های حیدر | Play | Download | |
| پیچیده توی کوچهها صدای ناله علی | Play | Download | |
| شیر مردان میخونه نغمه رفتن | Play | Download | |
| علی یا حیدر حیدر | Play | Download |
| بخدا علی غریبه | Play | Download | |
| بازم از چشم بابا بارون غم میباره | Play | Download | |
| از کین دو تا شد فرق پدر | Play | Download | |
| عشقت دار و ندارم | Play | Download |
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:29 موضوع شب قدر | لینک ثابت

سفارشارت حضرت علي(عليهالسلام) به امام حسن عليهالسلام
و چه بسا چيزى را طلبيدى كه اگر به تو مىدادند، تباهى دينت را در آن مىديدى. پس پرسشت درباره چيزى باشد كه نيكى آن برايت پايدار ماند، و سختى و رنج آن به كنار، كه نه مال براى تو پايدار است و نه تو براى مال برقرار. و بدان كه تو براى آن جهان آفريده شدهاى نه براى اين جهان، و براى نيستى نه براى زندگى جاودان، و براى مردن نه زنده بودن. و بدان تو در منزلى هستى كه از آن رخت خواهى بست، و خانهاى كه بيش از روزى چند در آن نتوانى نشست، و در راهى هستى كه پايانش آخرت است، و شكار مرگى كه گريزنده از آن نرهد، و آن را كه جويد بدو رسد و از دست ندهد، و ناچار پنجه بر تو خواهد افكند، پس بترس از آن كه تو را بيايد و در حالتى باشى ناخوشايند. با خود از توبه سخن به ميان آورده باشى، و او تو را از آن باز دارد و خويشتن را تباه كرده باشى.
پسركم! فراوان به ياد مردن باش و ياد آنچه با آن برمىآيى و آنچه پس از مردن روى بدان نمايى، تا چون بر تو درآيد ساز خويش را آراسته باشى و كمر خود را بسته، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد. مبادا فريفته شوى كه بينى دنيا داران به دنيا دل مىنهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مىجهند. چه خدا تو را از دنيا خبر داده و دنيا وصف خويش را با تو در ميان نهاده و پرده از زشتيهايش برايت گشاده.
همانا دنياپرستان سگانند عوعوكنان، و درندگانند در پى صيد، دوان. برخى را برخى بد آيد، و نيرومندش ناتوان را طعمه خويش نمايد، و بزرگشان بر خرد دست چيرگى گشايد. دستهاى اشتران پايبند نهاده، و دستهاى ديگر رها و خرد خود را از دست داده. در كار خويش سرگردان، در چراگاه زيان، در بيابانى دشوار گذر روان، نه شبانى كه به كارشان رسد، نه چرانندهاى كه به چراشان برد، دنيا به راه كورىشان راند و ديدههاشان را از چراغ هدايت بپوشاند. در بيراهه حيرتش سرگردان، و فرو شده در نعمت آن. دنيا را پروردگار خود گرفتهاند و دنيا با آنان به بازى پرداخته و آنان سرگرم بازى دنيا و آنچه را پس آن است فراموش ساخته.
باش تا پرده تاريكى بگشايد كه [گويى راه سفر بريده است] و كاروان به منزل رسيده، و آن كه بشتابد، بود كه كاروان را دريابد، و بدان! كسى كه مركبش روز و شب است او را براند هر چند وى ايستاده ماند، و راه را بپيمايد، هر چند كه بر جاى بود و راحت نمايد. و به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت، و از اجل روى نتوانى برتافت، و به راه كسى هستى كه پيش از تو مىشتافت. پس آنچه را مىخواهى آسان گير و در آنچه به دست مىكنى طريق نيك را بپذير.
«چه بسا جستجو كه به از دست شدن مايه كشاند» و هر جوينده روزى نيابد و هر آهسته رو محروم نماند. نفس خود را از هر پستى، گرامى دار، هر چند تو را بدانچه خواهانى رساند، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مىنهى، هرگز به تو برنگرداند. بنده ديگرى مباش حالى كه خدايت آزاد آفريده، در آن نيكى كه جز با بدى به دست نيايد و آن توانگرى كه جز با سختى و خوارى بدان نرسند، كسى چه خوبى ديده؟
و بپرهيز از اين كه مركبهاى طمع تو را برانند، و به آبشخورهاى هلاكت رسانند، و اگر توانى ميان خود و خدا، خداوند نعمتى را حجاب نگردانى، چنان كن كه دانى، چه تو بهرههاى خود را بيابى و حصه خويش را بگيرى و محروم نمانى، و اندك نعمت از جانب خداى سبحان بزرگتر و گراميتر است از بسيار آفريدگان، هر چند همه از اوست اندك يا فراوان.
و جبران آنچه به نگفتن به دست نياوردهاى آسانتر بود تا تدارك آنچه به گفتن از دست دادهاى، كه نگاهدارى آنچه در آوند است، به استوار بستن آن به بند است، و نگاه داشتن آنچه به دستهايت دارى دوستتر دارم تا به گرفتن آنچه در دست ديگرى است دست پيش آرى. و تلخى نوميدى بهتر تا از اين و آن طلبيدن، و ورزيدن با پارسايى بهتر تا بىنيازى و به گناه آلوده گرديدن.
و مرد بهتر از هر كس نگهبان راز خويش است و بسا كوشنده كه براى زيانى كوشد كه او را در پيش است. آن كه پر گويد ياوه سر است، و آن كه بينديشد بيناست. با نيكان بنشين تا از آنان به حساب آيى و از بدان بپرهيز تا در شمار ايشان در نيايى. بد خوراكى است كه از حرام به دست شود، و ستم بر ناتوان زشتترين ستم بود. جايى كه مدارا درشتى به حساب آيد به جاى مدارا درشتى بايد، بسا كه دارو بيمارى شود و درد درمان گردد.
بسا اندرز دهد آن كه از او اندرز نپايند، و خيانت كند آنكه پى اندرز نزد او آيند، و بپرهيز از تكيه كردنت بر آرزوها كه آن كالاى احمقان است، و خرد به خاطر سپردن تجربههاست و بهتر چيز كه آزمودى آن بود كه پند تو در آن است. فرصت را غنيمت دان پيش از آنكه از دست رود و اندوهى گلوگير شود. هر خواهنده به مقصود نرسد و هر رفته باز نگردد. از جمله زيانها توشه رفتن فراهم نياوردن است و آخرت را تباه كردن. هر كارى را پايانى بود و آنچه برايت مقدر شده زودا كه به تو رسد. سوداگر به خطر افكننده خويش است، و بسا اندك كه بالندهتر از بيش است. نه در ياور بيمقدار سودى بود و نه در دوست به تهمت گرفتار.
چندانكه زمانه رام توست آن را آسان گير و به اميد بيشتر، خطر را بر خود مپذير، و بپرهيز از آن كه ستيزهجويى چون اسب سركش تو را بردارد [و به گرداب هلاكت درآرد]. چون برادرت از تو ببرد خود را به پيوند با او وادار، و چون روى بگرداند، مهربانى پيش آر، و چون بخل ورزد از بخشش دريغ مدار، و هنگام دورى كردنش از نزديك شدن، و به وقت سختگيرىاش از نرمى كردن، و به هنگام گناهش از عذر خواستن. چنانكه گويى تو بنده اويى، و چونان كه او تو را نعمت داده [و حقى برگردنت نهاده]، و مبادا اين نيكى را آنجا كنى كه نبايد، يا درباره آن كس كه نشايد. دشمن دوستت را دوست مگير تا دوستت را دشمن نباشى، و در پندى كه به برادرت مىدهى [نيك بود يا زشت] بايد با اخلاص باشى. خشم خود را اندك اندك بياشام كه من جرعهاى شيرينتر از آن نوشيدم و پايانى گواراتر از آن نديدم.
نرمى كن بدان كه با تو درشتى كند، باشد كه به زودى نرم شود. با دشمن خويش به بخشش رفتار كن كه آن شيرينترين دو پيروزى است [انتقام از او كشيدن يا بروى بخشيدن]. اگر خواستى از برادرت ببرى، جايى براى [دوستى] او نزد خود باقى گذار كه اگر روزى بر وى آشكار گرديد، بدان وسيلت بدان تواند رسيد.
كسى كه به تو گمان نيك برد [با كرده نيك] گمانش را راست كن. و حق برادرت را به اعتماد دوستى كه با او دارى ضايع مگردان، چه آن كس كه حق او را ضايع كردهاى برادرت به حساب نمىآمد. و مبادا با كسانت رفتارى كنى كه بدبختترين مردم نسبت به تو باشند. در آن كه تو را نخواهد دل مبند، و مبادا برادرت را در پيوند با تو گسستن عذرى بود قويتر از تو در پيوند با او بستن، و مبادا در بدى رساندن بهانهاىاش باشد قويتر از تو در نيكويى كردن. و ستم آن كه بر تو ستم كند در ديدهات بزرگ نيايد، چه او در زيان خود و سود تو كوشش نمايد، و پاداش آن كه تو را شاد كند آن نيست كه با وى بدى كنى.
بدان پسركم كه روزى دو تاست، آن كه آن را بجويى، و آنكه، تو را جويد. و اگر نزد آن نروى راه را به سوى تو پويد. چه زشت است فروتنى هنگام نيازمندى، و درشتى به وقت بىنيازى. بهره تو از دنيا همان است كه آبادانى خانه آخرتت بدان است. اگر بدانچه از دستت رفته مىزارى، پس زارى كن به همه آنچه در دست ندارى. از آنچه نبوده است بر آنچه بوده دليل گير، كه كارها همانندند و يكديگر را نظير. از آنان مباش كه پند سودشان ندهد جز با بسيار آزردن، كه خردمند پند به ادب گيرد و چارپا با تازيانه خوردن.
اندوهها را كه به تو روى آرد از خود دور گردان، با دل نهادن بر شكيبايى و اعتقاد بىگمان. آن كه از عدالت بگرديد به ستم گراييد. يار به منزلت خويشاوند است، و دوست كسى است كه در نهان به آيين دوستى پاىبند است، و هواى نفس را با رنج پيوند است. بسا نزديك كه از دور دورتر است، و بسا دور كه از نزديك نزديكتر. و بيگانه كسى است كه او را دوستى نيست.
آن كه پاى از حق برون نهد راه بر او تنگ شود. هر كه اندازه خود بداند حرمتش باقى ماند. استوارترين رشتهاى كه رشتهاى است كه ميان تو و خداست. آن كه در كار تو نپايد، دشمنت به حساب آيد. آنجا كه طمع به هلاكت كشاند، نوميد ماندن از نرسيدن به مقصود چون رسيدن بدان ماند. نه هر رخنهاى را آشكار توان ديد و نه بر هر فرصتى توان رسيد. بود كه بينا به خطا افتد و كور به مقصد خود رسد. بدى را واپس افكن چه هر گاه خواهى توانى شتافت، و بدان دست خواهى يافت. و از نادان گسستن چنان است كه به دانا پيوستن، و آن كه از زمانه ايمن نشيند، خيانت آن بيند. و آن كه زمانه را بزرگ داند وى را خوار گرداند. نه هر كه تير پراند به نشانه رساند. چون انديشه سلطان بگردد زمانه دگرگون شود. پيش از اين كه به راه افتى بپرس كه همراهت كيست، و پيش از [گرفتن] خانه ببين كه با كدام [همسايه] خواهى زيست.
بپرهيز از آنكه در سخنت چيزى خندهآور آرى، هر چند آن را از جز خود به گفتار در آرى. بپرهيز از راى زدن با زنان كه سست رايند، و در تصميم گرفتن ناتوان، و در پردهشان نگاهدار تا ديدهشان به نامحرمان نگريستن نيارد. كه سخت در پرده بودن، آنان را از [هر گزند] بهتر نگاه دارد، و برون رفتنشان از خانه بدتر نيست از بيگانه كه بدو اطمينان ندارى و او را نزد آنان در آرى. و اگر توانى چنان كنى كه جز تو را نشناسند، روا دار، و كارى كه برون از توانايى زن است به دستش مسپار، كه زن گل بهارى است لطيف و آسيبپذير، نه پهلوانى است كارفرما و در هر كار دلير، و مبادا در گرامى داشت [او خود را] از حد بگذرانى يا او را به طمع افكنى و به ميانجى ديگرى وادار گردانى.
و بپرهيز از رشك نابجا كه آن درستكار را به نادرستى كشاند و پاكدامن را به بدگمانى خواند، و هر يك از خدمتكارانت را كارى به عهده بگذارد و آنان را بدان كار بگمار تا هر يك وظيفه خويش بگذارد و كار را به عهده ديگرى نگذارد، و خويشاوندانت را گرامى بدار كه آنان چون بال تواند كه بدان پرواز مىكنى، و ريشه تواند كه به آن باز مىگردى، و دست تو كه بدان حمله مىآورى. دين و دنياى تو را به خدا مىسپارم، و بهترين داورى را از وى براى تو درخواست دارم. امروز و هر زمان هم در اين جهان، و هم در آن جهان. و السلام.
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:10 موضوع شب قدر | لینک ثابت

جابر بن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متقیان، امام على(علیهالسلام) بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مىدانى كه چگونه و براى چه مىباشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حق آن كسى كه محمد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوت مبعوث گردانید، نماز داراى تاویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.
امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دوّمین تكبیر یعنى؛ خداوند، موصوف به حركت و سكون نمىباشد.
سوّمین تكبیر یعنى؛ این كه نمىتوان او را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمىشود.
پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مىكند.
ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى ابعاد و جوارح نیست .
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى ركوع آن است كه مىگویى: خداوندا! من به تو ایمان آوردهام و از آن دست برنمىدارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مىدارى و مىگویى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» ؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آوردهاى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستىِ مطلق تویى .
و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریدهاى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گرداندهاى .
و همین كه دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمىگردانى؛ و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مىگردانى .
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او (علیهم صلوات الله) مىباشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:6 موضوع شب قدر | لینک ثابت

پس از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابوموسى اشعرى براى حكمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج كه حضرت على(علیهالسلام) را تكفیر كرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهى، سه نفر از والیان و سران حكومتى را ترور نمایند.
یكى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود كه ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیهالسلام) را در كوفه؛ و دیگرى بَرك بن عبدالله كه او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بكر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت .
و بعد از آن كه هر سه منافق، هم قسم شدند كه یا كشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر كدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند.
و عبدالرّحمن پس از آن وارد كوفه شد، روزى در یكى از كوچههاى كوفه، زنى را به نام قُطّام كه پدرش در جنگ نهروان كشته شده بود ملاقات كرد.
و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاكراتى با او براى خواستگارى كرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.
قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مىكنم كه سه هزار درهم و یك غلام مهریهام قرار دهى، مشروط بر آن كه علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى .
عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مىپذیرم؛ لیكن مرا از قتل علىّ معاف دار.
قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مىخواهى به كام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد.
عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به كوفه نیامدهام، مگر به همین منظور. (1)
پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شكلى آرایش و زینت مىكرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوهگرى مىپرداخت تا آن كه او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.
و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعلهور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با همپیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد كوفه وارد گشت .
و هنگامى كه نماز صبح به امامت حضرت على(علیهالسلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى كه سر از سجده برمىداشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى كشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.
در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار كعبه، رستگار و سعادتمند شدم.(2)
بعد از آن، حضرت را با فرق شكافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشكان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یكى از آنان پزشكى بود به نام اثیر بن عمرو سكونى، كه بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید.اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتى نگران چشم به پزشك دوخته كه چه مىگوید؛ و نتیجه چه خواهد شد.
پس از آن كه پزشك نگاهى به جراحت آن حضرت كرد، گفت: گوسفندى را ذبح نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید.
وقتى آن را آوردند، پزشك رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شكاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظهاى درنگ نمود، در حالتى كه تمامى افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مىكردند.
سپس شكاف سر را باز كرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب به حضرت كرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما، چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت كرده؛ و راهى براى معالجه آن نیست.(3)
لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیهالسلام) فرمود: پسرم! اگر من خوب شدم، خودم آنچه را كه صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام مىدهم .
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:4 موضوع شب قدر | لینک ثابت
وصيتنامه حضرت علي(عليهالسلام)
در آخرين لحظات عمر

از وصاياى حضرت علي(عليهالسلام) در واپسين دم حيات مىتوان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود.
بسم الله الرحمن الرحيم
اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مىكند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مىدهد و اقرار مىكند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شدهام و از تسليم شدگان اويم .
فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد را به امور ذيل توصيه و سفارش مىكنم :
1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.
2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مىكند، فساد و اختلاف است .
3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مىكند.
4- خدا را! خدا را! درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.
5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مىخواهند آنها را در ارث شريك كند.
6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.
7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پايه دين شماست .
8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.
9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.
10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مىكند.
11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.
12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره آنها سفارش كرده است .
13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آنها را در زندگى شريك خود سازيد.
14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اينها بود.
15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.
16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد چنانكه قرآن دستور داده است .
17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آنها برآورده نخواهد شد.
18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كنارهگيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.
19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مىشود، بپرهيزيد.
20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است .
خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مىسپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... .(1)
از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على(عليهالسلام) بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟
مىفرمايد: بعضى مىگويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي(عليهالسلام) لحظهاى بيهوش شد و چون به هوش آمد ديگر سخنى جز لا اله الا الله از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.
چنانكه بعضى ديگر گفتهاند:(2) آخرين فرمايش ايشان اين آيه شريفه بود: و من يعمل مثقال ذره خيراً يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره.(3)البته گروهى ديگر ذكر كردهاند(4) كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه المثل هذا لليعمل العاملون،(5) يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (6) يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مىكنند. آنگاه در واپسين دم حيات فرمود: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:2 موضوع شب قدر | لینک ثابت

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیهالسلام) در نوشته تاریخنویسان پیشین یكسان نیست. در حالى كه طبرى و ابن سعد و دیگران نوشتهاند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانى كه به مسجد مىرسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبى كه تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخى كه در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم كه هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق مىباشد. وى چنین مىنویسد:
«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على(علیهالسلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مىكرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز كرد ، به ركوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى كه عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان كشته شد.»(1)
بلاذرى به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الكعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.»(2)
روایتهاى شیعى و برخى از روایتهاى اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.
بهرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت كه قاتل را دستگیر كرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:
ـ «پسر ملجمى؟»
ـ «آرى!»
ـ «حسن او را سیر كن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى كنم و اگر زنده ماندم یا مىبخشم یا قصاص مىكنم.»
ابن سعد نوشته است امام فرمود:
ـ «بدو خوراك نیكو دهید و در جاى نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزى كه على مردم را براى بیعت مىخواند ابن ملجم دوبار براى بیعت پیش آمد و على او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد كرد. امام در آخرین لحظههاى زندگى فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت كرد:
«شما را سفارش مىكنم به ترسیدن از خدا، و این كه دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید. و دریغ مخورید بر چیزى از آن كه به دستتان نیاید و حق را بگویید، و براى پاداش [آن جهان] كار كنید و با ستمكار در پیكار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من بدو رسد سفارش میكنم به ترس از خدا و آراستن كارها و آشتى با یكدیگر، كه من از جد شما شنیدم، میگفت: آشتى دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.»
خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید. خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید كه سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مىفرمود چندان كه گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود.
خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حكم آن.خدا را، خدا را، درباره نماز كه ستون دین شماست.
خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالى مگذارید، چندانكه در این جهان ماندگارید كه اگر [حرمت] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.
خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و زبانهاتان، بر شما باد به یكدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.
امر به معروف و نهى از منكر را وامگذارید تا بدترین شما حكمرانى شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا كنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفتهاید و دستها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را كشتهاند. بدانید جز كشنده من نباید كسى به خون من كشته شود.
بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یك ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید كه من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم مىفرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(3)
اندك اندك آرزوى او تحقق مىیافت و بدانچه مىخواست نزدیك مىشد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و مىگفت:
«خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»
على(علیهالسلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بىیاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندك اندك از آن ربودند، چندانكه چیزى از آن بر جاى نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جاى خود را میدارد تا خدا كى خواهد كه زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس كه پر از ستم و جور شده است.
چون على(علیهالسلام) را به خاك سپردند. امام حسن(علیهالسلام) به منبر رفت و گفت:
«مردم! مردى از میان شما رفت كه از پیشینیان و پسینیان كسى به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو میداد و به رزمگاهش میفرستاد و جز با پیروزى باز نمىگشت. جبرئیل از سوى راست او بود و میكائیل از سوى چپش. جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مىخواست با آن خادم بخرد.»(4)
جز وصیت كوتاهى كه نوشته شد، از امام وصیتهاى دیگرى نیز در سندهاى قدیمى دیده مىشود. برخى از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخى را پس از آن كه متوجه دیدار خدا گردید.
نوشته شده توسط منتظرامام زمان در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:0 موضوع شب قدر | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
کتاب الکترونیکی آفتاب هشتم امام رضا (ع) - موبایل و ........................
عععععععععععععععععععععععععععید مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک باااااااااد
24 پیام کوتاه برای عید فطر
پیامک های عید فطری
مجموعه نوحه های شهادت حضرت علی (ع) ، اجرا شده توسط حاج سید مهدی میرداماد
کانون
آهنگ جديد و بسیار زيباي سامي يوسف با نام You Came To Me
کتاب الکترونیک حضرت علی - جاوا
آفتاب سرخ محراب
درباره وبلاگ

پيغام مدير : اسلام عليک يا اباصالح المهدي
سلام به کاربران عزيز و گرامي ، ورود شما را به اين وبلاگ خوش آمد عرض مي كنم . اميدوارم مطالب اين سايت مورد استفاده ي شما قرار گيرد . نقطه نظرات خود را براي بهبود وبلاگ مطرح نماييد.
صلوات يادتون نره ما را هم از دعاي خيرتون محروم نسازيد.
متشکرم 09138812773
همین وبلاگ را میتوانید از آدرس زیر باز کنید.
www.golekhoshbo.tk
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
شب قدر
مقاله
آيه
حديث
شعر
متن ادبي
بانک صوتي
کمي خودماني
نامه منتظران
معرفي کتاب
محاسن صلوات
القاب حضرت مهدی
زیارتنامه امام مهدی
تصاویر مهدوی
دانلود برنامه
موبایل
موسیقی
مهدویت
مناسبت های ویژه(همراه صوت)
سخنرانی حضرت مهدی(ع)
آموزش تصویری احکام و رساله
آموزش متحرک قرآن مجید
دانلود فیلم و سریال
دانلود مداحی(تصویری)
ماه شعبان
امام زمان(ع)یا مهدی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY